بنیاد ایران شناسی-معاونت پژوهشی
ابوریحان بیرونی

نويسنده : زهرا ذوالفقاریتاريخ: جمعه 13 شهریور 1394

ابوریحان بیرونی

به مناسبت 13 شهریور، روز بزرگداشت دانشمند برجسته ایرانی ابوریحان بیرونی و روز مردم‌شناسی

ابوریحان محمد بن احمد بیرونی خوارزمی، دانشمند برجسته ایرانی، در سوم ذیحجه سال 362 هجری قمری در شهر کاث – از شهرهای ولایت خوارزم – به دنیا آمد. پدرش، ابوجعفر احمد بن علی اندیجانی، اختر شناس دربار خوارزم شاه در رصدخانه گرگانج بود و مادرش، مهرانه، پیشینه مامایی داشت. شاگردانش او را با لقب استادالرئیس و استاد الامام می‌خواندند. ابوریحان کنیه اوست و در میان ایرانیان به ابوریحان بیرونی معروف است. چنان که خود بیرونی گفته است، پدرش را در پی بدگویی حسودان از دربار بیرون راندند و به ناچار در یکی از روستاهای اطراف خوارزم ساکن شدند و چون برای مردم روستا بیگانه بودند، به بیرونی شهرت پیدا کردند. اما یاقوت حموی و سمعانی نقل می‌کنند چون در بیرون شهر کاث، که پایتخت خوارزم بود، به دینا آمد، به این نام شهره گشت. ابوریحان بیرونی ریاضیدان و دانشمندی بزرگ، ستاره‌شناس، تقویم‌شناس، مردم‌شناس، هندشناس و تاریخ نگار بزرگ ایران در سده چهارم و پنجم هجری است. ابوریجان را پدر علم مردم‌شناسی و هندشناسی و یکی از بزرگترین دانشمندان ایرانی می‌دانند. وی به زبان‌های یونانی و عربی هم تسلط داشت. تألیفات ابوریحان بسیار متعدد است. خود او در کتاب فهرست کتاب‌های رازی، 113 کتاب را نام می‌برد که با کتاب الفهرست او به 114 کتاب می‌رسد. ولی برخی کتاب‌های او را 139 عنوان و حتی 185 عنوان نیز ذکر کرده‌اند. مهم‌ترین آثار بیرونی عبارتند از: آلاثار الباقیه عن القرون الخالیه (گاه‌شماری و اعیاد ملل مختلف را در بردارد)؛ فی تحقیق ماللهند من مَقولى فی العقل اَومَرذوله (به معنی: کتابی در تحقیق آنچه که هندوان راست از مقالاتی که عقل می‌پذیرد یا رد می کند)؛ القانون المسعودی فی الهیئى و النجوم (در علم هیئت و نجوم)، کتاب التفهیم لاوائل صناعى التنجیم (به فارسی و عربی)، کتاب الجماهر فی معرفى الاجواهر (در کانی‌شناسی). از آثار بیرونی می‌توان دریافت که:

الف) بیرونی مانند دیگر متفکران مسلمان، علوم موجود عصر خود را طبقه‌بندی کرده است؛

ب) جایگاه مستقلی برای علوم انسانی قائل شده است. او از متفکران گذشته پا را فراتر نهاده و علاوه بر طبقه‌بندی کلی علوم، باب‌های جدیدی را در مطالعه آراء، عقاید ادیان و مذاهب، قصص، تاریخ، فرهنگ و زبان بر ابواب گذشتگان افزوده است؛

ج) در هر حوزه از علوم روش خاصی ارائه کرده است.

