بنیاد ایران شناسی-معاونت پژوهشی
موزه ها و آثار هنری و باستانی

نويسنده : امیر حمدالله صادقی نیاتاريخ: دوشنبه 28 اردیبهشت 1394

موزه ها و آثار هنری و باستانی

به مناسبت روز جهانی موزه و میراث فرهنگی

تاریخ هنر در ایران

در گستره پهناور سرزمین ایران، مهد تمدن و زادگاه هنر، زیبایی‌های فراوانی نهفته است.

فرهنگ غنی، طبیعت زیبا،‌ و هنرهای زیبای ایرانی زبانزد جهانیان است.

در جای جای ایران زمین تبلور هنر را به وضوح می‌توان یافت، كه این هنر در موسیقی، فرشبافی، پارچه‌سازی، سفالگری، فلزكاری، خط و تذهیب، خاتم‌كاری، شیشه‌كاری، ....و حتی در قالب تابلوهای بسیار زیبای نقاشی نیز تجلی می‌یابد.

نكته بسیار مهم در رابطه با هنرهای مختلف، توجه به موارد و مونوگرافی‌ها در حوزه‌ هنر، خصوصاً در دو بخش صنایع دستی و باستان‌شناسی می‌باشد.

امروزه دیدن هر نوع اشیاء‌ عتیقه و آثار باستانی و مجسمه‌های سفالین كه از زیر خاك و از دل تاریخ بیرون كشیده شده‌اند هر انسان صاحب ذوقی را وادار می‌سازد تا در ذهن خود،‌ با زدن نقبی به درون تاریخ، سعی در كشف راز زیستن انسان از سده‌های گذشته تا به امروز را نماید و این درك وتجربه نگاه پژوهشگر و محقق را به غیر از جنبه‌های هنری آثار بدست آمده معطوف موارد بسیار مهمتر و عمیق‌تری می‌گرداند.

نگاه به مقوله هنر از دید صاحب نظران و متخصصان و پژوهشگران ایران‌شناس، دیگر صرفاً توجه به جنبه‌های زیبایی شناسی آثار هنری نیست. به واقع برای علاقمندان این رشته خلق و آفرینش مجسمه‌های سنگی یا فلزی یا سفالینه‌هایی از موجودات افسانه‌ای، شیر شاخدار، نیم تنه خورشید بالدار، غزالها، شیر، گاو، اسب، جام، مجمر، پی‌سوز، تندیس خدایان و ایزدان و مجسمه‌های شیاطین توسط هنرمندانی كه از دوران قبل از تاریخ به خلق آثار هنری مختلف پرداخته‌اند، می‌تواند حاوی بار معنایی بسیار گسترده‌تر و عمیق‌تری باشد. هركدام از آثار هنری برجای مانده خود كلیدی هستند برای بازگشایی قفلهایی كه بر دروازه‌های گذشته‌های رازآمیز اقوام مختلف باستانی زده شده‌اند.

بازگشایی تدریجی راز و رمز زیستن انسان‌ها در سده‌های گذشته كه با مطالعه و بررسی بر روی آثار مكشوفه حاصل گردیده، نكات قابل توجه و فراوانی را نیز در برداشته است كه از آن جمله است آشكارشدن تأثیر فرهنگی و هنری اقوام مختلف در مناطق مختلف كه در كنار یكدیگر و گاه در فواصل بسیار دور از همدیگر زندگی می‌كرده‌اند. این اشتراكات در هنر و آثار برجای مانده و یا حتی در آداب و رسوم،‌ به خودی خود نكات بسیار مبهم و تاریكی در زمینه‌های مردمشناسی را روشن و آشكار ساخته است. از آنجا كه بیشترین اشتراكات در هنر و صنایع دستی و همچنین آداب و رسوم مردم سرزمینهای آسیای غربی مشاهده شده است، پس نتیجه گیری این موضوع كه مردمان این منطقه در گذشته‌های دور شدیداً تحت تأثیر فرهنگ و تمدن یكدیگر بوده‌اند، نمی تواند موضوع مبهم و راز آمیزی تلقی گردد..

از طرف دیگر می‌دانیم كه فرهنگ و هنر مردم هر منطقه بی‌تردید در قالب صنایع دستی آن مردم نمود می‌یافته است، زیرا صنایع دستی گزارشگر صنعت و هنر نیاكان و بیانگر هنر و ذوق مردم هر كشور بوده و هست كه در عین حال جنبه‌ها و جهات دیگری از زندگی روزمره و حیات اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی یك كشور را می‌توان در آن بازیافت.

صنایع دستی در روزگاران كهن به عنوان صنعت تمام عیار عهد خویش حضور داشته است و می‌توان گفت كه صنعت دستی هر قوم، گوشه‌ای از هویت گذشته قوم یا تاریخ وی نسبت به اقوام دیگر بوده و در نتیجه یكی از عوامل اصلی و اساسی معرفی اقوام به یكدیگر و نشان دادن عواطف و احساسات آنها با ظرافت‌ها و دقت‌ها و لطف‌ها و محبتهایی است كه در یك قوم وجود داشته و در نقش مصنوعات مختلف و چگونگی استفاده از آنها و یا حتی در نقش چگونگی ساخت و خلق آن مصنوعات به اقوام دوست و مجاور عرضه می‌شده است. در مجموع باید بگوئیم هنر صنعت دستی به مثابه آمیزه‌ای از ذوق، خلاقیت، ابتكار و نوآوری،‌ در وجه فرهنگی و اجتماعی آن، نمادی زیبا از هویت ملی و میهنی مردمان هر خطه و سرزمین بوده و اگر در پار‌ه‌ای از موارد آثار و اشیاء‌ بدست آمده در نقاط مختلف آن چنان به یكدیگر شبیه هستند، این مسئله می‌تواند بی‌تردید اثبات كننده ریشه مشترك اقوام مختلف سازنده آنها ‌باشد.

بنا براین سهم و نقش صنایع دستی در توسعه اقتصادی- اجتماعی كشور به باور كارشناسان و برنامه‌ریزان نه صرفاً به جهت برآیند اقتصادی آن، بلكه بیشتر به لحاظ حفظ ارزشها، اصالت‌های فرهنگی و هنری است كه می‌بایست مورد توجه قرار گیرد.

با توجه به مقدمه‌ای كه ذكر گردید،‌ به نظر می‌رسد ضرورت بررسی تاریخ هنر كشور ایران و كشورهای منطقه در مباحث ایران شناسی تا حد قابل ملاحظه‌ای روشن و آشكار شده باشد. البته در این بررسی خواه نا خواه دامنه تحقیقات پژوهشگران معطوف دو مقطع اصلی هنر در ایران قبل از اسلام و هنر در ایران بعد از اسلام خواهد گردید.

در این رابطه توجه به كوشش‌های ایران‌شناسی برای برآورد كردن نیازهای امروز كشور و خصوصاً به نوع نگاهی كه باید به معرفی میراث فرهنگی (كه صرفاً نباید نگاهی اقتصادی باشد) از اهم واجبات خواهد بود. بنابراین هرگونه تلاش دراین زمینه باید در راستای دو بحث نظری، یكی در مورد ریشه‌یابی بسیاری از هنرهای ظریفه در ایران قبل از اسلام و دیگری در مورد رابطه هنر با هنر اسلامی و خصوصاً هنر تشیع صورت پذیرد. زیرا سیر تدوام و تكوین هنرهای مختلف ایران باستان، در دوره اسلامی بوده كه نمودها و نشانه‌های هنرهای دستی و تزئینی از قبیل فرش بافی، معماری، ملیله دوزی، قفل و بست و سوزن دوزی، منبت كاری و كنده كاری روی چوب، فلزكاری، نقاشی، تذهیب، مرمت كاغذ، جلد سازی، صحافی و.... را به شكل امروزی، به نسل‌های فعلی ایرانی رسانیده است.

در رابطه با هنر اسلامی لازم به ذكر است كه هنر اسلامی بارزترین نمود تجلی یك تمدن اصیل و پرمایه است كه غالباً از دیدگاه تمدنها و فرهنگهای دیگر دارای اصول و مبانی اسرار آمیز و رمز آلود می‌باشد. ویژگی‌های هنر اسلامی كه همانا كاربرد طرح‌های انتزاعی، غنای تزئینی و تمایل به اجتناب از بازسازی اشكال انسانی یا حیوانی است، زبان این هنر را شكل می‌بخشد و تفاوتهایی اساسی در آثار هنری كشورهای اسلامی و غیر اسلامی پدید می‌آورد.

برای آنكه خوانندگان عزیز با نمونه‌هایی از هنرهای ایرانی آشنایی یابند دراین قسمت سعی می‌شود كه چند نمونه از هنرهای ایرانی را با ذكر ریشه‌های باستانی آن و همچنین تحولاتی كه در دوران اسلامی یافته‌اند معرفی نموده و انجام تحقیقات گسترده‌تر و كامل‌تر را بر عهده خود دانشجویان محول نمائیم. اما قبل از معرفی این هنرها، لازم است چند مورد ضروری را برای جهت‌گیری‌های آینده تحقیقاتی بیان نمائیم تا محققین و پژوهشگران با عنایت به آن موارد از پیشینه ذهنی غنی‌تری نسبت به این مقوله برخوردار گردند:

- ضرورت انجام كارهای گروهی بیشتر در امرتحقیقات در زمینه هنرهای مختلف

- انجام تحقیقات اكتشافی برای تحقیقات بلند مدت‌تر (شبیه گمانه زنی درباستان شناسی كه اول تراشه‌ای را تنظیم و چند نقطه گمانه زده می‌شود كه در كدام نقطه امكان فعالیت بیشتر هست. چنین گمانه زنی نیز باید در كار تحقیقاتی صورت بگیرد كه در هر یك از حوزه‌ها ابتداء‌ یك گمانه زنی‌هایی داشته باشیم تا آن زمینه و بستر اصلی روشن شود،‌ تا بعد از آن بتوان طرح جامع را برای تحقیقات داشته باشیم).

- توجه به مطالعات تطبیقی بین رشته‌های مختلف هنر و بین یك شاخه هنر در داخل و خارج از كشور، یعنی در حوزه‌های مختلف فرهنگی، كه می‌تواند واجد اهمیت باشد.

- یكی از نكاتی كه در حوزه هنر اهمیت دارد، ترجمه متون اروپایی و عربی به فارسی و بالعكس ترجمه بسیاری از دستاوردهایی كه طی سالیان گذشته در ایران داشتیم به زبانهای مختلف بین‌المللی و نشر آنها، برای اینكه زمینه مراوده علمی را بیشتر باز كند.

- توجه به مساعدتهایی كه مطالعات هنری و باستان‌شناسی می‌توانند به سایر حوزه‌های مطالعاتی ایران شناسی داشته باشند.

صنایع دستی یا هر هنر کاربردی را معادل صنایع دستی به کار گرفته اند .صنایع دستی معمولاً خاستگاهش ،سنت ها و نگرش های کهن جامعه است ، چیزی که آمیخته با باور و گاه فرهنگ عامه و یا فرهنگ مصرف یک منطقه است .صنایع دستی ، مترادف کار و اشتغال معمولی و عادی نیست که هر نیروی سالم یا توانمندی از نظر فیزیکی بر آن غالب باشد ؛ بلکه صنعتگر و هنرمند صنایع دستی جام خود را همواره از چشمه هنر بر می گیرد که امری ذاتی و استعدادی خدادادی است و گاه بر اثر تجربه و تمرین فراوان حاصل می شود .

هنرهاى سنتى و صنایع دستى هر منطقه، بخشى از فرهنگ آن منطقه است و در روند جهانى شدن كه شاید مهم‏ترین چالش جهان امروز باشد، تنها حوزه ماندگار فرهنگى، «صنایع دستى» كشور است .

