بنیاد ایران شناسی-معاونت پژوهشی
رابطه فرهنگى انسان و محیط

نويسنده : امیرحمدالله صادقی نیاتاريخ: شنبه 19 اردیبهشت 1394

رابطه فرهنگى انسان و محیط

به مناسبت روز اسناد ملی و میراث مکتوب

مقدمه

بررسی یك واحد اجتماعی كه گستره آن می تواند تا یك قوم، یك شهر، یك استان، یا حتی یك كشور باشد، از دیرباز بخش مهم مطالعات انسانی را به خود اختصاص داده و اكنون با وجود امكانات بسیاری در عرصه های اطلاع رسانی و تبلیغات، كاربرد چنین مطالعاتی افزون شده است. جوامع و گروه ها سعی در انجام دقیق چنین مطالعاتی دارند و امروزه مقصد و مقصود بیشتر پژوهش های علوم انسانی، به سوی خود انسان و كشف رمز و راز درونی اندیشه، باورها، نهادهای فرهنگی و اختصاصات اجتماعی اش ختم می شود.

كشور ایران از دیرباز تا امروز، خاستگاه ایجاد ، گسترش و بالندگى یكى از درخشان ‏ترین و كهن‏ترین تمدن‏هاى جهان بوده و در طول تاریخ دوازده هزار ساله خود ، همواره پایدار و سرافراز باقى مانده است. این سرافرازى و ماندگارى مرهون عوامل متعددى است كه یكى از مؤلّفه‏هاى برجسته آن، وجود انسان‏هاى بزرگ و اندیشمندی است كه براى ثبات و پیشرفت و جاودانگی این كشور از همه توان و قدرت روحی و جسمی خود استفاده نموده و نام خود را در تاریخ جاودانه ساختند.

آثار ارزشمند و اقدامات درخشان و بى‏شمار آن‏ها به گونه‏هاى مختلف نه فقط در پهنه جغرافیایى كشور پهناور ما ، بلکه در چشم اندازی به وسعت جهان نمایان است.

برای ملتی كه فرهنگی دیرپا و زبانی بزرگ دارد و هزاران اثر غنی و مالامال از حكمت، ادب و دانش، در طول دورانهای تاریخی ، تكیه گاه مستحكم اوست، پیمودن راه راستی و آزادگی بسی زیبنده تر و هموارتر است، تا برای اقوامی كه هنوز در خم كوچه های تمدن، چراغی در دست، در تاریكی، در پی كسب هویت فرهنگی قدم بر می دارند.

راستی برای شناختن و شناساندن این سرمایه های گرانبها و سازنده و آثار مختلف بر جای مانده از تمدن و فرهنگ درخشان این مرز و بوم به کجا باید رفت و چه باید کرد ؟

و اینجاست که پی به ارزش سند و منابع مختلف اعم از مکتوب و شفاهی ، کتیبه ها و سنگ نگاره ها ، منابع هنری ، و .... خواهیم برد و با استفاده از آنها ، راز سر به مهر موفقیت و سرافرازی نیاکان خود در رشته های مختلف معرفت بشری از جمله در دانش، سیاست ، فرهنگ و هنر را گشوده و به مقایسه ارزشهای فرهنگی ساكنان این منطقه با دیگر نقاط جهان خواهیم پرداخت .

کشور عزیز ایران ، نه با اصطلاح امروزین و با نگاه به ساختار نوین آن، بلكه بیشتر با تكیه بر تاریخ مدنیت، فرهنگ ، مذهب و باورهای قومی، و منطقه ای اش، گوشه ای از کره زمین است كه با شواهد و قراین و آثار و اسنادی كه در طول زمان شناخته شده و یا بدست آمده ، مهجور، متروك و خاموش و خنثی نبوده است و در عرصه فرهنگ جهانی و مسایل اجتماعی درخششی خیره كننده از خود به نمایش گذارده است. كشور پهناور ایران بیش از هر چیز بالندگی و افتخارات خود را مرهون وجود چهره های تابناك علمی ، ادبی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و دینی می داند. علمایی آگاه ، مردانی نامی و تاریخ ساز و سیاستمدارانی متكی به دانش و اندیشه های نوین و نویسندگان و هنرمندانی شایسته و هوشمند، بخشی از توان فرهنگی این دیار است كه تقدیم تاریخ افتخارات ملی ایران شده است.

اگر بخواهیم تصویری از نقش این بزرگ مردان و بزرگ زنان بیان نماییم، كافیست به تاریخ علم در جهان به خصوص قرون اخیر نظری بیافكنیم تا پی به علل این بزرگی ببریم .

كلیات‏

بشر در دوره‏هاى مختلف حیات خود، انواع گوناگونى از شیوه‏هاى زندگى را تجربه كرده است؛ در نخستین مراحل شكل‏گیرى اجتماعات انسانى، زندگى بشر تابع طبیعت بوده و انسان دائماً در تلاش براى انطباق هر چه بیشتر خود با محیط پیرامون بوده است.

