بنیاد ایران شناسی-معاونت پژوهشی
تاریخچه چاپ و کاغذ

نويسنده : دکتر امیرحمدالله صادقی نیاتاريخ: چهارشنبه 11 شهریور 1394

تاریخچه چاپ و کاغذ

به مناسبت یازدهم شهریور ماه – روز صنعت چاپ

از بدو حضور انسان بر روی کره خاکی معمولاً نیاز به ابراز احساسات و تمایل به نمایش هنرهای وجودی در نزد افراد وجود داشته و این نیاز روز به روز افزایش یافته است.

انسان پارینه سنگی بر دیواره غارها نگاره‌هایی را از خود باقی گذاشته است و در دوره میان سنگی بر صخره‌ها و سنگ‌ها کنده کاری‌هایی را انجام داده و آنها را با رنگ‌های گوناگون کانی مثل اُخرا و چربی‌های حیوانی رنگ آمیزی کرده است. معمولاً اشکال حیواناتی همچون ماموت، گاو وحشی، بز کوهی، اسب، همراه با پیکره‌های انسانی را نقش می‌کردند. این هنر ادامه یافت تا اینکه انسان توانست از نقوش و علائم بسیار ساده گذر کرده و خاطرات و آموخته‌های خود و معاملات و امور بازرگانی و اداری را ثبت کند و برای آیندگان باقی ‌گذارد. طبق اکتشافات باستان شناسان اولین وسیله‌ای که انسان از آن برای نوشتن و نقاشی استفاده می کرده، سنگ بوده است. پس از آن از وسایلی مثل استخوان حیوانات و چرم و چوب و الیاف گیاهی استفاده کرده؛ اما در نهایت انسان تکامل جو و جستجو گر قادر به اختراع و ساخت کاغذ شده است .

اگرچه تاریخ مکتوب به ما می گوید که تولید کاغذ برای اولین بار در چین، حدود سال ۱۰۵ میلادی، صورت گرفته است ، ولی در چین مرکزی کاغذهای یافت شده که قدمت آن به ۲۰۰۰ سال قبل از میلاد می رسد. در آن زمان پوست درخت توت را به همراه تکه های پارچه ، الیاف کتانی، کنف و حتی تورهای ماهی گیری قدیمی در آب نگه می داشتند تا به صورت خمیر درآید و الیاف آن ها جدا شود. سپس الیاف را از آب جدا کرده و با قرار دادن روی صفحه ای آن را خشک می کردند. بدین ترتیب کاغذ تولید می شود و مورد استفاده قرار می گرفت.

در سال ۱۸۴۳ میلادی، شخصی به نام فردریک گوتلوب کلر توانست الیاف چوب های نرم کاج و صنوبر را برای تولید کاغذ استخراج کند. بدین ترتیب کلر را باید مختر کاغذ های امروزی دانست. در حال حاضر می توان از یک درخت کاج حدود ۳۸۰۰۰ ورق کاغذ روزنامه تولید کرد. در بین النهرین از لوحه‌های گلی ، در مصر (1838 ق.م) از پاپـیروس ، در چین از حکاکی بر روی لوحه‌های چوبی و نمد با قلم مو و پارچه ابریشمی ، این منظور را عملی می‌کردند. با توجه به اینکه صنعت نمد مالی در خاور دور ، سنّت و متداول بود، فردی چینی به نام "تسائی لون" (105 میلادی) از قطعات کهنه و اضافی ابریشم ، خمیر و بعد ، ورقه‌هایی به صورت نمد درست کرد و از آن به کمک قلم مو برای نقاشی و نوشتن استفاده کرد و بعد به جای ابریشم ، چوب خیزران و درخت توت را بکار گرفت. در حقیقت ، باید او را اولین مخترع کاغذ در دنیا دانست . ابزارهایی که انسان از ابتدا تا کنون برای ثبت خاطرات و ... از آنها استفاده کرده عبارتند از : سنگ نبشته و الواح گلی ، الیافهای گیاهی ، پوست حیوانات و کاغذ ؛ که در اینجا بررسی کوتاهی بر عملکرد و چگونگی استفاده از هر کدام از آنها انجام می دهیم .

الواح گلی :

در دوران باستان در سرزمین‌هایی مثل ایران، میان رودان و یونان، برای ثبت گزارش‌ها از گل نرم استفاده می‌کردند؛ نویسنده مقداری گل را مسطح کرده و با وسیله‌ای نوک تیز، بر سطح گل نرم‌فشار آورده و یادداشت‌های خود را باقی می‌گذشت. وقتی که روی صفحه گلی نوشتن به پایان می‌رسید ، صفحه را در آفتاب می‌گذاشت تا خشک و سفت شده و از استحکام برخوردار شود و اثر نوشته شده به سادگی از بین نرود. اگر این لوح حاوی گزارش مهمی بود در آتش پخته می‌شد. در ایران الواح گلی پخته شده بسیاری تا کنون یافت شده که بیشتر آنها در تخت جمشید بوده و از این مکان تاریخی بدست آمده است . دلیل وجودی این الواح پخته شده در تخت جمشید نیز حمله اسکندر مقدونی به تخت جمشید و به آتش کشیدن کاخ‌های آن می باشد . به مصداق آن ضرب المثل معروف در اینجا عدو سبب خیر شده است . او به خیال خام خود در صدد از بین بردن آثار بزرگی و تمدنی کشور ایران بوده ، غافل از اینکه آتش زدن تخت جمشید باعث پخته شدن تعداد بسیار زیادی لوح گلی در زبانه های آتش شده و قسمت عظیمی از مفاد تاریخ اجتماعی و اقتصادی ایران بدینوسیله به یادگار باقی مانده و این تاریخ در قرون آینده ( امروزه ) بازگشایی شده و راز و رمز این تمدن بزرگ بشری برای جهانیان را برملا کرده است .

در کاوش‌های سال 1314 – 1312 خورشیدی به سرپرستی هر تسفلد و در سالهای بعد توسط باستان شناسان و پژوهشگران دیگری در تخت جمشید ، تعداد زیادی لوحه گلی به خط ایلامی از خزانه پادشاهی و دژ‌های سلطنتی بدست آمد که مربوط به سال‌های 492 و 455 و 509 و 494 پیش از میلاد است.

نمونه ای از الواح گلی زمان هخامنشیان

تاریخچه چاپ و کاغذ

سنگ نبشته : (کتیبه Katlba)

سنگ نبشته، سنگ نوشته یا کتیبه به تخته سنگ، کاشیکاری یا سطح دیگری گفته می‌شود که معمولاً واقعه‌ای تاریخی بر روی آن کنده‌کاری یا نوشته شده باشد. معمولاً کتیبه به‌نوشته‌ای اطلاق می‌شود که بر روی سنگ، در حاشیه سردر ساختمان‌ها؛ یا گوشه‌های پارچه‌های خاص نظیر پرده، سفره، و بیرق؛ و یا بر صفحه‌های کتاب نگارش می‌یابد .