صنعت دستی یكی از شاخه های مهم فعالیت اقتصادی در كشور است بطوریكه هم اكنون میلیونها نفر در سراسر ایران بویژه در روستاها ، به فعالیت اشتغال دارند كه متأسفانه حاصل تلاششان هیچگاه بطور واقعی در شاخصهای مربوط به اقتصاد ملی منعكس نمی شود و این در حالی است كه بر پایه آمار موجود بخش عمده ای از ارزش صادرات كالاهای غیر نفتی كشور مربوط به فرش دستباف و سایر تولیدات صنایع دستی است .

موزه ها و صنایع دستی و هویت ملتها

صنایع دستی همواره به عنوان یكی از انگیزه‌های سفر و جاذبه‌های جالب برای جهانگردان مطرح بوده است. خصوصاً صنایع دستی كشورهایی نظیر ایران كه دارای تاریخی كهن فرهنگ و هنر متعالی و تمدنهای باستانی ارزنده می‌باشند، حامل بسیاری از ارزشهای فرهنگی، هنری، تاریخی و اعتقادی ملت هاست و علاوه بر جنبه یادگاری و ماندگاری خاطرات، یكی از راه‌های تعامل فرهنگی و شناسایی مردم یك كشور به سایر ممالك است.

بهترین مکان برای نگهداری و نمایش صنایع هنری و دستی کشورها ، موزه ها می باشد . موزه ها هستند که هویت هر ملتی را به نمایش می گذارند .

با توجه به اینکه آثار باقیمانده از نسلهای گذشته ، دارای تنوع زیادی می باشد ، امروزه برای نگهداری از این آثار ، موزه های مختلفی مشغول کار شده اند . اگر در گذشته موزه ها به چند قسمت اصلی تقسیم می شدند ، امروزه به علت حجم زیاد و تنوع در شکل و رنگ و سایر خصوصیات ، شاید لازم باشد تا برای هر یک از هنرها مانند : سفال سازی ، فرش بافی ، کارهای چوبی ، کارهای فلزی ، و ..... یک موزه اختصاصی در نظر بگیریم . البته موزه هایی مانند مردم شناسی ، موزه جواهرات ، موزه پرندگان ، موزه تابلوهای نقاشی قدیمی ، و .... و یا موزه های اختصاصی مانند موزه آموزش و پرورش ، موزه جنگ ، موزه مشاهیر و مفاخر ، و .... جای خود را دارند .

غرفه بندی موزه

معمولاً موزه های هر شهر به چند قسمت اصلی تقسیم می شوند :

برای به نمایش گذاشتن آثار در موزه ها از فضاهای موجود در داخل ساختمان موزه استفاده می شود . در هر موزه معمولاً تالارهای نمایش عبارتند از :

1. تالار چوب و كاغذ در این تالار لباس محلی، انواع كیف‌ها و آثار پارچه ای و كارای تذهیب و خطاطی دیده می شود.

2. تالار سفال و ظروف چینی در این بخش آثار مختلفی از انواع ظروف مسی و سفالی دیده می شود.

3. تالار فرش و گلیم در این بخش فرش های منطقه ساروق كه یكی از مناطق معروف فرش بافی در استان مركزی است و همچنین گلیم نقش برجسته خمین و دیگر فرش‌ها دیده می شود.

4. تالار فلز و آثار حجمی در این تالار، آثاری مانند ملیله كاری زنجان، ورشو و برنج بروجرد و دیگر آثار ساخته شده با فلز دیده می شود.

5. تالار چوب. در آن آثار حجمی چوبی ( مجسمه ) و انواع سازهای چوبی ساخته با چوب و كار منبت و ... دیده می شود .

6 . بخش باستان شناسی

دراین بخش بیشتر آثاری از قبیل ظروف سفالی، شیشه ای، آثار مفرغی هزاره اول قبل از میلاد، سكه های تاریخی و ... نمایش داده شده است.

7 . بخش مردم شناسی

درآن ابزارو وسایل کار ، لباسهای بومی در دوران مختلف ، وسایل منزل ، لوازم مربوط به استحمام و پوشش های سنتی به همراه لوازم مورد استفاده در دوره های گذشته ، و .... نمایش داده می شود .

موزه های مردم شناسی

حمامهای قدیمی تبدیل به موزه می شوند

از گذشته‌های دور تاكنون شست و شو و پاكیزگی از اهمیتی ویژه برخوردار بوده است، زیرا كه گذشتگان به خوبی می‌دانستند كه رعایت نكردن نظافت تن موجب امراض مختلف مسری خواهد بود و البته پاكی جسم، پاكی روان را نیز به دنبال خواهد داشت. برابر مدارك تاریخی سابقه شست و شو در ایران به قبل از زمان زرتشت مربوط است و احتمالا مهر پرستان می‌بایدبرای انجام مراسم مذهبی به مدت سه روز و سه شب در فواصل معین غسل كنند تا قادر باشند در مراسم دینی شركت كنند. از این رو محرابه‌ها و عبادتگاه‌ها می‌بایست در محلی قرار گیرند كه آب روان از داخل آنها عبور كند و یا در كنار چشمه واقع شوند.

موزه ها و آثار هنری و باستانی

در آیین زرتشت به چگونگی تطهیر اشاره شده است و برای انجام مراسم مذهبی باید كلیه مومنان این دین روزی سه مرتبه از آرنج تا سر دست، از پس گوش و چانه و تا ساق پا را بشویند و سپس مراسم مذهبی را به جای آورند. هخامنشیان از حمام‌های خصوصی استفاده می‌كردند كه یك نوع از آن در تخت جمشید كشف شده و در كنار آن لوازم شست و شو مانند كاسه سفالین گلابدان به دست آمده است. در دورۀ اشكانی نیز نمونه‌هایی از حمام در كاخ آشور به دست آمده است. با ظهور دین مبین اسلام و تأكید این دین بر تطهیر و پاكیزگی تحولی در زندگی اجتماعی مردم به وجود آمد. غسل‌های واجب و متعدد، شست و شوی پنج گانه به عنوان وضو در شبانه روز اهمیت زیادی در بهداشت مردم یافت و جمله‌های «النظافه من الایمان» شعار مسلمانان گردید. به این ترتیب حمام‌ها یكی بعد از دیگری ساخته شدند و مورد استقبال عموم قرار گرفتند. معماری و ساختن بنای حمام¬‌ها را بیشتر، ایرانیان عهده دار بودند ( میر دانش، 1381: 79 ) .

ساختن حمام در سرزمین‌های اسلامی، به منزله یك مركز اجتماعی - دینی - بهداشتی، توسط امرا و دولتمردان نیز توجه بسیار می‌شد و از این روست كه در كنار مجموعه‌های ساختمانی بزرگ، بنای حمام از ضروریات به شمار می‌رفته است، و هماهنگ دیگر بناهای مجموعه، با در نظر گرفتن اصول و قواعد معماری با تزئینات فراوان و با شكوه، ساخته می‌شده است ( سعیدی رضوانی، 1368: 77 ) .

موزه مشاهیر و مفاخر

تاریخ نشان دهنده سطح و عمق تلاش یك ملت برای بازیابی گوهر وجود خود به عنوان جزیی از عنصر انسانی تمدن و فرهنگ است. سازندگان تاریخ، پیوند دهندگان اجزای خلق شده در متن زندگی فردی و اجتماعی عصر خود هستند كه با استفاده از نبوغ و خلاقیت بی مانند، همانند یك نقاش چیره دست، چشم اندازی می آفرینند كه علاوه بر ترسیم بن مایه های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی عصر خود، چراغی فراروی آیندگان بر می افروزد و مسیر دست یابی به اوج قله های سرافرازی را نشانه گذاری می كند.

مفاخر، سرآمد سرمایه های انسانی هستند كه از مرز شهرت گذشتند و به عنوان پشتوانه های معنوی انسان رخ می نمایند و جامعه انسانی را به سمت خویش فرا می خوانند و به او اطمینان می دهند كه می توانند از قله های پشت سر به اوج پیش رو دست یابند. آنها به انسان جستجوگر علاوه بر اینكه راه را می نمایند ، جستارهای شدن و بودن را نیز هویدا می كنند.

موزه مفاخر مجموعه ای است كه علاوه بر نمایش بخشی از تاریخ ایران به معرفی مفاخر به عنوان تعداد اندك از خیل عظیم و كم سابقه مشاهیر و مفاخر کشور می پردازد. کشور ایران مملو از شخصیت های سفید، سیاه و خاكستری است كه هر یك در مقاطع تاریخ سیاسی و اجتماعی نقش آفرین بوده اند. اگر بخواهیم تصویری از نقش مفاخر در ایران عزیز بیان نماییم، كافیست به تاریخ علم در ایران به خصوص قرون اخیر نظر بیافكنیم؛ امام خمینی ، پروفسور حسابی، میرزا تقی خان امیر كبیر، و ده‌ها چهره كم نظیر در تاریخ علم و هنر ایران زمین، اگر نیم نگاهی به تاریخ معاصر ایران از مشروطیت تاكنون بیافكنیم، به سه نقطه عطف در تاریخ سیاسی و مذهبی ایران بر می خوریم: انقلاب مشروطیت و نقش بی بدیل امیر كبیر در ایجاد زمینه های انقلاب ساز، نهضت ملی شدن صنعت نفت و نقش محوری دكتر محمد مصدق ( آشتیانی ) در كنار روحانیت شیعه و نقش اساسی و پیامبر گونه حضرت امام خمینی در برپایی انقلاب اسلامی و سرنگونی نظام طاغوتی باعث تحولات اساسی در روند تاریخی ملت ایران و جهان اسلام شد.

توجه به زندگی مفاخر و معرفی آنان به نسل های جاری از جمله مسئولیت های مهم دستگاه های فرهنگی و افراد اهل قلم است. این معارفه علاوه بر اینكه باعث ایجاد خودباوری و تحكیم مبانی اعتقادی نسل جوان و نوجوان می شود نقش زیادی در رونق محافل علمی و ایجاد جریانات سازنده علمی و پژوهشی در دانشگاه‌ها و حوزه های علمیه دارد. این معرفی می تواند همانند یك دیوار محكم، كشور را در برابر هجمه‌های فرهنگی دشمنان خارجی و ایادی سلطه محافظت می كند.

پازیریک (نقطه عطف تاریخ فرش ایران و جهان) :

با پیدایش فرش پازیریک از پنجمین گور اقوام سکایی در محلی به همین نام تاریخ فرش ایران و جهان ورق می خورد و به کلی دگرگون می شود. این فرش بطور آشکار مشخص کرد که بافت فرش گره دار پرزی بسیار قدیم تر از آن است که قبلا تصور می شد زیرا از فرشهای قدیم موجود که معروف ترین آنها یکی فرش آناتولی بافته شده در قرن هفتم یا هشتم هجری (13 ـ 14 م) و دیگری تکه پاره های فرش قومس (دوران ساسانیان) و پنجمین قطعه فرش طرح شیری موزه دیانگ سانفرانسیسکو است هیچ کدام قدمت فرش پازیریک را که 2500 سال از بافتش می گذرد ندارد. بدین سبب فرش مذکور دارای اهمیت خاصی است. (حشمتی رضوی، 1387: 109)

در سال 1929 اس . ای. رودنکو و م. پ. گریازنف از لیننگراد کاوش یک گور قدیمی را که در ارتفاع 1600 متری در پازیریک سیبری قرار داشت آغاز کردند این گور در دره اولاکان قرار گرفته که گذر از آن دشوار است. کاوشهای انجام شده در نخستین گورگان یخ زده نتایج بسیار جالبی داشت زیر اشیاء مدفون در این گورگان از مواد از بین رفتنی درست شده بودند ولی کاملا محفوظ مانده بودند. چهار گورکان یخ زده در سالهای 1947 ـ 1949 بوسیله گروه جدید زیر نظر اس . ای رودنکو کاوش شد و نتایج آن جنجال به پا کرد.