این تلاش هزاران سال به طول انجامید تا انسان گردآور و شكارگر توانست با اهلى كردن حیوانات نخستین تغییرات فرهنگى را در زندگى خود ایجاد نماید و از این مرحله به بعد تلاش انسان‏ها دائماً به ایجاد تغییرات در طبیعت مطابق نیازهاى نوع بشر معطوف شده است.

قبل از كشف مكانیسم رشد گیاهان و غلات، بشر تا حدود زیادى مقهور طبیعت بود و به رغم اهلى كردن حیوانات و ساخت مساكن ابتدایى و موقت براى تأمین علوفه مورد نیاز، دام‏هاى خود را در فصول مختلف به مناطق مستعد كوچ مى‏داد.

آگاهى بشر از مكانیسم رشد و پرورش گیاهان، افزون بر 11 هزار سال قبل، بستر را براى یك‏جانشینى و تخته قاپو شدن ایلات و قبایل كوچ رو فراهم آورد.

«این مهم در مناطق مستعد هلال حاصل‏خیزى از مناطق شمال آفریقا آغاز و پس از عبور از منطقه بین النهرین تا منطقه زاگرس در غرب ایران كشیده شده است.

یافته‏هاى باستان شناسى مبیّن شكل‏گیرى نخستین تمدن‏هاى بشرى در مناطقى‏ است كه بخش اصلى آن در كشورهاى تركیه، عراق، سوریه، لبنان، فلسطین و ایران قرار دارد.»

یك‏جانشینى و عدم ضرورت تحرك اقوام، بستر را براى شكل گیرى تمدن‏هاى انسانى فراهم آورد، سرعت پیشرفت انسان در خلق آثار مختلف پس از سكونت دایم در یك منطقه، قابل قیاس با دوره زندگى متحرك نیست. آثار هزاران سال زندگى كوچروى (متحرك) انسانى حتى با یك سال زندگى ثابت قابل قیاس نیست.

آن‏چه از بیان این سیر تاریخى برداشت مى‏شود، سرعت یافتن پیشرفت بشر پس از یك‏جانشینى است، زیرا تنها 5 هزار سال پس از تشكیل نخستین روستاها، زندگى شهرى آغاز مى‏شود و پس از تحولات انقلاب صنعتى و از قرن 19 تنها با گذشت 2 قرن زندگى شهرى به شیوه غالب زندگى انسانى در سراسر جهان مبدل شده است.

مهم‏ترین مسئله‏اى كه در این حوزه فرهنگى باید به آن پرداخته شود شناخت اقوامى است كه در طول تاریخ به دلایل مختلف سیاسى، اقتصادى و ... به این نقطه مهاجرت نموده‏اند و نیز شناخت متغیرهاى فرهنگى آنان چون آداب، پوشاك، موسیقى، مذهب و ... هم‏چنین شناخت ویژگى‏هاى عام فرهنگى حاصل از اقوام مهاجر و ساكنان بومى و شبكه ساختار قدرت خاندان‏هاى مشهور در ارتباط با قدرت مركزى و نیز آشنایى با اقلیت‏هاى مذهبى این کشور که شایسته و حایز اهمیت است و فقط با بررسی انواع اسناد و منابع مختلف اطلاع رسانی از جمله منابع مکتوب میسر خواهد شد.

روش پژوهش‏

1- میدانى ( مردم نگارى ) ، 2- مقایسه نژادى، 3- تطبیق تاریخى .

1- میدانى (مردم نگارى) :

روش تحقیق و مطالعه مردم‏شناسى را اصطلاحاً مردم نگارى (اتنوگرافى) مى‏نامند. مردم نگارى عبارت است از : «توصیف كامل و همه جانبه‏ى مظاهر مادى و غیرمادى جوامع مختلف، خصوصاً جوامع دورافتاده‏اى كه در آن‏ها روابط اقتصادى محدود است.»

وسیله بیان مردم نگارى روش «مونوگرافى» است كه به سادگى مى‏تواند به گردآورى و تنظیم مواد فراهم شده بپردازد.

مونوگرافى كه معادل آن تك نگارى است ، عبارت است : « از برداشتن تصاویرى از اوضاع، احوال و كیفیات گوناگون زندگانى مردم ؛ سپس مردم شناس به تعبیر و تفسیر جنبه‏هاى گوناگون آن مى‏پردازد و با روش مقایسه‏اى و تركیب به نتیجه گیرى كلى مى‏رسد.»

مردم نگارى مى‏تواند روابط متقابل و پیچیده پدیده اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى را به خوبى شناسایى نموده، مشخص سازد كه این پدیده‏ها نسبت به هم تا چه حد تعیین شده و تا چه اندازه جنبه تعیین كننده دارند.

جلوه‏هاى فرهنگ هر جامعه مجموعه اى است از زمینه‏هاى فعالیت انسان در اشكال گوناگون كه به مجموعه آن «رفتار فرهنگى» مى‏گویند؛ مانند شكل تكنولوژى یا فرهنگ مادى، اكولوژى یا محیط زندگى انسان، اقوام و طایفه‏ها، اعتقادات، آداب، مناسك و عادات هنر و ادبیات و ....