نوشته‌ای را که بر روی سنگ باشد ، سنگ نبشته گویند که گاه بر صخره‌ها و یا دیواره کوهها قرار دارند و گاه بر سر در ابنیه و آثار باستانی نصب شده اند . به لوحه‌های گلی و فلزی نیز کتیبه می گویند.

به نقش‌ها و خطوطی که بر روی سکه‌ها، چرم‌ها و احیاناً شیشه نوشته شده است نیز گاهی اوقات کتیبه می گویند.

در ایران مرسوم بوده که فرمان‌ها و اعلامیه‌ها را بر روی سنگ حک کرده و در معرض دید همگان قرار می‌دادند.

از دوران هخامنشی سنگ نبشته‌های متعددی در زمینه مملکت داری، توسعه سرزمین تحت سلطه شاهان هخامنشی ، اقوام تابعه ایران و ... بر روی سنگ صخره‌ها و دیواره های کوه ها نقره شده است. از جمله در بیستون کتیبه داریوش اول ، در کوه الوند همدان کتیبه داریوش اول و خشایارشاه، در مصر بر بالای کانال سوئز و ... می‌توان نام برد. حتی بعد از اختراع کاغذ ، گزارش‌ها و اعلامیه های مهم حکومتی تا عصر قاجار بر روی سنگها نبشته می‌شد و در انظار عموم قرار می‌گرفت.

همچنین از عصر صفوی و قاجار، فرمانهایی وجود دارد که معمولاً در مساجد قرار می‌دادند. مثل فرمان شاه تهماسب در مسجد جامع عتیق اصفهان و فرمان فتح علیشاه در مسجد جامع عباسی .

تاریخچه چاپ و کاغذ

کتیبه گنجنامه در همدان ( سنگ نبشته های داریوش و خشایار هخامنشی )

پاپیروس (papyrus) :

نوعی گیاه است به شکل نی که در آب رشد می کند . مصریها اولین قومی بودند که از این گیاه برای نوشتن استفاده کردند. برای تولید پاپیروس ابتدا ساقه نی را می‌بریدند و آنرا به ورقه‌های نازکی تبدیل می‌کردند، سپس ورقه‌ها را در کنار یکدیگر قرار داده به هم می‌چسباندند و تحت فشار قرار داده و نواری از پاپیروس به دست می‌آورند. طول پاپیروسهای تولید شده گاه به چند متر می‌رسید. پاپیروس چند متری را می‌توانستند لوله کرده و به راحتی به دنبال خود حمل کنند. این گیاه تا قرن هشتم میلادی بهترین منبع برای نوشتن وقایع و گزارش ها و فرمانهای حکومتی بود و حتی به عنوان یک کالای صادراتی آنرا به دیگر کشورهای اطراف مدیترانه هم صادر می‌کردند.

در دهه های اخیر توسط باستان‌شناسان تعدادی زیادی پاپیروس از کشورهای مصر و تمدن‌های حوزه مدیترانه بدست آمده که منشاء اطلاعات تاریخی بسیار خوبی می‌باشند و به شناخت تاریخ تمدن مصر بسیار کمک کرده اند .

یونانیها از جمله تمدنهای حوزه مدیترانه می‌باشند که چون در عهد باستان مطالب خود را روی پاپیروس می‌نوشتند ، وارد کننده این کالا از مصر بودند . کتابهای یونانی که بر روی پاپیروس نوشته می‌شد معمولاً شکل نواری طولانی را داشت که آنرا لوله می‌کرده و هر زمان که به آن نیاز بود از آن استفاده می‌کردند.

پارشمن (parsoman) :

پارشمن پوست حیواناتی مانند، گوسفند، گوساله، بز وآهو است که روی آنها مطلب نوشته می شد . برای اینکه بتوانند روی این پوستها مطلب بنویسند باید مراحلی را طی می کردند. برای تولید پارشمن ابتدا مدتی پوست را در آب خیس می‌کردند و بعد پشم و موهای روی آن را به وسیله آهک از بین می‌بردند. پس از آن روی پوست را تمیز و بعد خشک کرده و صاف می‌نمودند. برای صاف شدن باید روی آن را گل سفید می‌مالیدند و سپس بر روی آن سنباده کشیده و آنرا آماده بهره‌برداری می‌کردند.

پارشمن دوام بسیاری داشت و چون تا می‌شد به سرعت جای پاپیروس را گرفت.

چون در سده دوم قبل از میلاد در شهر پرگاموس بوده که احتمالاً برای اولین بار پوستهایی که بر دو روی آن می‌توانستند بنویسند را آماده نوشتن کرده اند ، لذا برای نام این پوستها ، لفظ پارشمن بکار برده شده است . پارشمن تحریف و تطور شده کلمه پرگاموس بوده و از نام همین شهر گرفته شده است.

ولوم هم نوعی چرم نوشته است که از پوست کهنه تهیه می شده است. در ایران اشکانی به چرمهایی که برای نوشتن استفاده می‌شد دیفترا می‌گفتند. در مجموع در دوران باستان فرامینی را که باید به نقاط دوردست فرستاده می‌شد بر روی پارشمن می‌نوشتند. از این رویه ( استفاده از چرم نوشته = پارشمن ) در دوران اسلامی هم که قلمرو سرزمینهای اسلامی بسیار وسیع بود، تا حد فراوانی استفاده می‌شد.

پارچه :

در بعضی از تمدنها از جمله در چین بر روی پارچه‌هایی که از الیاف گیاهی و یا ابریشم بافته می‌شد می‌نوشتند، البته از ابریشم فقط برای نوشتن گزارشات و فرامین مهم استفاده می‌شد و بیشتر فرامین امپراطوران را بر روی ابریشم می‌نوشتند زیرا ابریشم گران و تهیه آن نیز مشکل بود.

کاغذ (Paper) :

نخستین مردمی که کاغذ را ساختند چینی‌ها بودند. چینی‌ها ابتدا نوشته‌های خود را بر روی تخته‌های نازک از خیزران و یا تکه‌هایی از پارچه هایی از جنس ابریشم می‌نوشتند . از ورقه‌های خیزران در چین کتاب تهیه می‌کردند ولی انتقال این نوع کتاب از محلی به محل دیگر دشوار بود . اگر دانشمندی خواهان سفر بود باید که با چند ارا به کتاب های خیزیرانش را حمل می‌کرد . چون ابریشم هم گران بود ، این مسئله مردم متفکر و خلاق چین را به فکر تهیه کاغذ انداخت. گمان می‌رود که کاغذ در قرن اول قبل از میلاد در چین تولید شده باشد. قدیمی‌ترین نمونه کاغذ موجود ، کاغذی است که از مقبره‌ای در چین بدست آورده‌اند که تاریخ آن قدیمی‌تر از دوره‌ی وو – تی (140 – 287) میلادی از سلسله‌های اولیه است.

در سال 105 میلادی در زمان‌های – دای نستی تسه ‌لون در چین این صنعت احیاء شده . کاغذ (Kayas) یک لفظ قدیمی چینی است.