بیرونی در سال‌های پایانی سده چهارم هجری به گرگان رفت و به سال 391 ق کتاب آثارالباقیه را به نام شمس‌المعالی قابوس بن وشمگیر نوشت. این در حالی بود که پیش از آن هفت کتاب دیگر نوشته و با ابن‌سینا نیز نامه‌نگاری علمی خود را آغاز کرده بود. بعد از آنکه ابوریحان بیرونی به دربار غزنویان نزدیک شد، کم‌کم مورد اعتماد محمود غزنوی قرار گرفت. سکونت او در غزنه، از سال 407 ق تا 440ق به طول انجامید. او در طول این سال‌ها، چندین بار به هند سفر کرد. ابوریحان ستا‌ره‌شناس بود و ستاره‌شناسان یکی از چهار دسته ندمای خاص خلفا و سلاطین به شمار می‌رفتند. ابوریحان تا پایان عمرش، یعنی اواخر ایام مودودبن مسعود، در سمت منجمی باقی ماند و در بیشتر سفرها سلاطین غزنوی را همراهی می‌کرد. شاید یکی از مهم‌ترین فوایدی که از مهاجرت ابوریحان از خوارزم به غزنه و پیوستن به دربار سلطان محمود غزنوی عاید وی شده باشد، آن است که امکان سفر به هند را یافت و در اکثر سفرهای سلاطین غزنوی، به عنوان منجم خاص همراه آنان به هند سفر کرد. او در این سفرها با دانشمندان هندی آشنا شد و با آنان به گفتگو نشست. زبان سانسکریت آموخت و اطلاعات لازم برای نگارش کتاب تحقیق ماللهند، را فراهم کرد. ماحصل این سفرها تألیف کتاب تحقیق ماللهند است که شاید در نوع خود نخستین تک‌نگاری از یک فرهنگ خاص به شمار آید. این کتاب برجسته‌ترین اثر درباره اوضاع سرزمین هند اعم از تاریخ و جغرافیا تا عادات و آداب رسوم زندگی مردم و طبقات اجتماعی آن است. از این کتاب به خوبی مشهود است که ابوریحان شهرهای هند را با دقت و تعمق خاصی دیده است. بیرونی در زمان سلطان محمود غزنوی، کار تألیف رساله استخراج الاوتار را به سال 418 ق و کتاب التفهیم لاوائل صناعى التنجیم را به سال 420 ق به پایان رساند. پس از مرگ محمود و جانشینی فرزندش مسعود، راه برای پژوهش‌های بیرونی هموارتر شد و در همین دوران بود که بیرونی کتاب قانون مسعودی که دانش‌نامه‌ای از دانسته‌های اخترشناسی تا آن زمان است را به نام سلطان مسعود غزنوی به رشته تحریر در آورد. سلطان مسعود به پاس زحمات او در نگارش آن کتاب، پاداشی از زر و سیم برای وی فرستاد، اما بیرونی همه آن پاداش و جایزه را به خزانه بازگرداند و به مسعود گفت که ازآن بی‌نیاز است، چرا که دیر زمانی است که زندگانی را به ناچار به قناعت گذرانده و اکنون به این شیوه خو گرفته و ترک آن برایش بسیار سخت است.

بیرونی در تحقیقات خود، به خصوص در ارتباط با هند، شیوه خاصی دارد، که به شرح زیر است:

1- اتخاذ روش مناسب با موضوع تحقیق: این روش، همان روش تجربه عینی است که از دستاوردهای نوین در تاریخ اروپاست و در انگلستان با افرادی چون فرانسیس بیکن (1561م) آغاز شده است، در حالیکه بیرونی این روش را در قرن دهم میلادی به کار برده است. او نسبت به پدیده‌ها با تردید و انکار می‌نگریست و آنها را در بوته آزمایش می‌گذاشت و تا با دلیل قاطع نفی با تأیید آن معلوم نمی‌شد، آن را نمی‌پذیرفت. این روش یعنی استفاده از مشاهده که رکن اصلی روش استقرایی در پژوهش‌های طبیعی و اجتماعی را تشکیل می‌دهد، در تحقیق ماللهند انجام آن به دفعات دیده می‌شود.

2- دخالت ندادن تمایلات شخصی در تحقیق: سعی بیرونی بر این بوده است که به دور از تعصب و پیش داوری و ظاهربینی، عادات و سنن و عقاید دینی مردم مورد تحقیق خود در هند را بشناسد و آراء و رسوم و عادات آنان را چنانکه هست به دیگران بشناساند و تصویری درست و واقعی از حیات روحی و معنوی مردم هند در برابر مسلمانان قرار دهد.

3- مطالعه تطبیقی: از دیگر خصوصیات بیرونی در تحقیقاتش تطبیق و مقایسه موضوعات مورد مطالعه با موارد مشابه آن در میان اقوام و ملل دیگر است.

4- حقیقت جوبی: یکی دیگر از خصوصیات و ویژگی‌های بیرونی حس حقیقت‌جویی او بود.

5- استفاده از روش ریاضی در مطالعات اجتماعی و تاریخی: بیرونی، در بیان مسائل تاریخی و اجتماعی، از روش‌های ریاضی مانند ترسیم جداول و ارائه آمار و ارقام استفاده می‌کرده است.