سپس باید پژوهش‏گر در به‏كارگیرى روش مردم نگارى به تمام موضوعات و زمینه‏هاى تحقیق مردم شناسى نظر داشته باشد و به دلیل ژرفانگر بودن این روش و قلمرو موضوعى آن، هم چنین محدودیت قلمرو مطالعه، پژوهش‏گر ناگزیر از رعایت برخى اصول و ویژگى‏ها در به كارگیرى روش مردم نگارى در مطالعات و تحقیقات خود است. از جمله این اصول شناسایى ارزش‏هاى اساسى فرهنگ است.

«منظور از بیان این موضوع بررسى آن دسته از ارزش‏هاى اجتماعى است كه نیاز مادى و غیرمادى افراد جامعه را برآورده مى‏كند. مانند ارزش قدرت، ثروت، احترام و غیره؛ از آن جا كه در هر جامعه اى عادات فرهنگى و مقتضیات اجتماعى متفاوت است، ارزش‏هاى اساسى نیز بر حسب نیاز فرهنگى و اخلافى جوامع نسبى هستند. از این رو پژوهش‏گر نباید از مسئله ارزش‏هاى اجتماعى غافل باشد.»

2- مقایسه نژادى‏

هدف از مقایسه نژادى در تحقیقات اجتماعى، « بررسى آداب و رسوم و سنت‏هاى اجتماعى جوامع، به منظور یافتن روابط پیوستگى و تناسب بین نهادها و موسسات اجتماعى است.»

نظر مردم شناسى از به كاربردن این روش علاوه بر بررسى جامع درباره عادات و رسوم و بنیادهاى فرهنگى یك جامعه به ویژه جامعه سنتى ؛ توجه به تأثیرات متقابلى است كه اغلب نهادها و موسسات اجتماعى در جوامع مختلف نسبت به هم دارند و همان طور كه در هر جامعه‏اى بین نهادها و موسسات و سازمان‏هاى اجتماعى و بنیادهاى فرهنگى آن رابطه و تناسب مخصوص وجود دارد، امكان این كه این تناسب در یك یا چند سازمان آشفته شود نیز موجود است.

بدین لحاظ جامعه شناسى و مردم شناسى به دلایل زیر ناگزیر از مطالعه جوامع جداگانه به روش مقایسه نژادى خواهند بود كه به ظاهر هیچ‏گونه رابطه و تأثیرى در یكدیگر ندارند :

اولًا براى یافتن عدم تناسب بین نهادها و تأسیسات و سازمان‏هاى اجتماعى جامعه به‏خصوص‏

ثانیاً یافتن تأثیرات متقابلى كه بعضى تأسیسات و نهادها در جوامع گوناگون نسبت به هم دارند.

ثالثاً برخورد فرهنگ‏ها و تأثیرات متقابل آن‏ها در گروه‏هاى نژادى، تا از این راه بتوانند به كشف مراحلى دست یابند كه هر یك از موسسات و نهادهاى اجتماعى، فرهنگى پشت سر گذاشته‏اند و به‏ چگونگى تغییراتى آگاهى یابند كه بر حسب اوضاع و احوال اجتماعى و فرهنگى خاص به وجود آمده است.

3- تطبیق تاریخى‏

از جمله روش‏هاى غیر مستقیم در تحقیقات و مطالعات اجتماعى روش مقایسه تاریخى است كه بر اساس مطالعه حوادث و وقایع اجتماعى گذشته قرار دارد و مردم شناس به منظور دسترسى به ریشه حوادث اجتماعى از قبیل جشن ها، تحولات و انقلابات اجتماعى با استفاده از این روش مى‏كوشد به درك چگونگى جنبه‏هاى مختلف زندگى اقوام و علل و روابط على و معلولى وقایعى كه باعث تغییر و تغیّر نظم جامعه شده است دست یابد.

براى این منظور مردم شناس ناگزیر از كاربرد روش تاریخى و استفاده از منابع تاریخى است. این منابع كه مورد عنایت محقق مردم شناس قرار مى‏گیرد، عبارتند از : مدارك و منابع مادى و غیرمادى.

الف - منابع و مدارك مادى به آن دسته از آثاری اطلاق مى‏گردد كه در آن‏ها سخن دخالتى ندارد؛ مانند :

1- بناهاى تاریخى‏

2- اشیاى زیر خاكى، سكه‏ها، ظروف، آلات و ادوات جنگى، لباس، جواهرآلات و ...

ب - مدارك و منابع غیر مادى كه عبارتند از: آثارى كه در زمان گذشته در ضمیر و وجدان و خاطره‏ها محفوظ مانده یا به صورت نوشته به ما رسیده است؛ این مدارك عبارتند از:

1. منابع مكتوب : از قبیل كتب تاریخى و اجتماعى، روزنامه‏ها و مجلات، شرح وقایع تاریخى، زندگى نامه‏ها یا بیوگرافى اشخاص، شرح خاطرات، سفرنامه‏ها، اسناد تاریخى مانند فرمان‏ها و قوانین و ...

2. منابع شفاهى : مانند نقل قول‏هاى سینه به سینه كه از نسلى به نسل بعد منتقل مى‏شود؛ مانند: داستان‏ها و افسانه‏هاى عامیانه، اشعار و ضرب المثل‏ها و ...