چینی‌ها کاغذ را از پوست درخت توت و خیزران و یا الیاف گیاهی و پارچه‌های کهنه می‌ساختند. مردم چین پی‌بردند که با کوبیدن مواد زاید می‌توان آنها را بصورت الیاف در آورده و از آنها کاغذ بسازند. گفته می‌شود مردم چین حدود پنج قرن راز تهیه کاغذ را که یکی از مهم‌ترین و اصلی‌ترین ابداعات بشری است و موجب تحول شگرفی در فرهنگ و تمدن بشری شده را پنهان کرده و بر ملا نساختند. تا پنج قرن چینی‌ها صنعت کاغذ‌سازی را در انحصار خود داشتند. اما پس از پنج قرن راز این صنعت به خارج از مرزهای چین راه یافته و به ایران آمد و از طریق ایران به اروپا راه یافت.

ساخت کاغذ از مواد زائد را در چین به فردی به نام تسای لون (Tsai lun) نسبت می‌دهند.

ساخت کاغذ های اولیه توسط چینی ها

تاریخچه چاپ و کاغذ

ساخت کاغذ در ایران :

اولین سند کاغذی که تا کنون در ایران به دست آمده مربوط به تمدن ساسانی است. در حدود سال 650 میلادی ساسانیان کاغذ چینی را که از پوست درخت توت ساخته‌ می‌شد به ایران وارد کردند. این نوع کاغذ معمولاً برای ثبت مدارک مهم دولتی استفاده می‌شد. اینکه در چه سالی و چگونه صنعت کاغذسازی به ایران وارد شده کاملاً مشخص نیست، اما به گزارش بعضی از منابع پس از فتح سمرقند در سال 751 میلادی فرماندار عباسیان در خراسان، فرمانده نظامی خود زیاد بن صالح را به جنگ دو تن از روسای ترک که علیه عرب‌ها شوریده بودند و چینی ها از آنها حمایت می‌کردند، فرستاد؛ دراین جنگ سپاه ترک و چین در کنار رودخانه طراز شکست خوردند و تعدادی از آنان اسیر زیاد بن صالح شدند، در بین اسرا چند نفر چینی بود که با فن کاغذ سازی آشنایی داشتند، کاغذ سازان را به سمرقند بردند و از آنها خواستند تا در آنجا صنعت کاغذ سازی را راه اندازی کنند؛ و به این ترتیب بود که پس از چندی ایرانیان فنون کاغذ سازی را از چینیها فرا گرفته و خود شروع به ساخت کاغذ کردند.

کاغذی که در کارگاه سمرقند تولید می‌شد از پارچه‌های نخی و کنفی (علف چینی) بود. اما کاغذ‌سازان سمرقند سطح کاغذ را به ماده نشاسته و کتیرا و یا جوشیده بوته سریش آغشته و آن را آماده نوشتن با مرکب و قلم نی می‌کردند. پس از اینکه در سمرقند کاغذ تولید شد راز چندین قرنی این صنعت آشکار شد، بخصوص مردمی که از طریق جاده ابریشم به ایران می‌آمدند و به دیگر کشورها سفر می‌کردند با صنعت کاغذ سازی آشنا شدند .

این صنعت از طریق ایران به خاورمیانه و سپس به کشورهای اروپایی راه یافت و پس از چندی بصورت انبوه تولید شد.

دومین کارخانه کاغذ سازی در بغداد بنا نهاده شد و کاغذ زیبا و ظریفی در این کارخانه ساخته شد که بعد از کاغذ سمرقندی مرغوب‌ترین کاغذ بود.

یکی از شهرهای ایران که در این صنعت شهرت یافت شهر «خونا» بود که در زمان یاقوت حموی «به کاغذ کنان» معروف شده بود.

در سال 900 میلادی صنعت کاغذ سازی توسط مسلمین به مصر راه یافت و در سال 1150 میلادی توسط «مورها» به شاطبه اسپانیا انتقال داده شد؛ در سال 1154 میلادی کارخانه کاغذ سازی در نزدیکی والنسیا در اسپانیا ساخته شد. مردم ایتالیا درسال 1276 م. موفق به ساخت کاغذ شدند، فرانسوی‌ها در سال 1348 میلادی توسط «نیکولاروبر» (N.Rober) با فن کاغذ سازی آشنا شدند و کارگاهی دایر کردند. آلمانها اولین کارخانه کاغذ سازی را به سال 1390 میلادی در شهر نورنبرگ بنیاد نهادند. نیکولا روبر در فرانسه ماشینی ساخت که کاغذ را سریعتر و زیباتر تولید می کرد، این ماشین را انگلیسی‌ها اصلاح و تکمیل کردند.

کارخانه کاغذ سازی تا سال 1617 میلادی به آمریکا و دیگر کشورها راه یافت. در تمام کشورها مواد اولیه ساخت کاغذ از پارچه‌های کتانی و پنبه‌ای کهنه یا مخلوطی از این دو ماده تشکیل شده بود ؛ امابهر حال تولید بسیار پایین بود و پاسخگوی مصرف کنندگان نبود .

چون روز به روز بر تقاضا افزوده می‌شد، تولید کنندگان ناچار شدند آگهی‌هایی را بین مردم پخش کنند که دلالت‌ می کرد بر خرید و جمع‌آوری پارچه‌های کهنه مردم . در ازای پارچه کهنه های خریداری شده ، کتاب‌های داستانی، قندیل، انگشتر، و یا شمع به فروشندگان تحویل داده می‌شد. تعدادی از تولید کنندگان ناچار شدند نمایندگان خود را برای تهیه پارچه‌های کتانی و پنبه‌ای به در خانه‌های مردم بفرستند که حتی با انجام این کار باز هم پاسخ مصرف کنندگان کاغذ داده نشد و کاغذ همچنان در بازار کم بود . بنابراین تولید کنندگان کاغذ مصمم شدند که کاغذ را بر اساس وزن بفروشند، این ترفند موجب افزایش وزن کاغذ شد چرا که مواد اولیه وزن افزا به کاغذ افزوده شد.

انواع کاغذ :

- کاغذ خان بالیغ : کاغذ ساخت چین می‌باشد که چینی ها بر روی آن حسابهای کسب و کار خود را می‌نوشتند.

- کاغذ سمرقندی : کاغذی که توسط ایرانیان در سمرقند ساخته می‌شد و بسیار مرغوب بود.

- کاغذ شامی : نوعی کاغذ سفید است که بسیار شفاف و لطیف بود و در منطقه شام ساخته می‌شد.

- کاغذ فرنگی : (کاغذ بُتی) کاغذ ساخت اروپا است که چون با دقت به آن می‌نگریستند شکل بتی در آن دیده می‌شد.

- کاغذ گرده یا سوزنی : کاغذ‌های مشق هستند و برای کپی برداری از آن استفاده می‌شود.

- کاغذ کاهی : این کاغذ مرغوب نیست و رنگ آن تیره است و از کاه ساخته می‌شود.

روش‌های ساخت کاغذ :

در نیمه دوم قرن 14 میلادی اولین آسیاب کاغذ سازی ساخته شد و فن کاغذ‌سازی پیشرفت کرد. همچنین اولین ماشین کاغذ سازی که می‌توانست در ابعاد بزرگ کاغذ بسازد در قرن 18 میلادی (سال 1799 میلادی) ساخته شد که در آن از مواد سریشمی و چسبنده برای پیوستگی الیاف به یکدیگر و موادی که سطح کاغذ را صاف و لغزنده می‌کرد استفاده شد.