6- مشاهده مشارکتی: بیرونی با اقامت در سرزمین‌ هند و فراگیری زبان دشوار سانسکریت و تحمل مشقت‌های بسیار در این راه، با دانشوران و عوام آن جامعه ارتباط مستقیم و تنگاتنگ برقرار می‌کند و سعی داشت به کُنه اعمال و رفتار آنان پی ببرد. این روشی است که امروزه مردم‌شناسان و جامعه‌شناسان برای توصیف و گزارش دقیق و منطبق با واقعیت عوامل مورد مطالعه، بدان توصیه و عمل می‌کنند.

بیرونی مطالعات مردم شناسی را در عصر خود و در زمانی انجام داده که مردم‌شناسی به صورت امروزین به عنوان یک علم مطرح نبوده است؛ ولی وی همان کارهایی را انجام داده است (البته با سطح نازل‌تر) که مردم‌شناسان فعلی انجام می‌دهند. در کتاب ماللهند مباحثی از قبیل عقاید مردم، علوم و معارف، عقاید دینی، زبان و الفاظ و رابطه آنها با معانی گوناگون، جادو، بت‌پرستی، علل جدایی ملت‌ها، آداب و سنن، قوانین و سنن ازدواج و جغرافیای انسانی و طبیعی اقوام و ملل دیده می‌شود و مقایسه این موارد با موضوعات اصلی مردم‌شناسی، میزان ارتباط و نزدیکی اثر بیرونی با علم مردم‌شناسی را به روشنی آشکار می‌سازد. ابوریحان بیرونی، دانشمند بزرگ اسلامی، با تألیفات متعدد خود نقش مهمی در پیشبرد فرهنگ و تمدن اسلام و جهان ایفا کرد. او یکی از افتخارات تمدن اسلامی در قرن چهارم به شمار می‌آید. دو اثر ارزشمند او یکی کتاب‌های تحقیق ماللهند و آثارالباقیه، در رشته‌های علوم انسانی، به خصوص مردم‌شناسی بسیار اهمیت دارد به نحویکه در دوران معاصر نیز بسیاری از محققین اروپایی و حتی هندی از آثار بیرونی به عنوان منبع اصلی استفاده می‌کنند. این افتخاری بزرگ برای دانشمندان اسلامی است که سبک تحقیق نوین در حیطه مردم‌شناسی، که در اروپا از قرن 16 م و با بیکن شروع شده بود را در قرون چهارم و پنجم هجری قمری با دانشمندانی چون بیرونی شروع کرده و سپس آن را به اروپا نیز انتقال داده‌اند. سرانجام، بیرونی در دوم رجب سال 440 ق در سن 77 سالگی در غزنه در گذشت.

شورای فرهنگ عمومی کشور روز 13 شهریور را مقارن با روز بزرگداشت ابوریحان بیرونی به عنوان «روز مردم‌شناسی» تعیین کرده و از سال 1393، این روز در تقویم رسمی کشور به ثبت رسیده است.


منابع:

- ابوریحان بیرونی، محمدبن احمد، ماللهند (ترجمه)، به قلم اکبر داناسرشت، تهران: انتشارات ابن سینا، 1352.

- اشرفی خیرآبادی، حمید، مردم‌شناسی در آثار ابوریحان بیرونی (با تکیه بر کتاب فی تحقیق ماللهند)، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، شهریور 1387.

- دهخدا، علی‌اکبر، شرح حال نابغه شهیر ایران ابوریحان محمد بن احمد خوارزمی بیرونی، تهران: طهوری، 1352.

- صفا، ذبیح‌الله، احوال و آثار ابوریحان بیرونی، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، 1352.

- فکوهی، ناصر، تاریخ اندیشه و نظریه های انسان شناسی، تهران: نی، 1382.

- مرتضی‌پور، اکبر، شرح حال ابوریحان بیرونی، تهران: عطار، 1381.

- مقیمی، غلامحسین، اندیشه سیاسی ابوریحان بیرونی، قم: بوستان کتاب، 1388.

کلیه حقوق برای وب سایت بنیاد ایران شناسی محفوظ است. ©١٣٩5

نشانی: تهران، خیابان شیخ بهایی جنوبی،خیابان ایران شناسی،شهرک والفجر

طراحی و اجرا: اداره رایانه و فناوری اطلاعات