3. منابع هنرى : مانند مجسمه‏ها و حجارى‏ها، نقاشى‏هاى تاریخى و ...

4. وسایل سمعى بصرى: مانند فیلم و ضبط صوت و ...

ارزش اسناد و مدارک در پژوهش های مختلف

استفاده از شیوه‌های تحقیق در قلمرو علوم اجتماعی و انسانی گر چه از قدیم الایام مورد توجه علما و دانشمندان بوده است، از اوایل قرن بیستم میلادی بصورت علمی مصداق یافته است. طی یک قرن اخیر صاحب‌نظران و محققان این علوم، کتب و مقالات متعدد در زمینه‌های مختلف تحقیق در علوم اجتماعی تدوین و تألیف کرده‌اند و هر روز که می‌گذرد مقالات و مطالب جدیدی به این مجموعه افزوده می‌شود.

اکنون توجه به اهمیت و ارزش منابع و اسناد تاریخی ، مهمترین و ضروری‌ترین اصلی است که باید رعایت گردد، زیرا تا زمانی که به منابع و اسناد و متون معتبر و مستند توجهی نشود و تا این مدارک اصیل و دست اول، سنگ زیربنای تدوین و تحریر تاریخ کشورها قرار نگیرد ، هرگز نمی‌توان به اصالت تاریخ‌های تدوین شده برای کشورها اعتماد نمود.

برای جمع‌آوری اطلاعات تاریخی، منابع متعددی وجود دارد مهمترین آنها عبارتند از:

1- منابع شفاهی

2- منابع باستان شناسی

3- اسناد تاریخی (آرشیوها)

4- منابع کتبی

5- منابع تصویری، سمعی و بصری

که البته هر یک از این منابع به نوبه خود به زیر مجموعه‌هایی تقسیم می‌شوند.

فصل اول : منابع شفاهی

فصل اول : منابع شفاهی

منابع شفاهی عبارت است از مطالبی که غالباً سینه به سینه از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است. این گونه منابع که به آنها منابع ذهنی و نقلی نیز می‌گویند، اصالت و اعتبار چندانی درتاریخ نوین ندارند. زیرا در اثر گذشت زمان و بخاطر فراموشی گویندگان و یا شنوندگان و همچنین احتمال تسامح و غفلت و وجود اغراض شخصی امکان زیادی وجود دارد که حقایق با گذشت زمان دچار تغییراتی شوند و یا تبدیل به مطلب و موضوع دیگری گردند.

البته باید پذیرفت که در زمان های بسیار قدیمی محتوای این نوع منابع به هر کیفیتی که بوده، قدر مسلم اینست که در آن روزها برای کسب اطلاعات وسیله دیگری جز این نوع منبع وجود نداشته است و همانگونه که قبلاً اعلام شد این منابع از سینه به سینه و از نسلی به نسل دیگر منتقل شده تا آنکه در قرون بعدی توسط کاتبان متعدد به صورت کتاب‌های مختلف در آمده‌اند؛ هر چند بخش عظیمی از این نوع منابع در دوران حاضر به صورت فولکلور و سنن ملل هنوز مکتوب نشده‌اند وکما فی السابق به صورت شفاهی از نسلی به نسل دیگر انتقال می‌یابند.

مهمترین منابع شفاهی عبارتنداز: اساطیر، افسانه‌ها، قصه‌ها ( رومانس و رمان )، اشعار و تصانیف، فولکلور و سنن ملل و ضرب المثل ها .

الف : اساطیر، افسانه‌ها و قصه‌ها

از تاریخچه بنام اساطیر، افسانه‌ها و قصه‌ها که مجموعاً به آنها نام (داستان) اتلاق می‌شود اطلاعات دقیق و مشخصی در دست نیست. اما مسلم است که ( داستان) عمری به اندازه عمر انسان دارد. شاید نخستین انسان‌ها وقتی که از رشادت خود در شکارگاه یا در برابر حوادث طبیعی، برای فرزندانشان تعریف می‌کردند، با اندکی تغییر در واقعیت، نخستین داستا‌نها را به وجود آورده باشند.

با دقت در دوره طولانی داستان سرایی انسان، چهار حلقه متمایز، اما مرتبط در سیر داستان می‌توان یافت که نشاندهنده تغییر در نگرش و برداشت مردم از این مفهوم است. باید توجه داشت مانند تمامی تحولات در زندگی انسان، تغییر قالب های داستانی نیز ناگهانی و بدون مقدمه نبوده است. چه بسا خروج از یک حلقه و ورود به حلقه دیگر سال‌ها بلکه قرنها طول کشیده است؛ بنا براین نمی‌توان مقطع زمانی خاصی را برای پایان یک حلقه و آغاز حلقه دیگر در نظر گرفت. در هر حال حلقه های چهارگانه سیر داستان در این تقسیم بندی بدین قرارند : حلقه اول – اسطوره ، حلقه دوم – افسانه ، حلقه سوم – رمانس ، حلقه چهارم – رمان .