ساخت کاغذ با الیاف :

الیاف را معمولاً در آسیاب کنار رودخانه‌ها آسیاب می‌کردند و پس از اینکه مدتی خیس می‌خوردند ، آن را تخمیر و بعد سفیدشویی و نرم سازی کرده می‌کوبیدند و در آخر خمیر کاغذ تهیه می‌شد . این خمیر را روی شبکه‌ای توری ریخته تا آب اضافی آن دفع شود و خمیر بر سطح صاف خشک شود نهایتاً روی آن آهار می‌زدند.

در قرن نوزدهم از خمیر چوب برای کاغذ سازی استفاده شد. خمیر چوب به دو روش مکانیکی و شیمیایی تبدیل به کاغذ می‌شد.

1- روش شیمیایی : ابتدا چوب را تکه‌تکه کرده سپس میسائیدند، پس از سائیدن مواد اضافی غیر سلولزی را از محیط خارج کرده و با افزودن مواد شیمیایی آنرا بی‌اثر می‌کردند. ابتدا بی‌سولفیت کلسیم، یورسولفات سدیم و سود سوز آور به آن اضافه کرده و در مرحله آخر آنرا حرارت داده و می‌پختند و پس از پختن ، خمیر را با آب مخلوط و یکدست می‌ساختند، سپس مواد افزودنی مناسب برای ساخت کاغذ را به آن اضافه می‌کرده قالب می‌زدند.

2- روش مکانیکی : ابتدا چوب را قطعه، قطعه کرده و بصورت پودر در آورده و پودر را با آب مستقیماً مخلوط و خمیر کاغذ تهیه می‌کردند . این نوع کاغذ عمر طولانی ندارد و دارای استحکام نیست ، به دلیل اینکه مواد مضر مثل لیگنین از آن خارج نشده است.

روش دستی ساخت کاغذ :

ابتدا الیاف را در آب خیس کرده و سپس رشته‌رشته کرده و همراه با مواد قلیایی جوشانده و کمی چوب هم به آن مخلوط کرده و ماده بدست آمده را به هم می‌زدند. از خمیر تهیه شده در مرحله به هم زدن ، لیگنین (مواد مضر) ، خارج می‌شد و مواد سلولزی به هم پیوند می‌خوردند . پس از این مرحله مواد افزودنی را به خمیر اضافه می کردند سپس قالب ریزی انجام می‌گرفت. قالب‌ها را از ساقه برنج و یا نی ظریف با نخ ابریشم می ساختند و آنرا در چهارچوب خیزران قرار می‌ دادند . قالب ها کاملاً انعطاف پذیر بودند و به راحتی از چهار چوب خود جدا می‌شدند. بنابراین پس از مدتی کاغذ ها را از قالب جدا ساخته و می‌توانستند آنرا در جای مناسبی برای خشک شدن قرار دهند. پس از خشک شدن کاغذ ، سطح آنرا آغشته به مواد مخصوص آهار زدن می‌کردند. مواد مخصوص آهار معمولاً نشاسته، آرد برنج، زاج، کلوفون، راتیانه و ... بود. بعد از آهار زدن مرحله مهره‌کشی و پرداخت کاغذ ، صیقل زنی و بستن منافذ کاغذ انجام می‌شد. معمولاً در مرحله صیقل و پرداخت از سنگ عقیق و یشم و صدف استفاده می‌شد.

صنعت چاپ (Printing)

تا کنون دریافتیم که از روزگاران اولیه انسان نیاز به ابزار و بازگو کردن احساسات و تمایلات خود داشته و دارد و برای برآورده کردن تمایلات خود ، روی به آفرینش و ابداع آورده و نوآوری را پیشه خود کرده است . به آفرینش‌های هنری روی آورده و جهان را عاقبت دچار تحول و دگرگونی ساخته است . خط را آفریده و پس از چندی احساس کرده که دانسته‌ها و اختراعات و شناخته‌های خود را باید در اختیار هم نوعان خود قرار دهد و نسل‌های آینده را هم از تجربیات خود بی‌نصیب نگذارد و همچنین باید علم و فرهنگ را اشاعه دهد . در مقطعی این انسان علاقمند و دلسوز برای نسلهای بعدی متوجه می شود که برای همه گیر شدن علم و دانش ، دیگر نوشتن با دستخط توسط کاتبین و نویسندگان، نیازها را بر آورده نمی‌کند و باید که تحولی ایجاد ‌شده و راهکاری جدید اختراع گردد. تفکر جهانی شدن علم و دانش ، بشر را وادار به اختراع «حروف قابل انتقال» کرد. اختراع حروف چاپ ابتدا بصورت چاپ قالبی (Blackprinting) بود؛ در بین سال‌های 1051 تا 1058 میلادی ، مردم چین از این فن استفاده می‌کردند.

اروپائی‌ها بدون اطلاع از اختراع چینی‌ها دست به کار شده و آنها هم حروف قابل انتقال را ایجاد کردند؛ گفته می‌شود که برای اولین بار در اروپا « یوهان ژنفلیش گوتنبرگ » در آلمان این فن را شناخته و آنرا ابداع کرده است ؛ گوتنبرگ در سال‌های 1400 تا 1468 میلادی در شهر «اتنس» موفق به اختراع این صنعت می‌شود.

طی قرن 15 میلادی «چاپ قالبی» رایج و معمول بود که مطلب مورد نیاز را روی تکه‌های چوب می‌ کندند و سپس چوپ (قالب) را آغشته به مواد رنگی کرده سپس آن را بر روی کاغذ یا پارچه و یا ... انتقال می‌دادند.

گمان می‌رود که فن قالب زنی یا انتقال حروف (تصویر) نخستین بار برای تهیه ورق بازی و بعدها برای چاپ تصویر قدیسین و نوشته‌های زیر آن استفاده شده باشد . و البته بعداً و به مرور زمان شروع به چاپ حروف زیاد بر روی کاغذ و چاپ کتاب کردند ( در اصفهان برای تهیه پارچه قلمکار هنوز از فن چاپ قالبی استفاده می‌شود ) .

تا سال 1487 در بعضی از کشورهای اروپایی چاپخانه دایر شد و بخصوص در کشور ایتالیا چاپ و چاپخانه اعتبار خاصی یافت .

تاریخچه چاپ و کاغذ

در قرن 16 میلادی پاریس هم توانست در این صنعت اعتباری بیابد. در همین قرن به سبب محدودیتهای دینی و اصلاح طلبی مردم در دین و بوجود آمدن افکار نو ،‌ تعدادی از صنعتگران چاپ ، کارگاههای خود را از فرانسه به هلند انقتال دادند و هلند تبدیل به بزرگترین مرکز چاپ در اروپا شد و پس از چندی هلند صادرکننده حروف و مطبوعات و لوازم آن به همه اروپا گردید . (23)

تا سال 1800م این صنعت به همان سبک گوتنبرگ باقی ماند و تنها اصلاح‌های جزیی بر روی ماشین انجام شد و چاپ توسط ماشین دستی صورت میگرفت؛ ولی در سال 1800 طریقه «سترئوتایپ»‌ ایجاد شد و به سرعت کار چاپ افزوده شد.