سرگی رودنکو باستان شناس روس هنگام کاوش در گورهای اقوام سکایی منطقه پازیریک (در دامنه های جنوبی جبال آلتایی، سیبری) به یافتن دست بافته ای کامیاب شد که تاریخ فرش بافی را سر به سر دگرگون کرد از میان یخهای پازیریک قالیچه ای بیرون آمده بود دوهزار و پانصد ساله. نه همان گره بافته و خوابدار بلکه بسیار ظریف و ریزباف و به همان اسلوب قالی بافی زمان ما. (همان منبع: 119) این فرش که تقریباً چهار گوش است در حدود 2 متر مربع وسعت [حدود 4 متر مربع مساحت] دارد و تصویر سوارکاران، آهوان در حال چرا، جانوران افسانه‌ای با سر عقاب مهارت خیره‌ کننده قالی‌بافان ایرانی است.(همان منبع: 114)

این بزرگ ترین کشف تاریخ فرش بافی بیش از هر چیز از این حیث یکتایی و اهمیت داشت که بیگانه نمونۀ فرش گره بافته بود ( و هنوز هم هست) از عصر هخامنشیان تا یک هزار و پانصد سال پس از آن پیدا شدن قالی پازیریک تمامی فرضیه های به ظاهر استوار و به اصطلاح (آکادمیک) را دربارۀ قدمت قالی بافی بی اعتبار ساخت و تاریخ آن را به بیش از دوهزار و پانصد سال رساند. با کشف پازیریک به یقین پیوست که هنر و صنعت گره بافی قدمتی کمتر از سه هزار سال ندارد چون چنین فرشی با آن اسلوب پیشرفتۀ به کمال دست کم پنج قرن سنت قالی بافی پشت سر داشته تا بدین مرتبه از تکامل رسیده است. کاشف قالی پازیریک پس از بررسی و تجزیه و تحلیل دقیق اسلوب بافت و نقش مایه ها و سنجیدن آنها با دیگر آثار باز یافتۀ آن دوران این مهم ترین سند تاریخ فرشبافی را از بافته های ایران هخامنشی در شمار آورد و وجود آن را در گورهای بزرگ سکایی آلتایی به اقتضای هدیه بودن یا مبادله شدن آن در کار دادو ستد دانست (همان منبع: 120).

فرش پازیریک به ابعاد2× 89/1 متر با لبه های 1× 5/1سانتی متر در کناره ها بارج شمار حدود 40 (میزان گره برابر با 3600 گره در هر دسی متر مربع، تعداد گره در ده سانتی متر عرض 60 عدد و در ده سانتی مترطول 60 عدد) کلاً از پشم بافته شده است. در فرش مذکور تار آن اندکی کشیده شده و پودهای آن شل است. فرش تقریبا از سلامت نسبی برخوردار است و حدود 5/1 فرش پوسیده است. طبیعی است که به اثر گذشت طولانی زمان گرچه در حالت انجماد بوده است ولی رنگ فرش تغییر یافته و رنگ اصلی به سایه‌های صورتی و سبز کم رنگ (شبیه رنگ آبی) تبدیل شده است. این فرش باید در اصل رنگ بسیار روشنی ترکیب شده از رنگهای قرمز سیر، آبی، سبز، زرد کم رنگ و نارنجی داشته باشد. طراحی فرش بسیار منظم و با قاعده انجام شده است قرینه سازیها متوازن و یکدست است نقشه فرش با طرح فرشهای سنگی که از کاخ نینوا کشف شده و تاریخ آن به قرن ششم یا هفتم قبل از میلاد بر می گردد تقریباً شباهت دارد. در طرح فرش مذکور چنانچه از بیرون فرش به داخل فرش هدایت شویم در حاشیه اول نوعی جانور خیالی درون قاب دیده می شود که پیرامون فرش این قابها تکرار شده اند. در حاشیه دوم 14 نفر سوار بر اسب و 14 نفر پیاده همراه اسبان همگی در یک جهت در حرکت اند. اسبان کوتاه اندام هستند و دم آنان گره خورده است و هر یک کاکلی به سر دارند افراد پیاده و سواره که یکی درمیان از پی هم می آیند پیکر کنده های تخت جمشید را در ذهن تداعی می کنند. در حاشیه سوم نوعی گل ( چهار برگی) که در چهار جهت باز شده‌اند در سراسر حاشیه تکرار می شوند در حاشیه چهارم 24 گوزن شاخ پهن کاملاً شبیه به هم در جهت مخالف اسبان در حالی که سر خود را پایین انداخته و دهان خود را نیمه باز نگه داشته اند در حال چریدن دیده می شوند. شاخهای پهن گوزنهای فرش پازیریک در یک نگاه با شاخهای گوزنهای چند سنگ کنده در طاق بستان مانندگی دارد. در حاشیه پنجم نظیر حاشیه اول باز همان نقش مایه تکرار می شود از حاشیه‌ا که بر متن غلبه کرده اند می گذریم متن قالی در وسط دیده می شود که از 24 چهارگوش داخل قاب تشکیل شده که هر قاب در درون یک نگاه هشت پر (شبیه گل نیلوفری) در میان گرفته‌اند.

قدمت این فرش به قرن پنجم قبل از میلاد می رسد و تاریخ کشف آن در سال 1328. ش مطابق با 1949. م است. نمونه باز بافی شده فرش مذکور درموزه فرش ایران به نمایش در آمده است. ( همان منبع: 114)

نگرشی به سفالینه های قدیمی

هیچ صنعتی را مانند سفالگری نمی شناسم كه در مطالعه علمی و اصول و مبانی تاریخی خود در انطباق با اقتصاد و علم، تا این حد، آرا و عقاید گوناگون، جالب توجه و غنی را عرضه كند. هیچ مصنوع دست انسان این صفات را در خود یكجا جمع ندارد .

الكساندر برونیار استاد دانشگاه سوربن

شاید به جرات بتوان گفت سفالگری تنها هنری است كه از هزاران سال پیش از تاریخ1 تا امروز ادامه یافته است. سفال فراوانترین ، ارزانترین، شكننده ترین و متنوعترین كالای مصنوعی بوده است كه انسان از دوران نوسنگی 2 به بعد در اختیار داشته است. ماده اولیه (گل رس) فراوان، هزینه كم تولید، طبیعت شكننده و تولید فراوان و مداوم همراه با نوآوری نشان دهنده چهار ویژگی مذكور برای این دست ساخته بشر می باشد. از سوی دیگر سفال به دلایل گوناگون از جمله تولیدی و صادراتی بودن و كاربرد آن در حمل و نقل كالاهای تجاری بهترین گونه فرهنگی در شناخت اقوام و جوامع به شمار می آید و برای مطالعه ارتباط میان واحدهای مختلف یك فرهنگ منطقه ای از یكسو و فرهنگ منطقه ای از سوی دیگر اهمیت بسیار زیادی دارد، اهمیتی كه مشابه آن برای هیچ گونه فرهنگی دیگر متصور نیست بنابراین تحولات اقتصادی و اجتماعی در شهرهای مختلف، در پیدایش تحولات فراوان فنی ساخت سفال نقش موثر و تعیین كننده ای ایفا كرده است بدین معنی كه مهمترین دوران تولید سفال در هر شهر همزمان با پیشرفت اقتصادی و اجتماعی آن شهر بوده است و با شناخت و مطالعه سفال می توان به خصوصیات اقتصادی و اجتماعی دوره ساخت پی برد. همچنین سفال در باستان شناسی به عنوان وسیله ای برای گاهنكاری نسبی یا برقراری تسلسل فرهنگی شناخته می شود بنابراین باید توجه خویش را به شناخت گونه های مختلف سفال متمركز كنیم.

طی قرون هفتم و هشتم هـ.ق سفالهایی در بسیاری از شهرهای کشور مورد استفاده بوده است كه مشهور گردیده اند و كهنترین سفال به دست آمده از یکی از شهرهای غربی کشور به سال 625 هـ.ق تاریخگذاری گردیده است بسیاری از این سفالها در میان ظروف سفالین ایران كمیاب بوده و بعضی درجه عالی صنعت سفالگری را نشان

می دهد این سفالها عموماً درخشان و دارای بدنه نازك اند، نقوش حیوانات و اشخاص اغلب روی زمینه آبی یا خاكستری انجام شده است، شاخ و برگ گسترده درختان بسیار به كار برده شده است و از همه جالبتر نقش غزالهایی است با پوست عموما خالدار كه بر روی ظروف نقش شده اند. سفال های تزئین یافته با نقاشی زیر لعاب شیشه سلطان آباد از شهرت بسیاری برخوردار است. متداولترین مضمونهایی كه مورد توجه زینتگر قرار گرفته است، نقوش هندسی، اشكال حیوانات، پرندگان، سیمرغ، و اژدها بوده است و گاهی نیز با نقش انسان كه دور تا دور آن گلهایی ترسیم شده است برخورد می كنیم. نفوذ شرق آسیا نیز در ظروف سلطان آباد مشهود است صورت انسانها شبیه چهره های مغولی است و نیلوفر چینی نیز در میان گلها دیده می شود با توجه به اینكه دوران ساخت این ظروف همزمان با حضور مغولان به سرزمین ایران بوده و در اسناد تاریخی نیز از انتقال هزار صنعتگر چینی و خانواده های آنها به وسیله هلاكوخان مغول به ایران سخن رفته است.

آرتورلین متخصص طبقه بندی و شناخت ظروف دوره اسلامی ظروف دارای تزیین نقاشی زیر لعاب سلطان آباد را به سه دسته تقسیم می كند :

گروه اول: ظروفی كه دارای نقاشی زیر لعاب بوده و از نظر تزیین با ظروف كاشان قابل مقایسه می باشند با این تفاوت كه سفالگران سلطان آباد از طرحهای سه گوش و گل و گیاه كه از وسط منشعب می شود استفاده كرده اند. این نوع ظروف با تزئین لاجوردی و سیاه زیر لعاب شفاف نقاشی شده اند.

گروه دوم: ظروفی هستند كه با نقوش سیاه در زمینه مایل به خاكستری تزئین شده و دارای نقوش نیمه برجسته و لعاب شفاف هستند. نقوش اینگونه سفالها شامل پرندگان و حیوانات است كه در وسط ظرف در زمینه طرحهای گل و گیاه نقاشی شده و خارج ظرف با نوشته همراه است در شكل ظرف نیز تغییراتی حاصل شده و ظروف با كف حلقه ای و بدنه نیم كره و لبه محدب به شكل قدح با خطوط عمودی بر جسته و لعاب یكرنگ ساخته و تزئین شده اند.

گروه سوم: این گروه از ظروف سلطان آباد دارای بدنه ظریف و خمیر سفید بدل چینی هستند كه نقاشی و تزئین آنها به سه رنگ لاجوردی، سیاه و فیروزه ای انجام گرفته و رنگ سیاه اغلب برای پوشش بدنه خارجی به كار رفته است.

از انواع دیگر ظروف منسوب به سلطان آباد سفال مینائی (هفت رنگ) و ظروف زرین فام می باشد كه این دو نوع نتوانستند مانند ظروف با نقاشی زیر لعاب در رقابت با كاشان، گرگان، ری و ساوه شهرت و اعتباری كسب نمایند.

مطالعات فنی و تكنولوژیكی سفالها

از آنجا كه یكی از اهداف مطالعه سفال در باستان شناسی پیگیری تاریخ رشد تكنولوژی می باشد باید ویژگیهای فیزیكی و فنی سفال را مورد مطالعه قرار داد، مطالعه سفال از این منظر ما را قادر می سازد تا به مهارت و تكنیك مردمان سازنده آن پی برده و در نهایت با شناخت دقیق این گونه فرهنگی مهم بخشی از تواناییهای فكری و پیشرفتهای فرهنگی بشر و تاثیر آن در دوره های بعدی را آشكار سازیم.