حلقه اول = اسطوره

اسطوره ها مادران اصلی داستانهای امروزی اند و در آغاز مربوط به اعمال عبادی یا داستانهای مربوط به خلقت بودند . اسطوره هایی که مربوط به شب و روز ، آفرینش عالم ، مرگ و تولد و اعمال عبادی مانند دعاهای باران ، باروری محصول ، باروری دام ها ، دعاهای شکار و ماهیگیری ، و ... یا اعمال مذهبی بلوغ در دختران و پسران قبیله از آن جمله اند .

حلقه دوم = افسانه

منظور از افسانه در این حلقه، آثاری است که بین رمانس و اسطوره قرار می‌گیرد و شامل قصه (Tale) ، حکایت (fable) و تمثیل (alegory) می‌شود.

حلقه سوم = رمانس

در تعریف رمانس گفته اند «اثری داستانی است که پیشتر به شعر بود، ولی بعدها به نثر نوشته شد.» در این حلقه انسان بازهم نسبت به خود و محیط خود شناخت و آگاهی بیشتری یافت و بسیاری از معماها را برای خود حل کرد. در این مرحله، قصه‌ها بیشتر سرگرم کننده و آموزنده‌اند. نیروهای خیر و شر از آن حذف می‌شوند یا به ندرت به چشم می خورند. همه کاره این حلقه انسان‌ها هستند.

ویژگی عمده رمانس این است که بسیار ساده و بدون پیچیدگی است و از تقابل سیاهی و سپیدی که در نهایت یکی از آن دو پیروز می‌شود، به وجود می‌آید. قهرمان رمانس با مسائلی که روزانه مردم درگیر آنند، گرفتار نمی‌شود .

حلقه چهارم = رمان

رمان و داستان کوتاه به عنوان میراث ادبی از اروپا وارد ایران شد. پیدایش رمان به طور رسمی در اروپا حدوداً‌ سه قرن پیش‌تر از ایران اتفاق افتاد و به تقلید و تأثیر آنان بود که رمان فارسی پیدا شد. صاحب نظران پیدایش و سرآغاز رمان اروپا را در رمان بلند «دون کیشوت» (1615 – 1605 م.) اثر سروانتس (cervantes) نویسنده اسپانیایی می‌دانند.

ب : فولکور و سنن ملی و ضرب‌المثلها

تاریخ را غالباً نوشته‌های رسمی می‌شمرند که به وسیله مورخین حرفه‌ای و اهل علم، با رعایت قوانین ناظر بر نحوه استفاده از اسناد و مدارک ، به رشته تحریر در آمده است . حافظه جمعی ( فولکلور و فرهنگ مردمی ) از تاریخ کلی‌تر و غیر رسمی‌تر است و در ایجاد آن مورخین و اهل دانش الزاماً دستی ندارند ، زیرا این حافظه از منابع مختلف دیگری نشأت گرفته است . اما تاریخ و حافظه جمعی ، هر دو ممکن است متأثر از جریان‌های فرهنگی ناخودآگاه باشند . به این ترتیب حقیقت گذشته و در نتیجه حقیقت هویت در کجاست؟

اولین قاعده ناظر به مقوله هویت فرهنگی این است که تا ندانیم « که بوده ایم » نمی توانیم بدانیم «که هستیم». هویت فرهنگی در این مورد به گذشته وابسته است. گذشته برای ما در اسناد، هنرهای دستی، بناهای تاریخی، داستان‌ها، گونه ها، سنت ها و نهادهایی نهفته است که خود نشانه‌هایی از خواست‌ها و توانائیهای نیاکان ما برای فراتر رفتن از زمانه آنها به شمار می‌رود. قاعده دوم این است که نمی توانیم بدانیم کجا می‌رویم مگر آن که بدانیم چگونه به جایی که در آن هستیم رسیده‌ایم. اینجاست که نقش فولکلور و فرهنگ مردمی آشکار می‌شود و نزد مردم به عنوان یک آموزگار یا حتی آموزشگاه مورد احترام واقع می‌شود. یکی از راه های فهمیدن و جاودان ساختن گذشته روایت گونه کردن است .

فصل دوم : مآخذ باستان شناسی

با آغاز دوره تجدد (قرون جدید) از سال 1453 م. توجه جهانگردان و بازرگانان و برخی از دانشمندان به آثار هنری قرون قدیم جلب گردید و بنیاد دانش نوینی به نام باستان شناسی گذاشته شد. بر اثر این پدیده نیز رفته رفته آثار تاریخی و هنری پیشینیان و آنچه در نتیجه کاوشهای علمی به دست آمده بود و یا به دست می‌آمد مورد بهره برداری تاریخ نویسان اروپایی قرار گرفت و این منبع سرشار، نوع دیگری از منابع تاریخ نویسی شناخته شد.

در این دسته از منابع بناهای تاریخی، لوح‌ها، سکه‌ها، کتیبه‌های چوبی و گچی در بناهای تاریخی و مقابر، نوشته‌هایی که بر روی کاشی کاری های ابنیه با قیست و بالاخره اشیاء و آثار هنری را که از زیر خاک به دست می‌آید را می‌توان نام برد.