در سال 1810 میلادی کوینگ در این فن از نیروی بخار استفاده کرد و سرعت را باز هم افزایش داد. چاپ روتاری می‌تواند در ساعت شصت هزار نسخه روزنامه را چاپ و صفحات را بریده و تا یزند و نسخه‌های چاپ شده را شمارش کند. بعد از روتاری لاینوتایپ در سال 1886 و بعد در سال 1896 مونوتایپ اختراع شد. در مونوتایپ عمل حروف چینی را خود دستگاه انجام می‌داد. اما بعد از اینها « روناری » که یکی از بزرگترین و سریعترین ماشینهای چاپ می‌باشد اختراع شد. امروزه معمولاً‌به سه طریق فن چاپ صورت می‌گیرد :

الف - چاپ حروفی، یا برآمده و یا سربی . این چاپ را در ایران با همان نام اروپایی تیپوگرافی (typograghy) می‌خوانند. این چاپ بصورت تصویربرداری از روی حروف است.

ب - چاپ همسطح (planagraphic printiny) و یا لیتوگرافی (lithorgaghy) و یا چاپ سنگی که از روی آن چاپ افست ناشی می‌شود.

ج - چاپ گود یا چاپ گراووری.

ورود چاپ و چاپخانه به ایران

قبل از ورود فن چاپ به ایران، چاپ قالبی در ایران وجود داشته و در چاپ پارچه و چاپ اسکناس «چاو» از این چاپ استفاده می‌شد ؛ احتمالاً فن چاپ در دوره ایلخانان از چین به ایران آمده است و پولهای کاغذی را که اعتباری هم نداشت در ایر ان چاپ می‌کردند.صنعت چاپ در زمان شاه عباس اول ( بین سال‌های 1020 ه ق/ 1611 م و 1030 ه ق/ 1621 م ) توسط ارمنی‌ها که به ایران مهاجرت داده شدند به این سرزمین آورده شد.

اولین چاپخانه آنچنان که کشیش کرملی به نام آنژدوسن ژوزف که در سال 1070 ه ق/ 1661م به ایران آمده است می‌نویسد :

«حضرات پادریان کرملی میدانی میر ، باسمه خانه عربی و فارسی در عبادتخانه خودشان در اصفهان برپا و دایر کرده بودند و هنوز دارند . ارامنه نیز در جلفا باسمه ارمنی دارند.»

چون اعضای فرقه کرملی در سال 1607 میلادی به ایران آمدند، تاسیس چاپخانه می‌تواند بعد از این تاریخ باشد.

در بعضی از منابع تاریخ ورود چاپخانه (مطبعه) را زمانی می‌دانند که ارامنه به ایران آمده و کلیسا ساخته و در آن محلی را برای دایر کردن چاپخانه در نظر گرفته و این تاریخ در سال 1604 میلادی / 1013 ق . بوده که چاپخانه‌ای در کلیسای ارامنه دایر شده است.

قدیمی‌ترین اثری که تاکنون بدست آمده و مشخص است که در چاپخانه کلیسای وانک اصفهان به چاپ رسیده ، زبور داود است.

پایان چاپ این کتاب در سال 1046ق/1638م می‌باشد. کار چاپ این کتاب یک سال و پنج ماه طول کشید. اما این کتاب دارای ضمیمه‌ای است که به زبان ارمنی کلاسیک است و مطالبی درباره ساقموس (زبورداود) در آن نوشته شده است. این کتاب با 250 صفحه تنظیم شده و از حروف زینتی درآن استفاده شده است، و صفحه‌ها با نقاشیهای مختلف آراسته‌ شده است. بنابراین پیشگامان استفاده از صنعت چاپ در ایران ارامنه می‌باشند. در سال 1013ق. یکی از روحانیون ارمنی به نام آسادور ، چاپخانه‌ای در اصفهان ایجاد کرد که دارای حروف چوبی بود. در همین ایام آسوری‌ها هم در رضائیه از چاپخانه برای چاپ کتابهای مذهبی خود استفاده کردند.بعضی از منابع آورده‌اند که : نخستین چاپخانه کلیسای وانک و ارامنه جلفای اصفهان توسط خلیفه خاچاطور گیساراتی (khachatoor Gesaratsi) در سال 1636 میلادی/ 1046 قمری بنا نهاده شد. خلیفه و دیگر کشیشان کلیسای وانک پس از دو سال تلاش خستگی ناپذیر موفق شدند حروف مسی، سربی، برنجی و قیدهای چوبی چاپ و مرکب و کاغذ و تذهیب صفحات را فراهم نمایند. به همین خاطر است که به خلیفه خاچاتور ، لقب گوتنبرگ دوم داده‌اند.

تاریخچه چاپ و کاغذ

سومین ماشین چاپ که توسط ارامنه به ایران آورده شد

اندازه حروفی که در این زمان ساخته می‌شود حدود یک وجب می‌باشد. هم اکنون تعدادی از این حروف در موزه کلسیا نگهداری و حفاظت می‌شود.

تاورنیه در سفرنامه خود از خرید ماشین چاپی توسط ارامنه از اروپا یاد می‌کند و می‌نویسد این ماشین با حروف ارمنی حروف چینی می‌شود و در سال 1051ق/1641م توسط یعقوب ژان نجار خریداری و به ایران آورده شده است . حروف این ماشین برنجی بوده است. در این مطبعه ورقه دینی بنام گزارش پدران کویر به سال 1641م /1051 ه ق به چاپ رسیده که به زبان ارمنی می‌باشد. علاوه بر این دو اثر چاپ شده، دومین کتاب چاپی ایران با عنوان هارانتس وارک یا (سرگذشت پدران روحانی) چاپ می‌شود. کتاب بعدی در سال 1641 میلادی به نام نماز خاص با 48 صفحه به چاپ می‌رسد؛ این اثر 48 صفحه‌ای را خلیفه خاچاطور هر روز صبح در کلیسا می‌خوانده است. چهارمین کتاب چاپی در چاپخانه کلیسا بنام « ژاماگیرک » یا « مراسم کلیسا » است که در 44 صفحه به زیور طبع آراسته و با حروف ارمنی چاپ شده است. در سال 1642 میلادی/ 1052 ه ق چاپ آن به پایان می‌رسد. خلیفه خاچاطور که چاپخانه خود را کامل نمی‌یابد تصمیم می‌گیرد برای تکمیل چاپخانه از اروپا دستگاه چاپ وارد کند. بنابراین کشیشی را به نام هوانس به اروپا می‌فرستد که هم دوره تخصصی کار با دستگاه چاپ را بیاموزد و هم دستگاهی به ایران بیاورد. هوانس 6 سال در اروپا می‌ماند. در شهر لیئورنو در سال 1644 میلادی/ 1054 ه ق کتاب زبور داود را چاپ می‌کند و برای استاد خود خاچاطور گیساراتی می‌فرستد . اما کتاب زمانی می‌رسد که استاد فوت کرده بود . هوانس با یک ماشین چاپ با حروف سربی به اصفهان باز می‌گردد و در سال 1650 میلادی تصمیم می‌گیرد کتاب مقدس «عهد قدیم و جدید» را به زیور طبع آراسته گرداند؛ اما به دلیل اختلاف با ارامنه چاپ کتاب به تعویق می‌افتد و خودش هم مجبور به مهاجرت می‌شود. علت مهاجرت خلیفه هوانس مخالفت مردم با صنعت چاپ بوده است . تاورنیه در این زمینه می‌نویسد که پس از مرگ شاه عباس اول ، از صنعت چاپ استقبالی نمی‌شود و اطفال ارامنه میل نداشتند، نوشتن بیاموزند و می‌گفتند : ما برای آن نوشتن می‌آموزیم که با دستان خود کتاب مقدس را بنویسیم و به یادگار بگذاریم. از سوی دیگر صنعت چاپ سبب قطع نان گروهی شد که معاششان از طریق کتابت بود. بنابراین صنعت چاپ از کار افتاد. ضمناً ارامنه در این سالها مرکب خوبی را نمی‌توانند تولید کنند بنابراین خطوط چاپی کمرنگ و سفید می‌شود. مخالفت بین خلیفه و مردم ارمنی شدید شد تا جایی که عاقبت مردم چاپخانه را به آتش می‌کشند.