1- ظروف با نقاشی زیر لعاب :

این فن شامل تزئینات مختلف زیر لعاب شیشه رنگین یا بدون رنگ است. لعاب شیشه قشری نازك از شیشه شفاف است كه سطح ظرف را می پوشاند و تركیب آن مانند شیشه است. تزئینات زیر لعاب شیشه در قرن ششم هـ. ق در ایران بسیار متداول بوده است در این دوره به جای استفاده از لعاب سربی 1 كه در زمانهای گذشته رایج بوده است لعاب قلیایی 2 به كار می برده اند. برای تزئین نقوش در زیر لعاب شیشه عموماً از رنگهای لاجوردی ، فیروزه ای، سبز، قرمز و گاهی نیز سیاه استفاده می شده است. طریقه ایجاد نقاشی زیر لعاب بدین صورت بود كه پس از پخت اول سفال نقوش دلخواه را با رنگهای مورد نظر كه همان لعابهای رنگی با اكسید ساخته شده از فلزات بود را بر روی آن به وجود آورده ، سپس روی تمام سطوح داخلی و خارجی ظرف را با یك لعاب یكرنگ می پوشاندند و دوباره ظرف داخل به كوره برده می شد و چون نقاشی ها در زیر لعاب قرار می گرفت اصطلاحاً آن را نقاشی زیر لعاب نام داده اند.

2- ظروف مینایی و زرین فام

در تزئین سفال مینائی یا مینیاتوری نقاشی، روی سفال انجام می گیرد، مینا یا لوستر نوعی رنگ یا لعاب قلیایی است كه بر روی ظروف یا كاشیهای لعاب داده پخته شده، مجدداَ نقاشی می كنند كه پس از پخت مجدد در درجه حرارت كمتری یك قشر نازك فلزی از این لعاب به وجود می آید. تزئینات این نوع لعاب بزم، شكار، سواری، مراسم تاجگذاری و غیره را شامل می شود.

تزئین سفال با لعاب زرین فام نیز از دیگر تكنیكهای هنر سفالگری می باشد و به علت جلا و درخشندگی كه از انجام این تزئین در ظرف ایجاد می شود به لعات زرین فام شهرت یافته است. اكسید نقره، گوگرد، مس از تركیبات این نوع لعاب می باشند. در این نوع تزئین قبل از آنكه ظرف را درون كوره قرار دهند. آن را مدتی درون سركه قرار می دادند. اگر چه در مورد منشا ساخت ظروف زرین فام اختلاف نظر وجود دارد اما به عقیده عده ای از متخصصان این روش فنی پس از هجوم اعراب به ایران ابداع شده و به عنوان وسیله ای برای حل مشكل ممنوعیتهای اسلامی در مورد استفاده از ظروف تجملی مانند طلا و نقره به كار گرفته شده است و سفالگران هنرمند به منظور تكمیل هنر خود و خلق ظروفی با همان جلوه تصمیم گرفتند ظروف سفالینی با درخشش طلا بسازند . از آنچه گذشت در می یابیم كه سفالگری عموماً در دوران گذشته و دوران مورد مطالعه بسیار گویاتر و عمیق تر و با احساس تر از سفالگری در دوران امروزی بوده است. نكته قابل توجه در مورد ظروف سلطان آباد این است كه متاسفانه تا كنون هیچ گونه مدارك و شواهدی كه دال بر تولید این ظروف در سلطان آباد را ارائه كند یافت نشده است امید تحقیقات باستان شناسی در آینده به این سوال مهم پاسخ دهد .

تصاویر

موزه ها و آثار هنری و باستانی

موزه ها و آثار هنری و باستانی

موزه ها و آثار هنری و باستانی

موزه آموزش و پرورش‏

این موزه ها با همت ادارات كل آموزش و پرورش استانها و ادارات و واحدهاى آموزشى و فرهنگیان با سابقه شكل‏ می گیرد . در این موزه، سیر تحول آموزش و پرورش كشور و هر استان از نظر محتواى برنامه‏ها، كتاب، شیوه‏هاى آموزش، تكنولوژى آموزشى همراه با اسناد و مدارك به نمایش درآمده است.

موزه حیات وحش‏

موزه حیات وحش ، بخشى از اداره كل حفاظت محیط زیست است كه پس از عملیات اجرایى و طرح تجهیز، فضاسازى، ویترین آرایى و نمونه‏گذارى افتتاح می گردد.

معرفى بخش‏هاى مختلف‏

سالن شماره 1: این سالن در طبقه هم‏كف موزه قرار گرفته و شامل تعدادى ویترین محتوى جانوران «تاكسیدرمى» شده؛ اعم از پستانداران و انواع پرندگان عادى و شكارى، شاخه‏نشین و آبزى‏ها و دو ویترین «دیوراما» است كه مشخص كننده زیستگاه‏هاى شاخص وحوش هر منطقه است .

در قسمت وسط این سالن كلكسیونى قرار دارد كه نمایش‏دهنده دوران حیات روى كره زمین، مركب از سنگ‏واره‏ها، فسیل‏ها و دایناسورها به صورت شماتیك است.

سالن شماره 2: این سالن، در طبقه میانى موزه، نمایش دهنده تابلوها و زیستگاه‏هاى شاخص به صورت دیوارهاى منطقه حفاظت شده است.

ویترین‏هاى طراحى شده، مشخص‏كننده مناطق مختلف است كه هر كدام با توجه به خصوصیات زیست محیطى، طراحى‏گردیده‏اند؛ هم‏چنین ویترین‏هایى كه محتوى انواع حشرات، پروانه‏ها، گیاهان مرتعى، انواع خزندگان و دوزیستان، موجودات دریایى، جمجمه‏هاى جانوران مختلف و گونه‏هاى نرم تنان است.

پستانداران وحشى ایران كه تعداد شناسایى شده آن‏ها بالغ بر 194 گونه‏است كه چند گونه آن‏ها در هر موزه ای دیده مى‏شود؛ كه از این تعداد مى‏توان به نمونه‏هاى زیر اشاره كرد:

قوچ‏orisorientalis ، آهوGaxella subgattorsa ، پلنگ ‏pantherapardus ، بزكوهى ( پازن ) copra aegagrus، مرال‏cerrus elaphus ، خرس قهوه‏اى ‏urusarctos . از ویژگى‏هاى این موزه، نمونه‏هایى از غاز پیشانى سفید كوچك و شاه باز است كه در فهرست‏گونه‏هاى آسیب پذیرIeCN قرار دارند؛ هم‏چنین یك نمونه خرس كولى سفید سیاه كه جز پرندگان اتفاقى ایران است در موزه موجود است.

از نمونه‏هاى خزندگان موزه مى‏توان به مار شاخدار، مار آتشى و نمونه‏هایى از آگاما و جكو اشاره كرد.

ازمیان دوزیستان، مى‏توان وزغ مردآبى را نام برده حشرات و پروانه‏ها زیبایى خاصى به بخش حشرات موزه بخشیده است و نمایش صدف‏هایى مانند عاج فیلى، صدف قلبى شكل و یافاتیلوس از جاذبه‏هاى‏دیگر این موزه است.

موزه هایی در باد

سنگ نگاره ها جلوه هایی از نگار گری باستان

پژوهش جدی در موضوع نقاشی و نگارگری ایران از اوایل سده بیستم شروع شده و طی بررسی های گسترده مشخص گردیده که تحولات هنر تصویری در ایران از دوران بسیار قدیم و پیشا تاریخی آغاز شده است .

غالباً محققین و پژوهشگران این عرصه ، تاریخ نگاری در ایران را به چهار دوران اصلی ( دوران کهن ، دوران میانه ، دوران جدید و دوران معاصر ) تقسیم و برای هر یک از این چهار دوران ویژگیهای خاصی را تعریف می کنند .

این مقاله روند نگار گری در گذشته های بسیار دور را مورد بررسی قرار داده که مشتمل است بر تندیسکهای گلی ، صخره نگاره ها ،سفالینه های منقوش و مهر های محکوک که ما را تا حدی با زندگی مادی و معنوی ساکنان نجد ایران د راعصارقبل ازتاریخ آشنا می کند . البته تاکید این مقاله بر سنگ نگاره هایی می باشد که برخی از آنها دارای قدمتی حدودأ چهل هزار ساله بوده و کهن ترین آثار تاریخی و هنری بجای مانده از بشرند که د ر آنها رمز و رازهای فراوانی نهفته است و از بهترین پنچره های رو به گذشته می باشند که از طریق آنها می توان از منظره های گوناگون ، زندگی انسانهای گذشته را رصد کرد .

نیازمندیهای انسانها به ارتباط با یکدیگر بستر پیدایش هنرهای صخره ای (Rock Art ) بوده که بعداً و بتدریج این هنر تبدیل به عامل بوجود آمدن حروف رمزی ، خط ، تبادل پیام ، زبان ، تاریخ ، اسطوره ها و هنروفرهنگ اقوام وملل مختلف گردیده و به مؤثر ترین اسنادی تبدیل گردیدند که پژوهشگران را با «ترجمان » فرهنگها در اقلیم ها و زمانهای مختلف آشنا نمودند .

در این مقاله تاریخچه مختصری از نگار گری و سپس پیدایش خطوط باستانی تا خط کوفی بیان می شود و آنگاه قسمتهای مختلف سرزمین ایران که صاحب بیشترین سنگ نگاره ها هستند را معرفی کرده و اشکال غالب این سنگ نگاره ها را نیز معرفی می نماید .

عظیم ترین مجموعه نقوش حکاکی شده و صخره ای ایران در منطقه « تیمره تاریخی » که شامل گلپایگان ، دلیجان ، نیم ور ، خمین و محلات می شود ، قرار دارد و این قسمت ازخاک میهن عزیزمان ایران مجموعه ای شگفت آور شامل هزاران تک نگاره ، چند نگاره و تابلوهای پر نگاره را به معرض نمایش گذاشته و کتابخانه ای سنگی و عظیم ، باستانی و پر رمز و راز را بوجود آورده که خود بیانگر وجود تمدنی بسیار پویا و با شکوه در دهها هزار سال قبل در این سرزمین پاک و مقدس بوده است .

* * *

انسان ازآغاز تکامل خویش پیوسته نیازمند به ارتباط با یکدیگر بوده ودرطی این زندگی اجتماعی ، معمولاً به سه نحو ه ارتباط دست برده و آنها را به کار بسته است .

نخست ارتباط دیداری است ، از طریق حرکات دست ها ، صورت و دیگر اندامها ، یا افروختن آتش ، به کار بردن نور یا دود برای ایجاد ارتباط ؛ و نوع دیگر ارتباط انسانها با یکدیگر ، ارتباطی است که از طریق لمس بر قرار می شده ؛ نوازش کردن ، لمس کردن یا نحوه ی حرکات انگشت ها که در میان ناشنوایان و کر ولال ها به کار می رود و نحوه ی سوم ، نحوه ی ارتباط صوتی و آوایی است ؛ فریاد کشیدن و آواز خواندن و انواع دیگری از این گونه ارتباط که در میان مردم بسیار رایج بوده است . اما انسان برای اینکه به مرحله ی ثبت آنچه که به دست آورده ، یاد گرفته و در طی تاریخ پر از سختی و کوشش تمدن خویش بتواند از آنچه که آموخته ، به خوبی استفاده کند و آن را به نسل های بعدی منتقل کند ، نیاز به مراحل پیشرفته ای از تمدن داشت ، که در واقع ، خط محصول این مرحله پیشرفته تمدن است .