مطالعه گزارش‌ها باستان شناسی و تحقیق در مجموعه‌هایی که از سکه‌ها و نهرها و نشان‌های قدیم در دست است هم در حل بعضی از ابهامات و دشواری‌های تاریخ سیاسی مفید هستند و هم از آنها می‌توان در تبیین احوال و اوضاع مدنی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی ... ادوار مختلف بهره فراوانی برد. در حقیقت ساختمان ها و آثار باستانی، مقبره‌ها و الواح باقی مانده از زمان‌های گذشته و نیز آثار عتیقه که در موزه‌ها و اماکن دیگر نگهداری می شود در حکم اسناد و برگه‌هایی گویا و زنده هستند که از طرز زندگی و تمدن دوره های تاریخی گذشته باقی مانده‌اند.

آثار باستانی و شناخت فرهنگ

در حالی که از زمان فعالیت برای حفظ آثار و میراث‌های گذشته در غرب نزدیک دو قرن بیشتر نمی‌گذرد؛ سابقه این امر در شرق و بخصوص در ایران به دوران‌ بسیار کهن مربوط می‌گردد، تا آنجا که در عهد شکو فائی پادشاهی عیلام، تعمیر آثار گذشتگان و ذکر آن در کتیبه‌ها مورد توجه بوده است.

توجه به این سابقه ایجاب می‌کند که در مشرق زمین به گونه یک رستاخیز ، طی کوششی همه جانبه در زمینه بازشناختن واقعیتهای تاریخ گذشته و تطور دگرگونیهای مربوط به فرهنگ و هنر این سرزمین ، براساس مدارک اصیل باستانشناسی و تاریخی آغاز شود و حاصل کار برای آگاهی مردم عرضه گردد و بخصوص نسل جوان با حقایق مربوط به تاریخ و فرهنگ سرزمین خویش آشنایی بیابدو شخصیت ملی خود را بازشناسد.

در پژوهشهای علمی مربوط به شناخت چگونگی تاریخ و فرهنگ وسیر حیات یک ملت، حتی در مورد دوران‌های تاریخی که مدارک کتبی از آن دورانها در دست است، نمی‌توان به آثار و مدارک مکشوف در کاوش‌های باستان شناسی و آثار موجود به آن دوران بی اعتنا ماند. تا جائیکه در بسیاری از موارد به کمک اسناد و مدارک باستان‌شناسی می‌توان غیر واقعی بودن و جنبه های خلاف نوشته‌های تاریخی را روشن ساخت. در نتیجه هم اکنون برای توجیه چگونگی فرهنگ و تمدن دوران پیش از تاریخ و آغاز تاریخ ، تنها مدارک باستانشناسی است که به کار می‌آید.

امروز گذشته از آنکه هر شیئی که از یک حفاری به دست می آید قادر به توجیه نمودی از چگونگی زندگی یک جامعه و یا یک فرهنگ و تمدن است ، کشف مجموع یک واحد مسکونی با تمام خصوصیات آن ، بیش از پیش موجبات شناسایی کامل و نزدیک به حقیقت یک تمدن را فراهم می سازد .

حجاریها و دیوارنگاره‌ها

کشف حجاریها و دیوارنگاره‌ها ( نقاشی‌های روی دیوار که به فرسک نیز مرسوم هستند ) در آثار باستانی نیز در امر شناخت خصوصیات جامعه مورد مطالعه ، کمک فراوان می‌کند. چنانکه هم اکنون حجاری‌های مکشوف در سرزمین آشور کهن و از جمله «دور شاروکین» در توجیه خشونت‌بار تمدن آشور و بازشناختن شکل معماری و شهرسازی شهرهای ایرانی دوره‌ ماد مدارکی ارزنده به شمار می روند.

در ایران حجاری‌های تخت جمشید را از نظر کمکی که به شناختن چگونگی اقوام و ملل دنیای کهن می‌کند، می توان اولین و مهمترین موزه مردم شناسی جهان دانست. زیرا به کمک تصاویر تخت جمشید ، خصوصیات جسمی، طرز پوشیدن لباس و آرایش و زیورآلات مردمان نواحی وسیعی از جهان باستان و همچنین محصولات دامی و کشاورزی و صنعتی آنها را می توان باز شناخت.

آثار معماری و مجموعه بناهای تاریخی

درباره بافت‌های کهن و مجموعه‌ها و بناهای تاریخی نیز موضوع یکسان است. با این تفاوت که حفظ این آثار گذشته از اهمیتی که از نظر علمی دارند ، از نظر تأثیر در رشد اقتصادی مملکت از طریق جلب جهانگردان نیز، دارای ارزش بسیار هستند.

شناخت نقش یک شهر و یک منطقه و چگونگی و ساختمان اجتماعی ساکنان آن و سازمان و تشکیلات و بالاخره تحولات و دگرگونی‌های مربوط به آن شهر و جامعه، در حالی که تمامی یا بخشی عمده از یک شهر بر پا باشد، کاری است که به یاری متخصصین به خوبی امکان پذیر است. وضع شبکه‌های ارتباطی و بناهای عمومی یک شهر و نحوه پراکندگی آنها و طرح کلی خود شهر به خوبی می‌تواند معرف چگونگی زندگی مردم شهر باشد.