این وضع مدتی ادامه می یابد تا آنکه تعدادی از بزرگان ارامنه متوجه اشتباه خود می شوند و تصمیم به جبران می گیرند . ارامنه با تلاش فراوان تهیه ماشینهای چاپ را دنبال می‌کنند و چاپخانه خود را به چهار دستگاه چاپ مجهز نموده و از آن استفاده می‌کنند ؛ اما ایرانیان تا دوره قاجار برای تهیه دستگاه چاپ و تاسیس چاپخانه تلاشی به عمل نمی آورند به طوریکه شاردن در عصر شاه عباس می‌نویسد که : « چند بار از او درخواست می‌شود که افراد متخصص و آشنا به فن چاپ را به ایران بیاورند و دسگاه چاپ فراهم کنند ؛ شاه عباس هم موافقت می‌نماید اما چون حرف از پول به میان می‌آمد پشیمان می‌شوند.»

ضمناً ماشین چاپ مایه نگرانی نویسندگان و خطاطان شده بود چرا که اگر استفاده از ماشین چاپ رواج می‌یافت، کسانی که از این راه امرار معیشت می‌کردند، بازار کارشان کساد می‌شد و در آمدی نداشتند بنابراین تا عصر قاجار ایرانی‌ها از دستگاه چاپ برای تکثیر نوشته‌هایشان استفاده نمی‌کردند و استفاده از فن چاپ و چاپخانه اختصاص به ارامنه داشت. البته علاوه بر ماشین‌هایی که قبلاً یاد شد در سال 1784 میلادی/ 1199 ق. یک دستگاه چاپ از طریق بندر بوشهر به ایران انتقال داده شد. در دوره فتح علیشاه قاجار چاپخانه‌ای در شیراز وجود داشته که کتابی در آن به سال 1806 میلادی/ 1221 ه. ق. چاپ می‌شود با عنوانی انگلیسی به معنای «ملاحظات در خصوص خواجه حافظ شیرازی» اثر « اوگوست‌ای. ای هربن » . ولیعهد اصلاح گر و دور اندیش قاجاری عباس میرزا در سال 1233 ق./ 1817 میلادی «آقا زین‌العابدین تبریزی» را حمایت می‌کند تا چاپخانه‌اش را راه‌اندازی کند. این چاپخانه پس از تأسیس ، با چاپ کتاب «فتح‌نامه» و یا «رساله جهادیه» نوشته قائم مقام‌فراهانی آغاز به کار کرد. آخرین کتابی که در این چاپخانه به طبع رسیده «رساله آبله کوبی» تألیف «محمد بن عبدالعبور خوئی» است. کتابی هم با عنوان « فتح نامه » با حروف عربی در رابطه با امور جنگ ایران و روس در سال 1227 قمری/ 1812 م . و عهدنامه گلستان به چاپ می‌رسد که در تمامی ایالات ایران توزیع می‌شود .

«رساله‌ جهادیه» اثر میرزا عیسی قائم مقام بزرگ ، پدر قائم مقام ثانی می‌باشد که اثری راجع به جهاد می باشد . این رساله در دو قسمت به چاپ رسیده ، رساله کوچک و رساله بزرگ . این چاپخانه (تیپوگرافی) سربی است و تا سال 1245 ه. ق/ 1829 میلادی در تبریز دائر بود .

به امر فتح علیشاه ، میرزا زین‌العابدین به تهران آمد و دستگاه چاپ را به تهران انتقال داد و قرآن معروف به قرآن معتمدی را به چاپ رساند.

در ایام ولایتعهدی عباس میرزا تعدادی دانشجو برای فراگیری تخصصهای مختلف به فرنگ فرستاده می‌شوند. که از جمله این دانشجویان میرزا صالح شیرازی است که با دومین گروه دانشجویان در سال 1230 قمری/ 1814 میلادی جهت تحصیل زبان‌های خارجی و حکمت طبیعی و تاریخ به انگلیس سفر می‌کند . وی هنگام بازگشت به ایران در سال 1234 قمری / 1818 میلادی یک دستگاه چاپ سربی با خود آورد و در تبریز مستقر کرد.

میرزا صالح در سفرنامه خود آورده است : « با خودم اندیشه نمودم که بجز تحصیل اگر توانم چیزی از این ولایت به ایران برم که به کار دولت علیه آید شاید خوب باشد و مدت‌ها بود که خیال بردن چاپ و صنعت باسمه در سر من افتاده بود. چند روز بعد از آن به لندن رفته قولونل خان را دیده کیفیت را به او حالی کردم . این مطلب را پسندید و بعد از آن مستردانی نامی که استاد چاپ ساز یعنی متخصص آنست آموزش مرا به عهده گرفت . وی کسی است که قبلاً انجیل را به زبان های فارسی و هندی و سریانی و عربی و سایر زبان‌های غریبه چاپ کرده است .

بنابراین بنده هر روز دو ساعت در کارخانه او رفته ، من اوله والی آخره چاپ را (آموختم)... هر کس در میانه هفته بنده را وعده می‌‌خواست عذر می‌آوردم با لجمله همه روزه مستمراً درس می‌خواندم و به چاپخانه می‌رفتم.»

میرزا صالح به مدت سه سال و نه ماه وبیست روز در انگلیس بود، در مدت اقامت خود در انگلستان زبان انگلیسی و فرانسه را آموخت و در فاصله زبان آموزی فنون چاپ، تهیه حروف و حکاکی و نحوه ساختن مرکب چاپ را آموزش دید و در زمینه روزنامه‌نگاری هم تحقیق و مطالعه کرد .