اما پیش از این که انسان به کار خط مشغول شود ، از طریق ارتباط دیداری با جهان ، ارتباط هایی ابتدایی را بر قرار کرده بود . غار ها ی تازه کشف شده درآسیا ، اروپا ، افریقا و خصوصأ آمریکای جنوبی و درهمه سرزمین های دیگر و صخره های عظیم که در کوهستانها وجود دارد ، اینها همه یاد گارهایی را بر سینه ی خودشان دارند ، از عصری که انسان ، طبیعت و جهان پیرا مونش را تصویر می کرده ، نقش جانوران و نقش انسانها را در حال جنگیدن ، در حال شکار و انواع مختلف اشکال زندگی بر این سنگها و دیواره های غار ها نقش شده و ثبت گردیده است . این تصویر ها چه رنگین ، یا سیاه ، معرف دوره ای است که انسان به تصویر کردن طبیعت مشغول بوده است . آیا انسان هدفش از این تصویر کردن ، یک امر هنری و یک امر جادو یی بوده یا استفاده های دیگرمد نظر وی بوده است . ما مدرک مشخصی در دست نداریم . اما بررسی تاریخ تمدن انسان ، نشان می دهد که انسان ابتدایی هیچ کاری را بدون آن که ضرورت اجتماعی در پی داشته باشد ، انجام نداده است ( دکتر مهر داد بهار ، از اسطوره تا تاریخ ، صص253-252 ) .

سنگ نگاره ها ، کهن ترین آثار تاریخی و هنری بجای مانده از بشرند که در آنها رمز و راز های فراوانی نهفته است و از بهترین پنچره ها ی رو به گذشته های دور می باشند که از طریق آنها می توان از منظرهای perspective گوناگون ، زندگی انسان های اعصار کهن را رصد کرد . به تعبیری بستر به وجود آمدن حروف رمزی ، خط ، تبادل پیام ، زبان ، تاریخ ، اسطوره ها ، هنرو فرهنگ از سنگ نگاره هاست و آنها از بهترین ابزار های رمز گشایی ما قبل تاریخ هستند .

هنرهای صخره ای« Rock Art » اسناد دست اولی هستند که پژوهشگران را با " ترجمان " فرهنگ ها در اقلیم ها و زمان های مختلف آشنا می کنند . و سخن گفتن آنها با با تصا ویر و نشانه هایی است که اغلب در همه ی زمان ها و مکان ها برای همه ملل جهان یکسان بوده است .

محوطه های سنگ نگاره ها در ایران باستان کتاب های سنگی هستند که نویسندگان و هنرمندان آنها ، در دوره های مختلف ، زمانی که انسان هنوز زبانی برای گویش و خطی برای نوشتن نداشت، به واسطه ی آنها سخن گفته و زندگی خود و دیگران و حتی محیط اقلیمی خود را تصویر کرده است . تعداد آنها فقط در یک منطقه محدود در ایران به بیش از 21 هزار ( محوطه های 31 گانه تیمره ) مورد می رسد که عمر بعضی از آنها به چهل هزار سال می رسد و بشر تا کنون موفق به کشف هیچ پدیده تاریخی و هنری بدین قدمت نشده است .

سنگ نگاره ها ، نمادهایی از زبان ، خط ، آداب و رسوم ، اسطوره ها ، ادبیات و تعیین قلمرو و پیشرفت پلکانی بشرند .

در واقع سنگ نگاره ها ، علایم و نشانه ها ی ارتباطی هستند که از طریق آنها نیاکان ما توانسته اند زندگی کنند و دوام بیاورند ، سنگ نگاره ها گنجینه هایی از تجربه های کهن هر دوره زندگی انسان ها ست که نسل به نسل تکمیل تر شده و انتقال یافته اند . شاید اگرسنگ نگاره ها نبودند آثاری از تمدن ، فرهنگ و پیشرفت امروزی هم نبود ( محمد ناصری فرد ، سنگ نگاره های ایران ، صص3-2 ) .

تاریخچه ی نگار گری

عمر هنر صخره ای (Rock Art) در دنیا شاید با عمر انسان بر روی کره زمین برابر باشد ؛ هنر صخره ای کهن ترین و گسترده نرین هنری است که حد و مرزی برای آن متصّور نیست . از زمانی که انسان خود را شناخت برای بقا و ماندگاری خود اقدام به نگار گری در غارها ، دره ها ، و کوهها کرد . چون خط و زبانی کامل برای ایجاد ارتباط با دیگران نداشت ، خلق نقش های متنوع برای ایجاد ارتباطات فردی و گروهی اجتناب ناپذیرمی نمود .

ایجاد قلمرو ، در خواست نیازها و تمنیات ، شوق و توفیق در شکار و از همه مهمتر نقش شکار مورد نظر ، جادو نگاری برای تسلط بر حیوانات خوف آور و غلبه بر طبیعت ، نگار گری را ضرورت می بخشید . بیشترین انگیزه ی حکاکان و نگار گران بر گرفته از طبیعت (ناتورالیسم ) و مشاهدات عینی (perspective) آنها بوده که از دقت و ظرافت بر خوردار نبودند . ابزارهای بکار رفته برای حکاکی های دوران اولیه ، بیشتر از طریق کوبش pecking سنگ بر سنگ صورت می گرفته که نقوش ایجاد شده از یک سری ویژگی ها بر خوردار بوده اند :

1- به هم ریختگی طرح ها و نقش ها .

2- پهنی و ضمختی خطوط نقوش .

3- تکرار خطاها در ایجاد نقوش .

4- مجرد Abstract و غیر انتزاعی بودن نقوش .

این نمونه سنگ نگاره ها بیشتر از طریق حکاکی منفی (petroglyphs) در غارها ، دره ها و بعضی کوه ها به وجود آمده اند . بوم هایی که دارای شیب تند و جهت شرق و جنوب شرق بوده اند ، از نمونه هایی هستند که نقوش آنها از شانس ماندگاری فوق العاده ای بر خوردار بوده اند و تا امروز دوام آورده اند .

بعد از این دوره ، ایجاد سنگ نگاره ها از کوبش (pecking) استخوان سخت حیوانات بر سنگ صورت می گیرد که نقوش کمی دقیق تر و ظریف تر و انتزاعی تر (Abstraction) ( اندیشه نگار ) می شوند و آثار تکرار خطا ها نیز در آنها کمتر دیده می شود ؛ سنگ نگاره های موسوم به رنگین نگاره ها (pictographs) هم در بعضی ازغارها در حد بسیار نادر به وجود می آید (کتاب موزه های سنگی ، هنر های صخره ا ی [سنگ نگاره های ایران ] ناصری فرد ، محمد ).

ایجاد سنگ نگاره های حکاکی منفی ( ایجاد گودی ) کهن ترین آثار نگار گری بشر است ( هنرصخره ای از دوران باله تولینیک ، سایت کرد نیوز ،11 آبان 1387 ، جمال لحافیان ) . که به نظر متخصصین نقوش صخره ای و باستان شناسان ، فنجان نما ها (cup marks ) می باشند و گسترده ترین و کهن ترین آثار به جا مانده از بشرند و دارای کارکرد های متعددی در زندگی انسان ها ی اولیه بوده اند (نگهداری مواد در آنها ، کوبیدن و خرد کردن گیاهان ، گوشت حیوانات ، عصاره کشی ، خرد کردن غله و حبوبات و ...) که بعدها کار کرد های آیینی و مقدس ، گاهشماری ، جهت نمایی و حتی طرح های صور فلکی (Constellation Rock Art) نیز پیدا می کنند (htt://wwwsunreligion.net)

بعد از کشف فلزات ، سنگ نگاره ها ی حکاکی شده (petroglyphs) از نظر هنر و انتزاعی بودن (Abstraction ) به اوج خود می رسند و بشر از کوبش سنگ بر سنگ ، یا از کوبش استخوانی که قبلاً گوشت آن را خود یا حیوان دیگری خورد ه بود ، به ابزار حکاکی مناسب و کار آمدی یعنی فلز سخت و نوک تیز دست پیدا می کند . سنگ نگاره هایی که از تکنیک هنری قوی بر خوردارنبودند و بیشتر برگرفته از محیط اقلیمی ( ناتورالیسم ) و واقعیات محیط زندگی بودند ، به سنگ نگاره هایی تبدیل می شوند که از تکنیک هنری قوی برخوردارند و بیشتر رویکردی انتزاعی دارند .

هنر نگارگری تا جایی پیشرفت می کند که به عنوان یک اصل اعتقادی به فرزندان نیز آموزش نگار گری (خط پیکتوگرام ) pictogram داده می شود . نقوش از حالت تجریدی به انتزاعی (Abstraction) پیش می رود و نمادین و استیلیزه (abstruse) می شوند ( سنگ نگاره های ایران ، محمد ناصری فرد ، صص8-7 ) .

تکنیک های هنری در آنها فوق العاده رشد می کند و در ایران اوج این هنر نمادین و انتزاعی دوره ی پروتوعیلامی (protoelamite) ، ما قبل عیلامی و عیلامی است که نقوش به شکل استیلیزاسیون (abstruse) در آمده و در حد شاهکاردر هنر صخره ای (Rock art ) بشری متجلی می شود . در این دوره است که بز کوهی در قالب یک سمبل مقدس و استیلیزه شده ظهور پیدا می کند (همایش زمین شناسی ، تهران ، 1385) .

گذشته های دور

تا کنون در نواحی مختلف نجد ایران (فلاتی وسیع که با کوههای سلیمان در خاور ، کوههای زاگرس در باختر ، و کوههای البرز در شمال محدود شده است و تقریباً شامل ایران کنونی ، افغانستان و بلوچستان پاکستان می باشد . نجد ایران از دیر باز مرکز تلاقی سه فرهنگ عمده ی باستانی بین النهرین ، ماورءالنهر و سند بوده است .) آثاری پراکنده مشتمل بر تندیسکهای گلی ، صخره نگاره ها ، سفالینه های منقوش ، و مهر های محکوک شناخته شده اند که ما را تا حد ی با زندگی مادی و معنوی ساکنان این خطه در اعصار قبل از تاریخ آشنا می کنند . نخسنین قومی که در نجد ایران هویت تاریخی یافتند ، عیلامیها بودند که آنها نیز شماری آثار تصوری از جمله نقش بر جسته صخره ای از خود بر جای گذاشته اند . این دستافریده های کهن را با صفت کلی «ایرانی »مشخص و متمایز می کنند ؛ حال آنکه در واقع پیش از آغاز فرهنگ وتمدن آریایی در این سرزمین پدید آمده اند . پژوهندگان معمولاً مبدأ«هنر ایرانی »را به دوران نوسنگی (هزاره هفتم ق.م ) ربط می دهند ، ولی بر اساس کشفیات و اطلاعات دقیق تر شاید بتوان سر آغازی قدیم تر برای این هنر قایل شد . بهر حال ، معلومات موجود به ما امکان می دهند که سرچشمه های نقاشی ایران را در گذشته های بسیار دور جستجو کنیم .

صخره نگاره های منطقه کوهدشت لرستان ، که صحنه های رزم وشکار با تیر و کمان و حیوانانی چون اسب ، گوزن ، بز کوهی وسگ رانشان می دهند ، از جمله قدیمی ترین آثارتصویری یافته شده در ایران به شمار می آیند . بیشتر این نقاشی ها به شیوه ای ساده و ابتدایی و با رنگهای قرمز اُخرایی ، سیاه و یا زرد بر روی دیواره غار ها کشیده شده اند. حیوانات عموماً پهلو نما ولی انسانها گهگاه روبرو نما هستند . صراحتی اغراق آمیز در نمایش پیکره ها و حرکات به چشم می خورد ؛ همین صراحت ، به رغم عدم انسجام طرحها ، باعث شده است که موضوع جنگ و گریز به روشنی بیان شود . قدمت این صخره نگاره ها هنوز به طور دقیق معلوم نشده است و یقیناً همگی به یک دوره تعلق ندارند ؛ ولی به احتمال قوی انگیزه ی ترسیم آنها با اعتقادات جادویی مردمان غار نشین این منطقه ارتباط داشته است .