سکه شناسی

در بین آثار عتیقه و آثار کشف شده توسط باستان‌شناسان، سکه‌ها از اهمیت ویژه و خاصی برخوردارند و چنانکه برخی از محققان مثل لین‌پول (S.Lane Poole) و زمباور (Zambaur) توجه کرده‌انداز سکه های بدست آمده یا موجود می‌توان در تصحیح و اصلاح تواریخ و سال‌های تاریخی استفاده های بسیاری به عمل آورد.

اغلب اتفاق افتاده که وجود یک سکه ، اشتباهی را که در منابع دیگر مثلاً در تواریخ عام یا سیاحتنامه‌ها وجود داشته است را رفع کرده یا تردیدی را که درباره کیفیت ذکر بعضی از القاب روی داده را بر طرف ساخته است ( تحقیق دکتر آلیاری در باره سلطان جلال الدین خوارزمشاه « منکبرتی » ) .

در تنظیم جداول نسب‌نامه‌ها و شجره‌نامه‌ها اهمیت مسکوکات بیشترست و در واقع میزان صحت و سقم اخبار و اطلاعاتی را که از دیگر مآخذ بدست می‌آید را بوسیله آنها می‌توان تحقیق و تعیین نمود. این مسئله مخصوصاً در جهت اطلاع بر کیفیت توالی امرا و حاکمان سلسله‌های کم اهمیت ، اهمیت بیشتری داشته و شاید در بعضی موارد مسکوکات تنها مرجع معتبر و قابل اعتماد به شمار آیند.

فصل سوم : اسناد تاریخی (آرشیوها)

مقارن پادشاهی لوئی چهاردهم در فرانسه (1715 – 1644 میلادی/ 1127 – 1053 ه. ق)

نوع دیگری از مدارک شناخته شد و رفته‌رفته مورد توجه تاریخ نویسان قرار گرفت.

این منبع نوین، اسناد خطی دولتی و اداری بود که در گنجینه‌ها و مخازن پادشاهان و امرا (ارشیوها) نگاهداری می‌شد و شناخته شدن آن را نتیجه تلاش بالوز (Baluze) کتابدار لویی چهاردهم باید دانست که به تنظیم و طبقه‌بندی فرمان‌ها و اسناد پادشاهی فرانسه همت گماشت و مجموعه نفیس او به وسیله فرهنگستان ادب و هنر فرانسه که به ابتکار کلبر (Colbert) وزیر لویی چهاردهم تأسیس یافته بود (1663 میلادی) انتشار یافت.

مقارن این احوال، شیوع اندیشه‌های اصلاح طلبی در مذهب هم که بر اثر واکنش‌های فشار عقاید و استبداد کلیسا پدید آمده بود ، موجب پیدایی بحث وجدل‌های شدید شده بود و چون هر دو دسته، برای اثبات عقاید خود از یافتن و ارائه مدارک مسلم، ناگزیر بودند، انتشار مجموعه بالوز، توجه آنها را به اهمیت وجودی آرشیو جلب کرد و به تدریج اهمیت اسناد و فرمان‌ها و مکاتبات درباری و اداری آشکار گردید.

منابع آرشیوی که امروز به آنها اسناد تاریخی نیز می‌گوئیم شامل کلیه نامه‌های پادشاهان و ملوک، فتحنامه‌ها و سنگ نبشته‌های باستانی که در حقیقت فتحنامه‌های پادشاهان باستانی هستند، فرمان‌های سلطنتی، مکاتبات و اسناد سیاسی، معاهدات و نوشته‌های اداری، اسناد قضایی و مالی و حقوقی، گزارش‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و نظامی و برخی از مکاتبات خصوصی و دوستانه و خانوادگی می‌باشند و به این اسناد، برحسب کیفیات و محتوایشان در قدیم عناوین سلطانیات، دیوانیات و اخوانیات اطلاق می‌شده است.

به مکاتبات شاه با مقامهای درباری و یا حکومتگران کشورهای دیگر سلطانیات می گویند .

و به آنچه که مربوط به صدور القاب ، فرمانها، دستورالعملها و نوشته های اداری ، اسناد قضایی و مالی و حقوقی دیوانیات می گفته اند و به کلیه مکاتبات خصوصی و دوستانه و خانوادگی و اسنادیکه میان عموم مردم رایج بوده از قبیل اسناد ازدواج ، اسناد مالکیت ، قولنامه ها ، قباله ها ، و ... اخوانیات گفته می شد .

ارزش اسناد تاریخی و امتیاز آنها بر منابع تاریخ نویسی به سبب اصالت اعتبار وجودی آنهاست. زیرا محتوای هر قطعه از این اسناد با زمان و رویداد حقیقی بستگی دارد و حاصل رابطه ای مستقیم و طبیعی بین اثر و موثر است. در نتیجه آنچه که از محتوای آنها استنباط می‌گردد، برخلاف متون قدیمی ( ازمنابع کتبی ) که دستخوش تغییرات و حک و اصلاح بوده‌اند و حتی مدارک باستانشناسی که قضاوت و استنباط در مورد آنها هم غالباً مبتنی بر حدس و گمان و تقریب می‌باشد، برپایه اعتبار و یقین استوار است.