میرزا چون به ایران بازگشت با عنوان مهندس به کارهای سیاسی پرداخت و به مترجمی و مستشاری هم منصوب شد. با ماشین چاپ سربی که آورده بود، در تبریز چاپخانه دائر و شروع به کار کرد، اما چون خود ناچار بود در تهران باشد و وظایف محوله را انجام دهد، میرزا جعفر نامی را برای اداره امور چاپخانه تعیین نمود و میرزا اسداله نامی که اهل فارس بود را به پطرزبورگ فرستاد تا صنعت چاپ را آموزش ببیند و به تهران باز گردد. میرزا اسداله هنگام مراجعت چاپخانه‌ای در تبریز دایر کرد که بعداً به امر شاه چاپخانه را از تبریز به تهران انتقال داد . میرزا صالح در چاپخانه خود پیش از آن که به انتشار روزنامه (کاغذ اخبار) بپردازد، «طلیعه کاغذ اخبار» را طبع کرده که تاریخ انتشار آن دوشنبه 25 محرم الحرام 1235 ه .ق . می‌باشد، و نخستین روزنامه ایران است که به چاپ رسیده است .

این روزنامه از کاغذ خانبالیغ به قطع یک ورق بزرگ و چاپ سنگی و یک رو سفید بود و در مجموع عناوین و مطالب آن 217 سطر بوده است که شامل وقایع شهر تهران و شهرستانها و آناتولی و ارمن می‌شد (دو شماره از این روزنامه در کتابخانه موزه بریتانیا می‌باشد و یک شماره بصورت رونوشت از شماره محرم سال 1253 ق در مجله سلطنتی آسیایی لندن می‌باشد ) .

بعد از مدتی میرزا صالح در مأموریتی که به روسیه رفت ، از پطرزپورگ چند دستگاه چاپ به تبریز آورد.

همچنین بنا به درخواست میرزا صالح، میرزا جعفر تبریزی مأموریت یافت که به مسکو برود و یک دستگاه چاپ سنگی به ایران بیاورد و فنون کار با آن را بیاموزد. میرزا جعفر دستگاه چاپ سنگی را به تبریز آورده راه اندازی کرد و کتاب گلستان سعدی را در این چاپخانه به زیور طبع آراست.

چاپخانه دیگری هم در سال 1241 قمری/ 1825 میلادی توسط ژنرال سمینو از روسیه به ایران آورده شد و از آن استفاده می‌شد.

از دیگر آثاری که در این عصر به چاپ رسید ناسخ التواریخ است که در چاپخانه تهران با چاپ سنگی به همت شاگرد زین العابدین، میرباقر به زیور طبع آراسته گردید. اساس لیتو گرافی با چاپ سنگی را آقا عبدالعلی نامی در سال 1259 قمری/ 1843 میلادی به تهران آورد و کتاب تاریخ معجم و تاریخ پتر کبیر را به چاپ رساند. آقا عبدالعلی چاپخانه سنگی را پس از مدتی به آقا میر باقر واگذار کرد.

آنچه مسلم است جبر زمان و روشنگریهای عباس میرزا و روشنفکران عصر قاجاری ، ایرانیان را وادار به استفاده از چاپ کرد و چاپ در ایران رایج گردید و در شهرهای مختلف ایران چاپخانه تأسیس شد . البته پس از فوت عباس میرزا مدتی چاپخانه سربی تبریز تعطیل شد ولی در سال 1317 ه. ق/ 1899 میلادی سرلشکر قاسم خان والی «سردار همایون» دستگاه چاپ سربی را در تبریز به کار انداخت و در عصر محمدعلی میرزای ولیعهد هم یک چاپخانه دیگر تاسیس شد. در تهران آثاری مثل «شرح نهج‌البلاغه ابن ابی الحدید» به چاپ رسید.

در سال 1244 و 1248 قمری/ 1828 و 1832 میلادی در اصفهان چاپخانه‌ای سنگی دائر بود که در آن رساله حسنیه به چاپ رسیده است.

از چاپ سربی در ایران زیاد استقبال نشد ، که البته این امر دلایلی داشته است ، از جمله : در چاپ سربی غلط املایی زیاد وجود داشته و خطوط چاپی آن کمرنگ و سفید می‌شد و تا مدتها مرکب خوبی برای آن تولید نشد. دلیل دیگر این بود که مردم ایران از هنر خطاطی برخوردار بودند و خواستار فراموشی این هنر ملی نبودند، بخصوص مروجین آغازین صنعت چاپ با این امر مخالف بودند و ترجیح می‌دادند که از چاپ سنگی استفاده کنند. این مخالفت بقدری در ایران شدید بود که ناصرالدین شاه در اسلامبول چاپخانه‌ای سربی خریداری کرد و به تهران فرستاد اما تا مدتی از آن استفاده نشد و آسیب اساسی دید، تا اینکه در سال 1292 قمری / 1875 میلادی «بارون لوئی دو نورمن» نامی امتیاز روزنامه‌ای به نام «پاتری» را گرفت و پس از تعمیر دستگاه چاپ سربی ، روزنامه پاتری را در چاپخانه ناصری به چاپ رساند.

در ارومیه به سال 1256 ه. ق/ 1840 م . چاپخانه‌ای توسط مسیونرهای آمریکایی با حروف سربی عربی، انگلیسی و سریانی دائر شد و « تقویم سال 1275 ه. ق در آن به خواهش منجم باشی چاپ شد » ؛ همچنین زبوری به زبان سریانی قدیم چاپ کردند و سر فصل‌های آن را با مرکب قرمز مزین کردند. بهر حال در بقیه شهرهای ایران هم به مرور زمان چاپخانه تأسیس شد.

چاپ مصور :

در کشور ایران چاپ مصور در دوران پادشاهی محمدشاه قاجار باب می‌گردد و نخستین کتاب مصوری که تا کنون شناسایی شده است ، دارای عنوان «لیلی‌و مجنون» می‌باشد که این کتاب در سال 1259 ق/ 1843 م. در تبریز چاپ شد و چهار صفحه آن دارای تصویر است . تصاویر با مرکب چاپ کشیده شده و با دست آنها را رنگ آمیزی کرده‌اند. نام دومین کتاب «دیوان ترکی فضولی بغدادی» است که در تبریز با بیست تصویر سیاه قلم به چاپ رسیده است . در تهران «مختارنامه» تالیف «عطاء الله‌ بن حسام واعظ هروی» که به تاریخ 981 هجری تألیف شده بود ، و دارای هشت مجلس تصویر است ، چاپ سربی می‌شود.

یکی از جالب‌ترین تصاویری که چاپ سنگی شده است، در « خمسه نظامی» است که «حاج میرزا محمد والدالحاج ملا باقر» در چاپخانه «استاد عبداله تبریزی» به قطع وزیری در 602 صفحه چها ستونی به خط نسخ تعلیق آنرا به چاپ رسانده است. این کتاب علاوه بر 12 سرلوح آغاز هر قسمت ، پنجاه مجلس تصویر هم دارد و بیشتر تصاویر نقاشی «مصطفی نامی» می‌باشند؛ او در پای همه نقاشی‌هایش «عمل مصطفی» را نقش کرده است.