جلوه های بارز تر هنرتصویری کهن ایران رابر روی سفالینه ها یی می یابیم که از تپه سیلک (کاشان )، تپه حصار ( دامغان ) و یا کاوشگاههای دیگر به دست آمده اند . این کاوشگاهها دراصل محل سکونت مردمانی بودکه کشاورزی می کردند و در فن سفالگری مهارت کافی داشتند . آنها ظروف سفالین نخودی یا صورتی را با شکلهای کژ نمای انسانی و صور ساده شده ی حیوانی و نقوش هندسی به رنگهای سرخ و قهوه ای وسیاه می آراستند .در عصر مس و سنگ ( حدود 3500ق.م ) ، این گونه سفالینه نگاری در شوش به اوج کمال و ظرافت رسید ه بود . در این زمان ، خطوط و شکلها را به قاعده و با سنجیدگی به کار می بردند ؛ و طرح را چنان سامان می دادند که با صورت کلی سفالینه هماهنگی کامل داشته باشد .بی شک ، جنبه ی تزئینی طرح از اهمیتی خاص بر خوردار بود ؛ ولی محتملاً معنای آن برای سازنده و مصرف کننده ی ظرف بیشتر اهمیت داشت .

به قول آرتور آبهام پوپ سفالینه های منقوش را باید چون نخستین کتاب بشر تلقی کرد ، زیرا که طرح و نقش این ظرفها « بیان بیمها و امید ها ، و علایمی برای استعانت از قوای طبیعی در مبارزه ی دائم وحشتناک حیات است » ( پوپ آرترآبهام ، شاهکار های هنر ایران ، ترجمه پرویز خانلری ،تهران ،1338، ص9) . در آن روزگار ، جانوران شاخدار مظهر نیرو ی با روری محسوب می شدند ؛ و بی سبب نیست که نقش آنها را بار ها بر روی سفالینه ها می بینیم . اما برای اینکه شکل حیوان به یک نماد گویا تبدیل شود ، می بایست مشخصاتی عام و دلالتگرکسب کند . سفالینه نگار به خوبی از عهده ی این کار بر می آیند . نقش مشهور بزکوهی – که با مهارت بسیار از چند شکل و خط ساده ی هندسی تشکیل یافته – مثالی شاخص در این مورد است .

مفرغینه های لرستان (متعلق به سده های دوازدهم تا هشتم قبل از میلاد ) نیز از مهم ترین جلوه های کهن هنر ایرانی به شمار می آیند . در بررسی ویژگیها ی تصویری این اشیا ی مفرغی می توان لوح منقوش روی تیردانها را مثال آورد . نگاره های کنده کاری شده بر این صفحات متشکل اند از چند مجلس مجزا که ظاهراً وقایع مرتبط به هم را روایت می کنند . گاو نر خوابیده روی هفت کُره ، حیواناتی که در طرفین درخت مقدس ایستاده اند ، موجوداتی آدم سان که با شیران می جنگند و موضوعات خیالی از این دست در طرحهای فشرده و غالباً متقارن تجسم یافته اند .پیکر های انسانی وضع تمام رخ و نسبتاً ایستا دارند ، ولی حیوانات پر تحرک و طبیعی تر به نظر می آیند .شکلهای کژ نما ، خطوط منحنی و زوایای تیز خصلتی بیانگر به نگاره ها بخشیده اند که معانی اساطیری آنها را تقویت می کند . مفرغینه ها ی لرستان با تأثیرات صوری و مضمونی که از هنر ایلامی گرفته اند ، نمایانگر واپسین مرحله در روند تحول سنتها ی پیشا تاریخی ایران هستند .

آنچه کار هنرمندان اعصار مختلف را به هم پیوند می دهد تشابه کلی روشی است که آنان برای بیان مقاصد شان به کار می بردند .تصویر گر پیشا تاریخی طبیعت نگار نبود ، و اساساً گرایشی به تقلید از ظواهر عینی اشیاء و موجودات نداشت . او برای رسانیدن مفهومی خاص به نمایش چند ویژگی اساسی و باز شناختنی از چیزها بسنده می کرد . مثلاً ، قدرت جسمانی (یا معنوی ) شیر را صرفاً با تأکید بر ویژگیهایی چون بدن کشیده ، پنجه های نیرومند و دهان گشوده نمایش می داد . بدین سان ، پدیده های واقعی بر حسب ذهنیت تصویر گر به نشانه های رمزی تبدیل می شدند . این روش را چکیده نگاری [استیلیزاسیون ] می نامند که ساده سازی شکلها واغراق و تحریف صوری از ملزومات آن است . در روند کاربست این روش بود که مجموعه ای از قرار دادها ی تصویری برای بیان مضمونها ی معین شکل گرفت و ازدوره ای به دوره دیگر رسید .

باز نمودهای حیوان و انسان ، شکلهای دایره و مربع ، و نقشمایه هایی چون کوه ، آب موّاج ، خورشید و ماه از رایج ترین مواد تصویری کهن در هنر ایران بوده اند . در آثار نسبتاً متأخر ، نقشمایه های دیگری با خصلتهای فوق طبیعی رخ می نمایند : تلفیقی از انسان و حیوانی که روی دو پا راه می رود ، جانوری چهارپا و دارای بال ، ماری با سر گربه سان ، حیوانی که همچون انسان رفتار می کند ؛ و جز اینها . بیشتر این نقشمایه ها ی نمادین را با کمابیش اختلاف در آثار هنری بین النهرین و سایر نواحی آسیای غربی نیز می توان یافت . حتی گاه موضوعهای مرسوم در سفالینه های سیلک و مفرغینه ها ی لرستان از نو در عصر هخامنشی ظاهر می شوند . با توجه به هم آمیزی اساطیرو باورهای مذهبی و تأثیرات متقابل فرهنگی هر گونه تشابه مضمونی در آثار هنری مربوط به زمانها و مکانها ی مختلف پذیرفتنی است ( پاکباز ، رویین ، نقاشی ایران از دیروز تا امروز ، صص 17-14) .

تطوّر خطوط ( از خط تصویری Pictogram تا خط الفبایی Alphabetic.)

کشف بیش از ۳۰ کتیبه و سنگ نبشته از کهن ترین ادوار تا ۲۵۰ سال پیش که برای نخستین بار در ایران معرفی می شوند ، بیان گر سیر تطور خط در ایران هستند، چیزی که در هیچ جای دنیا بدیلی برایش متصور نیست و اتفاق نیفتاده است .

خطوط تصویری Pictogram ، اندیشه نگار Ideogram ، سطری Linear (۲۳۰۰ ق.م . کشف کهن ترین کتیبه های خطی در ایران توسط پژوهشگر ایرانی آقای محمد ناصری فرد ، رجوع شود به کتابچه گشایش باغ کتیبه ها توسط مرکز کتیبه شناسی ایران در خصوص مولاژ کتیبه های مجموعه فرهنگی تاریخی کاخ نیاوران ، ۱۵ بهمن ۸۷ و گزارش خبرگزاری میراث فرهنگی ، ۱۳۸۷/۵/۲۱ ) یا (ProtoElamite ) ، نشان های خطوط مخطط ایلام کهن (هندسی) ، (Strichschrift )، خطوط پهلوی، خطوط عربی (۹۰۶ سال پیش) ، خطوط کوفی ، خطوط فارسی تا حداقل ۲۵۰ سال پیش ( دانشمندان خط شناس ، سیر تطور خط را در دنیا بر این مبنا می دانند :

Syllobic-Alphabetic - Rebus- Logogram – Pictogram-Ideogram ) که خوشبختانه طی یک فرایند اطلاع رسانی از کشف آنها و همکاری با پژوهشکده خط شناسی سازمان میراث فرهنگی، گروهی به سرپرستی دکتر رسول بشاش رییس مرکز کتیبه شناسی ایران، طی دو سال متناوب، با مکان نمایی های آقای محمد ناصری فرد ، از همه آنها قالب گیری و تهیه ی مولاژ جهت مجموعه فرهنگی تاریخی کاخ نیاوران صورت گرفت.

برای نخستین بار تعداد زیادی از نقش مایه های سنگ نگاره های ایران با همکاری نماد شناسان بیرون از ایران تعریف می شوند و ما بدین طریق می توانیم به انگیزه و هدف حکاکان و هنرمندان آنها پی ببریم.

معرفی محوطه های جدیدی از سنگ نگاره های نقاط مختلف ایران توسط محققین و پژوهشگران که برای نخستین بار کشف شده اند.

در مجموع سنگ نگاره های مکشوفه در نقاط مختلف ایران بدین شرح می باشند : خراسان جنوبی (لاخ مزار بیرجند و نهبندان) ، خراسان رضوی (طرقبه) ، خراسان شمالی (بجنورد)، یزد (دره نهرین طبس ، کوه ارنان ، کوه هبخته و کوه سرخ ندوشن) ، سیستان و بلوچستان (نیک شهر و سراوان) ، اصفهان ( غرقاب و کوچری ، گلپایگان ، تیمره ، پشتکوه خوانسار، تیران و باغبادران) ، لرستان (همیان کوهدشت ، خمه الیگودرز، میهد بروجرد و دره یال ازنا) ، استان مرکزی (ابراهیم آباد ، یساول کمیجان ، احمد آباد خنداب ، سوسن آباد فراهان، پشتگدار محلات و محوطه های سی و یک گانه خمین ، تیمره) ، همدان (دره شهرستانه الوند ، دره گنجنامه ، مهرآباد و خوشیجان ملایر و مریانج) ، کرمان (میمند شهر بابک ، شاه فیروز سیرجان و رفسنجان) ، آذربایجان شرقی (ارسباران) ، اردبیل (شهریری ، شیخ مدی مشکین شهر) ، کردستان (دهگلا ن ، سارال ، کنچرمی بیجار، هورامان و غار کرفتو)، تهران (روستای دولت آباد شهریار، کوه کفترلو) ، قم (سنگستون و کهک) ، سمنان (کوه دختر رشم ، دامغان) ، هرمزگان (اشکفت آهو شهرستان بستک) ، آذربایجان غربی (خره هنجران مهاباد) ، کرمانشاه (سرخه لیزی ها و چشمه سهراب مرآوزا و دینور) ، قزوین (چلمبر، یازلیو قلیچ کندی بویین زهرا) ، مازندران (روستای ییلاقی نوا در بخش بالا لاریجان آمل) که برگ های زرین دیگری بر تاریخ و هویت اصیل مردمان این سر زمین می افزایند .

بیشترین سنگ نگاره های دنیا در کتابخانه ای به وسعت سرزمین ایران

سنگ نگاره ها کهن ترین آثار تاریخی و هنری به جامانده از نیاکان ما محسوب می شود. پیش از اختراع خط انسان اطلاعات معیشتی ، شکار، حفاظت ، اعلام خطر، حرف ها و اندیشه و ... را از طریق درج علائم روی سنگ ها و الواح به هم نوعان خود انتقال می داد. نماد ها ، کتیبه ها و سنگ نگاره های تاریخی بی شماری در منطقه تیمره در خمین شناسایی شده است . این سنگ نگاره های قابل استناد، در صخره های متعددی در بخش شمالی استان اصفهان و بخش جنوبی استان مرکزی در منطقه گلپایگان ، خمین ، دلیجان ، نیمور و محلات وجود دارد . قدمت بعضی از سنگ نگاره های موجود به چهل هزار سال می رسد . این در صورتی است که انسان امروزی تاکنون قادر به کشف هیچ پدیده تاریخی و هنری دیگری به این قدمت نشده است . هنر سنگ نگاری و حکاکی نقوش بر صخره ها ، در تاریخ تمدن بشر جایگاه ویژه ای دارد. هر چند در عصر ماهواره ها و دستگاه های خود فرمان ، از این هنر به گونه ای نمادین استفاده می شود.