فصل چهارم : منابع کتبی

منابع تاریخ نویسی در طول بیست قرن، یعنی از زمان هرودت (484 تا 420 ق. م) تا پایان قرون وسطی (1453 م/ 857 ه. ق) به دو نوع شفاهی و کتبی منحصر می‌شد که البته نوع کتبی آن نیز شامل نقل قولهای مستقیم یا غیرمستقیم بوده که مورخین در کتاب‌های خود ثبت می‌کرده‌اند.

پس از قرون وسطی به تدریج به سبب دانش‌های جدید و گسترش تمدن و فرهنگ در منابع کتبی تنوعی پدید آمد و منابع کتبی به صورت مستند‌تر و کامل‌تر و متنوع تر عرضه گردید، چنانکه در اواخر این دوره مدارک کتبی شامل مآخذ زیر شده است:

1- کتاب‌های تاریخی شامل تاریخ‌های عمومی، تاریخ‌های خصوصی (سلسله‌ها و خاندان ها) و تاریخ‌های محلی و منطقه‌ای

2- نوشته‌های جغرافی نویسان مانند کتب مسالک و ممالک و کتاب‌هایی در مورد ملل و نحل

3- متون ادبی (زندگینامه‌ها، تذکره‌ها، قصاید و مدایح شعرا و تفسیر آنها)

4- و بعدها از قرون جدید و رنسانس به بعد انواع دیگری هم مثل سفرنامه‌های جهانگردان و تاریخ‌های موضوعی (تاریخ تحلیلی، اقتصادی، سیاسی، نظامی، مذهبی، جهانگردی و ...) بر منابع کتبی افزوده شد. دیگر منابعی که در ردیف منابع کتبی آمده و به تدریج بر منابع مکتوب اضافه گردیده عبارتند از: روزنامه‌ها، مجلات ، وقایع سالیانه یا سالنامه‌ها، شرح خاطرات، بیوگرافی‌ اشخاص و یادداشت های روزانه.

متون ادبی و شعر در ادوار مختلف تاریخی ایران

با گسترش دامنه ادبیات زبان‌فارسی، خصوصاً شعر و شاعری و بازتاب تحولات اجتماعی زمان در تفکر ادییان و شاعران، محتوای آثار ادبی هر چه آشکارتر دگرگونی اوضاع و احوال سیاسی و اجتماعی دوره‌های مختلف تاریخی را می‌نمایاند.

شاعران حماسه سرا علاوه بر بیان وقایع گذشته تاریخی کشور، مردم زمان خود را به فعالیت، جوانمردی و کاردوستی فرا می‌خوانند و در آنها برای مقابله با نارسائیها و مشکلات سیاسی، اجتماعی روحیه سلحشوری و مقاومت ایجاد می‌کنند.

استادان بزرگ مدیحه سرا برای مقابله با نارسائیها و لغزشهای حاکمان وقت، اندیشه‌های فلسفی، هشدارها و اندرزهای خود را در شعرهایشان وارد کردند و گروهی از عرفا و شاعران بزرگ صوفی با ظاهر صوفیانه رخ نمودند و ناوابستگی، از خود گذشتگی و بیزاری از تباهی دربار و درباریان را تبلیغ کردند. هجو سرایی و هزل سرایی نیز نمونه دیگری از ابراز مخالفت به زبان شعر بود که توسط برخی از شاعران ناراضی از اوضاع حکومت زمان متداول گردید.

منابع صوتی و تصویری

جای تردید نیست که پس از اختراع دوربین عکاسی و دستیابی به تکنولوژی ضبط مکالمات روی صفحات گرامافون و نوارهای صوتی و همچنین با پیشرفت‌های روزافزونیکه در زمینه عکاسی و فیلمبرداری از صحنه‌های مختلف بوجود آمد، و با نفوذ روزافزون رادیو و تلویزیون و مطبوعات در پنهان‌ترین زوایای زندگی سیاست مردان و مردم عادی و صحنه‌های مختلف سیاسی، نظامی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و... منابع صوتی و تصویری جای خود را به عنوان یکی از مهمترین منابع تاریخی به خوبی باز کرده و هم اکنون در تحقیق و بررسی پژوهشگران و مورخان (بخصوص در مورد وقایع و حوادث تاریخ معاصر) نقش بسیار موثر و تعیین کننده‌ای را ایفا می‌کنند.

در دهه‌های اخیر و با اختراع کامپیوتر و ماهواره و متعاقب آن پیدایش شبکه‌های گوناگون اطلاعاتی از قبیل اینترنت ، سیل تبادلات اطلاعات به قدری زیاد شد که دیگر هیچ پژوهشگر و محققی قادر نخواهد بود بجز در عرصه کوچکی از علوم مختلف از جمله علم تاریخ، اقدام به مطالعه و بررسی نماید.

کلیه حقوق برای وب سایت بنیاد ایران شناسی محفوظ است. ©١٣٩5

نشانی: تهران، خیابان شیخ بهایی جنوبی،خیابان ایران شناسی،شهرک والفجر

طراحی و اجرا: اداره رایانه و فناوری اطلاعات