روزنامه وقایع اتفاقیه از شماره 470 مورخ پنج‌شنبه 21 محرم 1277 قمری مصور شد و اولین روزنامه مصور ایران است و 88 شماره آن به صورت چاپ مصور منتشر شده است. تصاویر معمولاً از حوادثی است که در روزنامه درج شده و یا اینکه صورت اشخاصی است که ذکری از آنها در آن شماره شده است. روزنامه وقایع اتفاقیه از شماره 472 تحت نظر میرزا ابوالحسن خان غفاری «صنیع الملک» نقاش قرار گرفت، و طبیعی است که تصاویر این روزنامه توسط صنیع‌الملک کشیده ‌شده باشد . روزنامه شرف از سال 1300 ه. ق/ 1882 م. منتشر می‌ شود و انتشار آن تا سال 1309 ق./ 1891 م. ادامه داشته است ، این روزنامه دارای تصاویر بسیار زیبایی بود و بیشتر تصاویر آن از بزرگان و معاریف زمان خود بودند و معمولاً امضاء «ابوتراب غفاری» در زیر تصاویر به چشم می خورد .

لازم به ذکر است که چاپ مصور از سال 1295 ه . ق . رواج یافت و این زمانی بود که «آقا میرزا عبدالمطلب نقاش باشی اصفهانی» که به اروپا فرستاده شده بود تا آموزش این فن را ببیند ، به ایران باز می گردد . وی پس از بازگشت به ایران «ابوتراب غفاری» - برادر مرحوم کمال الملک – را نیز آموزش می‌دهد.

پس از روزنامه شرف ، سایر ناشرین روزنامه ها نیز تلاش می‌کنند که روزنامه‌های خود را با تصویر منتشر کنند که همین رقابت ، باعث پیشرفت کارانتشار روزنامه در ایران می شود .

انتشار روزنامه و کتاب و در مجموع کار چاپ در ایران تا کنون بدون وقفه ادامه داشته و شاهد آن هستیم که در این صنعت هر روز دستگاه‌های پیشرفته‌تری وارد بازار چاپ می شوند و با استفاده از این وسایل و ابزار جدید ، رشد و پیشرفت بسیار عجیبی در کار صنعت چاپ حاصل شده است . امروزه روزنامه‌ها دارای انواع چاپهای رنگی شده و مزین به تصاویر بسیار زیبایی می‌باشند ؛ و دور نیست روزی که در کشور شاهد چاپ روزنامه هایی گویا و با تصاویر متحرک و سه بعدی باشیم .


منابع:

- فصلنامه تحقیقات تاریخی، گنجینه اسناد، شماره 25 و 26، 1376، ص 145.

- کور وفکین، ف. پ. تاریخ دنیای قدیم، ترجمه بیدسرخی، ج اول، انتشارات شبگیر، 1253، ص 85.

- کوروفکین، ف. پ. ج 2، ص 14.

- راشد محصل، کتیبه‌های ایران باستان، دفتر پژوهش‌های فرهنگی، چاپ دوم، 1380، تهران، ص 19 – 17.

- معین، محمد، فرهنگ فارسی، ج دوم، امیرکبیر، 1371، تهران، ص 1941.

- ماری کخ، از زبان داریوش، ص 31.

- کوروفکین، ص 115.

- مصاحب، غلامحسین، دایره‌المعارف، ج 1، انتشارات فرانکلین، 1345، ص 501.

- فریدریش، یوهانس، زبان‌های خاموش، ترجمه یداله ثمره و بدرالزمان قریب، چاپ اول، موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، 1365، تهران، ص 10؛ مصاحب، ص 507.

- هانس رای و ولف، صنایع دستی کهن ایران، ترجمه سیروس ابراهیم زاده، چ اول، شرکت افست، 1372، تهران، ص 213.

- گوپتا آر. س. و دیگران، ترمیم و نگهداری اسناد و مواد کاغذی، ترجمه عباسعلی عابدی، آستان قدس رضوی، 1269 مشهد، ص 94.

- کوروفکین، ص 196 و 197.

- فرهنگ فارسی، ج 3، ج 3، ص 29840؛ کوروفکین، ص 197.

ترمیم و نگهداری اسناد و مواد کاغذی، ص 95.

- هالن‌ ای، ص 613 – 614.

- همان، ص 61. راوندی مرتضی، تاریخ تحولات اجتماعی، بخش دوم، انتشارات نگاه، تهران 1374، ص 23. «خونا» شهری است از بلاد آذربایجان بین مراغه و زنجان واقع است و خونج هم گویند. معجم البلدان، یاقوت حموی، ص 50.

- راوندی ، مرتضی، ص 23.

- ترمیم و نگهداری اسناد و مواد کاغذی، ص 96.

- ستوده، جزوه آموزشی، سازمان ملی اسناد، شعبه اصفهان، ص 2.

- معین، فرهنگ فارسی، ص 284.

- ستوده ، ص 3.

- مصاحب، ج 1، ص 785 – 789 ؛ تاریخ تحولات اجتماعی، ص 23.

- دایره المعارف. ص 786.

- محبوبی اردکانی، حسین، تاریخ موسسات جدید در ایران، ج 1، دانشگاه تهران، چ دوم، 1370، ص 209.

- منیاسیان، لئون، ارمنیان ایران، اصفهان، جلفا، 1370، ص 22 ؛ محبوبی اردکانی، ص 209 ؛ کلیساهای ارامنه ایران، لینا ملکمیان، چ دوم، دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1380، تهران، ص 81.

- رائین اسماعیل، ایرانیان ارمنی، امیرکبیر، تهران، 1356، ص 161.

- نشریه آموزه، پیش شماره 3 و 4، 1378 ، ص65.

- رائین اسماعیل، ایرانیان ارمنی، امیرکبیر، تهران، 1356، ص 161.

- دایره‌المعارف، ص 786.

- مصاحب، ص 786.

- گنجینه اسناد، شماره 44، سال یازدهم، زمستان 1380، ص 44؛ شماره 29 و 30 تابستان 77، ص 5.

- میرزا صالح شیرازی، محمد، (مجموعه سفرنامه‌های میرزا صالح شیرازی)، تصحیح غلامحسین میرزا صالح شیرازی،‌نشر تاریخ ایران، 1364، ص 41 و 42.

- قاسمی ، سید فرید ، نخستین کوشش، خانه مطبوعات، تهران 1372، ص 9.

- استعلامی، محمد، بررسی ادبیات امروز ایران، انتشارات امیرکبیر، چاپ دوم، تهران 2532 شاهنشاهی، ص 39 – 40.

- دایره المعارف، مصاحب، ص 786.

- تاریخ موسسات تمدنی جدید در ایران، ص 218 – 219.

کلیه حقوق برای وب سایت بنیاد ایران شناسی محفوظ است. ©١٣٩5

نشانی: تهران، خیابان شیخ بهایی جنوبی،خیابان ایران شناسی،شهرک والفجر

طراحی و اجرا: اداره رایانه و فناوری اطلاعات