انسان در هر زمانه ای فارغ از تاریخ فرهنگ و تمدن خویش نخواهد زیست و برای درک عمیق تر آنچه شرایط امروزین او را ساخته است الزاما به مطالعه سیر زندگانی نیاکان خویش پرداخته، افکار و آراء و اسطوره ها، هنر، معماری و ابزار های مورد استفاده پیشینیان را بر رسی کرده و به تعبیری فرهنگ مادی و معنوی گذشته را مورد توجه قرار می دهد. محققان علوم انسانی عموما در پژوهش های خود ناچارند برای کشف حقیقت و واقعیت ، از دیده ها ، شنیده ها و تجربه های عینی ناظران و شاهدان، پدیده های اجتماعی بهره برداری نمایند.

سنگ نگاره ها و نماد های صخره ای « تیمره » و دیگر مناطق نویافته که تا این زمان از زاویه نگاه محققان تاریخ هنر و مردم شناسان و نشانه شناسان پنهان بود ، اینک دروازه ای را در پهنه ای از سرزمین ایران ، بر روی صاحب نظران این حوزه ها گشوده است . در عصر انفجار اطلاعات و در زمانه ای که بشر تلاش می کند دست آورده ها و پیام انسانی خویش را برای نسل های آینده حفظ کند و این کار از ابزار های شگفت انگیز سود می برد، تا گذشته های دور که انسان پیش از تاریخ با ابزار های ساده، نقوشی ابتدایی بر دیوار غار ها و صخره ها حکاکی کرده است ، در ذات و جوهر با هر دو آنها تفکر واحدی موج می زند ، تلاش برای جاودانه شدن و ماندن در عرصه های حیات فرهنگی و روایت ایده ها و آرمان هایی بی پایان!

عظیم ترین مجموعه نقوش حکاکی شده و صخره ای ایران از نظر کثرت نقوش و نشانه های نمادین ، گستره کار و قدمت و تنوع مضمون در پهنه وسیعی با فواصل چند فرسنگی از یکدیگر در منطقه « تیمره تاریخی » که شامل گلپایگان ، دلیجان ، نیمه ور، خمین و محلات می شود وجود دارد . بنابراین ایران عظیم ترین مجموعه نقوش حکاکی شده و صخره ای و بشترین و متنوع ترین سنگ نگاره های دنیا را به خود اختصاص داده است که انبوهی از این سنگ نگاره های با ارزش در کوه ها و دره های خمین قرار دارد . این مجموعه شگفت آور شامل هزاران تک نگاره ، چند نگاره ، تابلو های پر نگاره ، یک کتیبه پهلوی ، چند کتیبه عربی و فارسی و بسیاری علائم و نشانه های نمادین تکرار شونده است (در حدود چهل نشانه نمادین) . انتظار می رود با تلاش پژوهشگران و کار بر روی این علائم ، نظریه های مربوط به کانون های پیدایش خط دگرگون شده و تحول یابد (سنگ نگاره های ایران ، صص 4-3 و 207 ) .

اندازه نقوش و موضوع نگاره ها

در سنگ نگاره های تنگ غرقاب، به ویژه در صخره کتیبه دار موضوع نگاره ها متنوع و بعضی ها بسیار شگفت انگیز است . در منطقه « تیمره » آنقدر نگاره وجود دارد که اگر شمارش آنها غیره ممکن نباشد، بسیار دشوار خواهد بود، برای مثال تنها در صخره کوچک و مشخص ابتدای تنگ غرقاب به سمت « قیدو » و در مقابل صخره کتیبه دار « چم اسبه » در سمت چپ رودخانه بیش از یکصد نگاره شمارش گردیده است. همچنین بر تخته سنگ بزرگی در سمت راست و نزدیک بند مزاین همین تنگ و ظاهرا در یک تابلو بیش از یکصد و پنجاه نگاره مشاهده گردیده است.

در تنگ غرقاب ، قیدو نقش زیبا اما فرسایش یافته ای از یک شتر سوار مشاهده می شود.

از حیوانات در حال انقراض و احتمالا نابود شده دیگر ایران ، باید از ببر نام برد . در نگاره های تنگ غرقاب قیدو طرح هایی وجود دارد که اگر چه شباهت هایی به شیر و ببر و پلنگ و یوزپلنگ دارند ، اما از نظر دانشمندان به طور دقیق از یکدیگر مشخص نیستند.

بر پایه مشاهدات فعلی تنها نگارهای دو سمت تنگ غرقاب - قیدو اعم از جانوران و آدمیان و اشیا و نماد ها منهای نگاره های پراکنده شرقی تنگ تا چشمه حاجی قارا و سمت غرب و جنوب غربی آن چشمه سفید را حداقل بین ۳۰۰۰ تا ۵۰۰۰ نگاره تخمین زده اند.

افزون بر تنگ غرقاب - قیدو که یکی از مراکز عمده سنگ نگاره ها، چه از نظر تعداد و چه از نظر تنوع نقوش در منطقه می باشد در برخی سرشاخه های رودخانه خمین و گلپایگان و تپه ماهورهای نزدیک به این سرشاخه ها بر پایه مشاهدات فعلی که امکان گسترش آن تا مدت ها موجود است و گمانه های بر خاسته از چنین امکانی ، تعداد این نگاره ها را بالغ بر ۲۵۰۰۰ تا ۳۰۰۰۰ بر آورد می کنند.

اندازه این نقوش همچون حکاکی های مناطق دیگر ایران کوچک و مینیاتوری است و بر پایه تعدادی از این نقوش که اندازه گیری شده کوچکترین شکل جانوری که از آن یک بز کوهی است ۸*۷ سانتیمتر و بزرگترین نگاره در تخته سنگی در نزدیکی « بند مزاین» انسانی غول پیکر نسبت به سواران و پیادگان پیرامون خود به بلندی ۴۴ سانتیمتر و با کمند سه شاخه و عجیبی به طول ۱۲۰ سانتیمتر می باشد .

موضوع این همه سنگ نگاره ها که تا کیلومتر ها از یکدیگر تکرار شده، مضامینی گیاهی، جانوری ، انسانی ، ابزار نماد و نوشته است و آنچه در این نگاره ها بیش از همه در اولین نگاه به چشم می خورد « بز کوهی » شکار بومی ایران و منطقه و صحنه های شکار است. بز کوهی و به ویژه بز کوهی نر با شاخ های بزرگ کشیده و به سبک های گوناگون در غالب صحنه ها خود نمایی می کند . پس از تکرار نقش بز بیشترین نگاره ها مربوط به شکار گران است که گاه پیاده یا سوار بر اسب هستند و از میان سلاح ها ، آشکار ترین ابزار شکار تیرو کمان می باشد . بعد از بز کوهی ، قوچ کوهی ، پلنگ ، گرگ ، گوزن، شیر، گراز، آهو، گورخر ( درباره منطقه نمک لون و افسانه بهرام گور و شکار گور خر و در کویر نمک و فرو رفتن بهرام در نمک لون افسانه های محلی وجود دارد.) و چهار پای عجیب است. گر چه امروزه از گوزن ، شیر و گورخر در این منطقه اثری دیده نمی شود. اما از آنجا که نگارگران این نقوش جز از روی مشاهده واقعیت ، قادر به نقاشی آنها نبوده اند ، شکی نیست که در هزاره یا هزاره های پیش جانوران یاد شده در این منطقه وجود داشته اند .

چرا اکثر نقوش سنگ نگاره ها ی ایران بز کوهی است ؟

بر روی دیواره های سنگی غارها ، کوه ها و دره ها ، سفالینه ها و پلاک ها ، فرش ها و زیر انداز ها و ... نقش بز کوهی حضور چشمگیر پیدا می کندتا جا یی که آنقدر نقوش متعدد بر سنگ های سخت کوه ها و دره ها و غار ها حک و بعضاً نقاشی می شود که بعضی بوم ها طی دوران متوالی تا بیش از پنچ مرحله حکاکی را بر خود تجربه می کنند .

در این دوره است که نقش بز کوهی به عنوان نمادی (pictogram & ideogram) از یک فرشته ی اسطوره ای و مقدس متجلی می شود .

چرا بز کوهی بر روی کهن ترین سفالینه های ماقبل تاریخ ایران حضور و ظهور هنرمندانه پیدا می کند ؟ (ظروف سفالی با نقوش بز کوهی متعلق به هزاره پنجم ق.م. اسماعیل آباد قزوین ) چرا زیباترین رب النوع ها بعد از کشف فلز از آن ساخته می شوند (مجسمه برنزی کشف شده در لرستان توسط گیرشمن متعلق به هزاره هشتم ق. م. ) ؟ چرا بر روی گردنبند ها و پلاک ها ی مقدس برای زایش زنان حضور پیدا می کنند (کشف پلاک توسط اریک اشمیت باستان شناس دانشگاه پنسیلوانیا در سال 1317 خورشیدی در درز های سنگی نیایشگاه سرخ دم کوه دشت لرستان که دو بز کوهی در طرفین زن در حال زایمان قرار دارد )؟ چرا هرجا زیست گاه و حضور انسانی بوده ، نقش بز کوهی بر دیواره های غارها ، دره ها ، کوهها ، و حتی روی فرش ها و زیر اندازها (فرش نقش ، بند ریحان = انباشت آب ، روستای ریحان خمین ، بز کوهی نماد آب خواهی ) حضور مقدس و قابل احترام داشته است (کتاب موزه های سنگی ، هنرهای صخره ای - سنگ نگاره های ایران )

چه رازی در آن نماد ها نهفته است که در جای جای زندگی ایرانیان باستان حضوری مشهود ومستمر داشته و این روند تا جایی پیش می رود که به عنوان یک نماد مقدس از آن کمک می خواسته و حتی بر بدن خود آن را خال کوبی ( tatoo ) می کرده است . هر کسی از کنار این نقوش در کوهها و دره ها عبور می کرده است به پاس احترام به آنها ، نقشی جدید در کنار و یا حتی بر روی نقش های قدیمی حک می کرده است .

تا جایی که ما شاهد بوم های سنگی هستیم اکثرأ بیش از پنج مرحله روی هم حکاکی صورت گرفته است ( درکوهی در مشرق روستای خیزاب خمین « تیمره » که این امر بی تردید نشان از تقدس آنها دارد . در هنگام سختی ها و آیین های مذهبی به آنها تمسک می جسته و آن را در اوج هنر خود به نمایش می گذاشته است (سفال انیمیشن ،مکشوفه در شهر سوخته ،با قدمت پنچ هزار ساله ) . هر جا که اولین جوشش آب بوده ، نقش بز کوهی بر روی تخته سنگ ها حضور و ظهور پیدا می کند ( دره نهرین طبس ، دره خمه الیگودرز لرستان ، دره میهد بروجرد ، دره های تیمره ، دره های ویست خوانسار ، باغبادران اصفهان کنار زاینده رود و...) یعنی درخواست آب ، زایندگی و فراوانی نعمت . در دعاهای خطوط سطری کشف شده است (کتیبه های مکشوفه در دره های تیمره با قدمت 2300ق. م.خبرگزاری میراث فرهنگی 21/5/87 )0 در تیمره استیلیزه شده بز کوهی با مفاهیم و مضامین مطروحه در قبل نیز مواجه می شویم . حتی در خوان دوم شاهنامه فردوسی از آن به غرم ( بزکوهی ) ، به عنوان ناجی و راهنمای رستم در اوج درماندگی و نا امیدی یاد می شود .

نکته جالب توجه اینکه اکثر جاهایی که نقوش متعدد بز کوهی وجود داشته است و مقدس محسوب می شده ، امروز هم بعضی از آن نقاط به عنوان قدم گاه یا محل هایی مقدس قابل احترامند ، تا جاییکه دراین محل ها هنوز عده ای غذای نذری می پزند ، شمع روشن می کنند و سنگ بر سنگ می چسبانند ( دره نرگسلو در بجنورد ، تیران در اصفهان ، ارنان در یزد ، دره های گرم ، لوز در ، خوراوند ، ورچه در تیمره خمین ) .

تمامی مباحث مطروحه نشان از این دارد که بز کوهی نمادی از یک فرشته مقدس بوده است . این گمانه زنی به شکل زیبایی با کشف چندین نقش ، تایید و تسجیل می شود .

چون 90 درصد نقش های سنگ نگاره های ایران بز کوهی هستند و اکثرا انتزاعی و مقتبس از یک اسطوره کهن می باشند ، لذا سال سنجی آنها به مراتب آسان تر از دیگر نقاط جهان است .

همانطور که ذکر شد برای ایجاد این همه نقوش جادویی و سرشار از هنر بز کوهی ، انگیزه هایی قوی و مقدس نیاز بوده است . جالب اینکه این دیدگاه فقط به مردم کهن ایران ختم نمی شود بلکه در گذشته تعداد زیادی از کشور های دنیا نیز چنین احترام و تقدسی برای نقوش بز کوهی و شاخ پیچ خورده آن قائل بوده اند .

در ادبیات اوستا یک اسطوره وجود دارد که در نوع خودش بی نظیراست و از کهن ترین اسطوره های ایران زمین است . به نظربرخی از پژوهشگران وجود نقش های مقدس بز کوهی در جای جای گذشته های کهن این سرزمین با این مجموعه اسطوره ها بی ارتباط نمی تواند باشد .

کیومرث نخستین پادشاه جهان است . کیومرث نه تنها شاه ایران بلکه شاه سراسر جهان است ، از او به عنوان "جهاندار" یا شاه جهان نیز نام برده می شود . این کیومرث در متون زرتشتی نه به عنوان نخستین شاه ، بلکه به عنوان نخستین آدم معرفی شده است . او با اهریمن زشتی ها می جنگد و به دست او کشته می شود . پس از مرگ ، دو قطره از نطفه او بر زمین می چکد و از این دو قطره ، دو بوته ریواس می روید . از این دو بوته ریواس ، یک پسر جوان و یک دختر جوان به نام مشی و مشیانه به وجود می آیند . مشی و مشیانه ، آدم و حوای ایرانیان باستان و پسرو دختر کیومرث به شمار می روند و با همدیگر خواهر و برادرند.

بعد ها همین مشی و مشیانه در یک صبح زیبا و فرح بخش ، در سیزدهم فروردین ، برای اولین بار در جهان پیمان زناشویی می بندند و به یاد ریواسی که از آن متولد شده بودند ، گره زدن دو شاخه گیاهی را نماد ازدواج قرار می دهند و در مدت پنجاه سال زندگانی ، هیجده فرزند بوجود می آورند تا سر سلسله نسل آدم شوند( کتاب آثار الباقیه ،ابوریحان بیرونی ؛ تاریخ مسعودی ؛ تاریخ طبری ؛ شناخت اساطیر ایران ،جان هینلز ؛ تاریخ نخستین شهریار در تاریخ افسانه ای ایران ،آرتورکریستین سن ،ترجمه احمد تفضلی و ژاله آموزگار) .

در فرهنگ و ادبیات زرتشتی ذکر است که پس از گذشت چهل سال از حمله اهریمن ، از نطفه کیومرث که بر زمین پاشیده شده بود ، مشی و مشیانه (آدم و حوای زرتشتی) بصورت دو بوته ریواس روییدند در همین اثنا خداوند فرشته ای را در قالب بز کوهی فرو فرستاد تا به آنها شیر بدهد. غذایشان تا مدتی شیر بود که از پستان بزی می نوشیدند ( صمدی ، مهر انگیز ، ماه در ایران ، 1367 ، ص94 ) .

به همین خاطر بز در نزد ایرانیان باستان نمادی از یک فرشته است که در مواقع سختی ها به کمک انسان می شتابد . بز در ایران باستان از نمادهای اسطوره ای بوده است . مجسمه برنزی کشف شده در لرستان توسط گیرشمن ، متعلق به قرن هشتم ق. م . موید آن است . مجسمه ترکیبی از یک رب النوع برهنه و بزی است که بر روی سر رب النوع قرار دارد .

قرار گرفتن این بز بر فراز سر رب النوع نشان بزرگی و جایگاه بز کوهی است و چون رب النوع دستان خود بر سینه ها دارد نمادی از باروری و زایندگی نیز می تواند باشد . نمونه های متعددی از این مجسمه ها متعلق به هزاره اول قبل از میلاد در بیشتر نقاط ایران بویژه در شمال غرب ایران کشف شده است .

در دوره ساسانیان بز کوهی به عنوان نمادی از فرشته یا نگهبان ماه بوده است (ماه در ایران ، ص 106 ) . بزکوهی نماد ملی ایران شده و شخصیت اولین انیمیشن در جهان را از آن خود کرده است . اولین باردر دل غارها و کمر صخره ها ظاهر شده که به عنوان خط تصویری و گفتاری برای بیان مقاصدی مانند : تزیین ظروف و غیره بکار رفته است . اوج هنر ترسیم نقش بز کوهی متعلق به تمدن عیلام می باشد (گزارش دهمین همایش انجمن زمین شناسی ایران ، 1385) .

از سروده های سهراب سپهری است که :

رنگ های شکم هوبره را ،

اثر پای بز کوهی را ،

خوب می دانم ریواس کجا می روید .

اختصاصات سنگ نگاره های تنگ غرقاب گلپایگان

۱ – در پوست گوزن : یکی از سنگ نگاره های عجیب و بسیار کم یاب و در عین حال شگفت انگیز در تنگ غرقاب - قیدو در شرق بند مزاین ، تصویر شبح مانند گوزنی است و تذکر داده می شود که در اکثر قریب به اتفاق سنگ نگاره های ما قبل تاریخ ایران ، سر های جانوران - و نه انسان - از پهلو و نیمرخ کشیده شده اند و در سنگ نگاره غارها و نگاره های صخره ای جهان نیز تا اندازه بسیار زیادی وضع به همین منوال است که البته جای تامل دارد. در این نگاره ها سر گوزن از روبرو کشیده شده است . این تفاوت به تنهایی کافیست که نگاره مذکور را از چند هزار نگاره دیگر مستثنی کند .

۲ – جنگ تن به تن آدمی : یک صفحه کمیاب حک شده در صخره ای در تنگ غرقاب یعنی دو تیر انداز کمان کشیده روبروی هم ایستاده اند و بین آنها دو طرح کوچک و نامشخص دیده می شود. عنصری که به این طرح برجستگی بیشتری می بخشد وجود شیئی است که به نسبت بزرگتری کشیده شده است . یکی از این اشیا که در سمت راست صفحه قرار دارد شبیه پیکانی است شکسته که در پشت سر یکی از تیر اندازان و به موازات آن روی بر خاک دارد . شیئی دیگر در سمته چپ بر فراز تیرانداز کشیده شده و به شکل کمانی بدون زه و یا شکل ساده یک پیه سوز می باشد . البته امکان دارد که هم آن پیکان هم این شکل هر دو علایمی نمادین باشند.

۳- صحنه زایش آدمی : کمیاب ترین صحنه موجود در این سنگ نگاره ها ، صحنه ای در کوه شاه نشین مربوط به زایش است که تاکنون چنین نگاره ای در هیچ کجای دنیا و نه هیچ جای ایران گزارش نشده است که این نگاره شامل سه انسان با دامن های مشخص و بلندی است که به نظر می رسد در پیرامون نفر چهارم حلقه زاده اند، نفر چهارم بدون دامن و پاهای آن از یکدیگر باز و در میان پاها یک بچه با دست و پای کوتاه و نا مشخص قرار گرفته است.

۴- صحنه اسبی که بر جفت مرده خود می گرید : صحنه کمیاب و ظاهرا رومانتیک و جالبی که در صخره کتیبه دار غرقاب قرار دارد اسبی ایستاده و با زین و برگ است که انگار بر جفت مرده خود می گرید ! آنچه تصویر پایین را اسبی افتاده و مرده به نظر می آورد ، تفاوت هایی است که در حالت دست و پا ، سر و گردن و نیز دم این دو اسب می توان مشاهده کرد . دست و پای کوتاه ، زین نامشخص ، تفاوت اندازه و حالت تنه خوابیده و مرده ای را به اسب پایین داده است ( ر.ک. موزه هایی در باد ، دکتر مرتضی فرهادی ).

۵- سواری در برف و یا سواران بومرنگ انداز : صحنه رومانتیک دیگر دو اسب سوار را نشان می دهد که انگار پایشان در برف و در حال حرکت هستند . در بالا و سمت راست این دو اسب سوار نقشی شبیه هلال ماه ، داس و یا بومرنگ دیده می شود و ضربه های فراوان در اطراف این دو اسب سوار حالت باریدن برف و یا گرد و غبار را ایجاد کرده است (گلپایگان در آینه تاریخ ، صص 201 -200 و211- 209 و 218-217 ) .


منابع:

1- سفال ایران، از دوران پیش از تاریخ تا عصر حاضر، لیلا رفیعی، انتشارات یساولی، 1378.

2- سفالینه های سلطان آباد، اداره آموزش ، انتشارات و تولیدات فرهنگی سازمان میراث فرهنگی كشور، 1380

3- تاریخ سفال و كاشی در ایران از عهد ما قبل تاكنون، میر محمد عباسیان ، انتشارات گوتنبرگ.

4- هنر سفالگری دوره اسلامی ایران، فاطمه كریمی ، محمد یوسف كیانی.

باستان شناسی و سفال، یوسف مجیدزاده ، مجله باستان شناسی و تاریخ، سال پنجم، شماره دوم، بهار و تابستان 80.

1- استنلی کوهن ، مقاله ، مترجم ناهید سعادتیان ، خبرگزاری میراث فرهنگی 15/11/1387.

2- اشراقی ، فیروز ، گلپایگان در آینه تاریخ ، ا نتشارات چهار باغ ، اصفهان ، 1383 .

3- بهار، مهر داد ، از اسطوره تا تاریخ ، گردآورنده و ویراستار دکتر ابوالقاسم اسماعیل پور ، انتشارات چشمه ، تهران ، 1377.

4- بیرونی ، ابوریحان ، آثار الباقیه ، به قلم اکبر دانا سرشت ، تهران ، 1352 .

5- پاکباز ، رویین ، نقاشی ایران از دیروز تا امروز ، انتشارات زرین و سیمین ، تهران ، 1386 .

6 – پوپ ، آرتور آبهام ، شاهکار های هنر ایران ، ترجمه پرویز خانلری ، تهران ،1338 .

7- صمدی ، مهر انگیز ، ماه در ایران ، تهران ، 1367 .

8- فرهادی ، دکتر مرتضی ، موزه هایی در باد ، نشر زرین و سیمین ، تهران ، 1385.

9- کریستین سن ، آرتور ، تاریخ نخستین شهریار در تاریخ افسانه ای ایران ، ترجمه احمد تفضلی و ژاله آموزگار، تهران .

10- گزارش دهمین همایش انجمن زمین شناسی ایران ، تهران ، 1385 .

11- لحافیان ، جمال ، هنرهای صخره ای از دوران باله تولینیک ، سایت کرد نیوز .

12- ناصری فرد ، محمد ، سنگ نگاره های ایران ، انتشارات زرین و سیمین ، تهران ، 1387 .

13- ناصری فرد ، محمد ، گشایش باغ کتیبه ها توسط مرکز کتیبه شناسی ایران در خصوص مولاژ کتیبه های مجموعه فرهنگی تاریخی کاخ نیاوران ، ۱۵ بهمن ۸۷ 13.

14- هنیتس ، پروفسور والتر ، یافته های تازه از ایران باستان ، ترجمه دکتر پرویز رجبی ، تهران .

15- هنیلز ، جان ، شناخت اساطیر ایران ، ترجمه ژاله آموزگار و احمد تفضلی ، نشر چشمه ، تهران ، 1368 .

کلیه حقوق برای وب سایت بنیاد ایران شناسی محفوظ است. ©١٣٩5

نشانی: تهران، خیابان شیخ بهایی جنوبی،خیابان ایران شناسی،شهرک والفجر

طراحی و اجرا: اداره رایانه و فناوری اطلاعات