بنیاد ایران شناسی-معاونت پژوهشی

گروه علمی زبان و ادب فارسی

حکیم عمرخیام نیشابوری

نويسنده : فائزه عقیقیتاريخ: دوشنبه 28 اردیبهشت 1394

منجم ، ریاضی دان و شاعر قرن ششم هجری قمری

به مناسبت 28 اردیبهشت ، روز بزرگداشت حکیم عمر خیام

خواجه امام، حجه الحق، حکیم ابوالفتح عمر بن ابراهیم الخیامی نیشابوری از حکما ، منجمین ، ریاضی دانان و شاعران بزرگ ایران در اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم (دوره سلجوقیان) است. سال ولادت و ابتدای زندگی وی معلوم نیست ولی آنچه مسلم است اینکه در قرن 5 هجری متولد شده است.مرحوم عباس اقبال آشتیانی وی را از شاگردان ابن سینا دانسته است. وی از مشاهیر حکما و منجمین و اطبا و ریاضیدانان و شاعران بوده است. معاصران او وی را در حکمت پیرو بوعلی سینا می شمردند. و در احکام نجوم قول او را مسلم می داشتند و در کارهای بزرگ علمی از قبیل رصد و اصلاح تقویم و نظایر اینها به او رجوع می کردند. وی در طول عمر خود سفرهایی به سمرقند و بلخ و هرات و اصفهان و حجاز داشته است.

خیام در زمینه شعر صاحب آثار زیادی است که در این میان مجموعه رباعیات او و همچنین مجموعه شعر او با عنوان «نوروزنامه » شهرت زیادی دارد . نوروزنامه نیز کتابی است که به زبان فارسی و درباره پیدایش جشن نوروز و آداب آن نوشته شده‌است.

همچنین خیام در زمینه جبر و مقابله خدمات ارزنده ای به عالم دانش بشری ارائه داده است. دستاوردهای علمی خیام برای جامعه بشری متعدد و بسیار درخور توجه بوده است. وی برای نخستین بار در تاریخ ریاضی به نحو تحسین برانگیزی معادله های درجه اول تا سوم را دسته بندی کرد، و سپس با استفاده از ترسیمات هندسی مبتنی بر مقاطع مخروطی توانست برای تمامی آنها راه حلی کلی ارائه کند.

در زمان ملکشاه سلجوقی و تحت نظارت وزیر او خواجه نظام الملک تحقیقات گسترده ای توسط گروهی از ریاضی دانان از جمله خیام درباره اصلاح تقویم انجام شد. حاصل این تحقیقات اصلاح تقویم رایج در آن زمان و تنظیم تقویم جلالی (لقب سلطان ملکشاه سلجوقی) بود. در تقویم جلالی، سال شمسی تقریباً برابر با 365 روز و 5 ساعت و 48 دقیقه و 45 ثانیه است. سال دوازده ماه دارد 6 ماه نخست هر ماه 31 روز و 5 ماه بعد هر ماه 30 روز و ماه آخر 29 روز است هر چهارسال، یکسال را کبیسه می خوانند که ماه آخر آن 30 روز است و آن سال 366 روز است . در تقویم جلالی در هر پنج هزار سال یک روز اختلاف زمان وجود دارد.

درباره وی گفته اند که با وجود فرزانگی بسیار، از نظر اخلاقی تند خو بوده است.

درباره سال وفات وی تردید وجود دارد. عده ای 509 هجری و عده ای 517 هجری و بعضی نیز بین 506 تا 530 هجری را سال وفات وی دانسته اند.

خیام اشعاری به فارسی و عربی و کتابهایی به این دو زبان دارد. در باره رباعیات خیام تحقیقات فراوانی به زبان فارسی و زبانهای دیگر صورت گرفته است. رباعیات خیام به اغلب زبانهای زنده دنیا ترجمه شده و ادوارد فیتز جرالد با ترجمه رباعیات او به انگلیسی، خیام را به جامعه غربی شناسانید.

استقبال بی نظیری که از خیام و افکار او در جهان شده سبب شده که این رباعیات به بسیاری از زبانهای دنیا ترجمه شود و بسیاری از این ترجمه ها باتحقیقاتی درباره احوال و آثار و افکار خیام همراه باشد.بعضی از رباعیات خیام یا منسوب بدو منشاء افسانه هایی شده است. با توجه به سبک این رباعیها از مجموع رباعیاتی که به اسم خیام شهرت یافته 178 رباعی را از او دانسته اند ولی طبق تحقیقات انجام شده 66 رباعی مسلم و به یقین از خیام است و در تعلقشان به وی هیچ تردیدی وجود ندارد .

رباعیهای خیام بسیار ساده و بی تکلف و در عین حال در کمال فصاحت و بلاغت و شامل معانی عالی و جزیل در الفاظ موجز و استوار است. خیام در رباعیات خود افکار فلسفی خود را بیان میکند.

خیام در زمان خود شهرتی در شاعری نداشته است ، زیرا رباعیاتش را در دنبال تفکرات فلسفی خود سروده و قصد او شاعری نبوده است ؛ بنابراین در عهد خود بیشتر به عنوان فیلسوف و حکیم شناخته شده بود. اما بعدها رباعیات وی شهرت بسیاری به دست آورد و نام او در شمار شاعران درآمد.


منابع:

صفا، ذبیح الله، تاریخ ادبیات در ایران، جلد دوم،تهران، ابن سینا، 1351،چاپ پنجم.

نظامی عروضی سمرقندی، چهارمقاله ، به اهتمام محمد معین، تهران، ابن سینا، 1348

ادب و ادبیات

نويسنده : فائزه عقیقیتاريخ: یکشنبه 18 مرداد 1394

ادب در اصل به معنای رسم، سنت و آیین بوده که بعدها رسم و سنت نیکو از آن منظور شده است. اکنون از واژه ادب تا حدی مفهوم فرهنگ در ایران پیش از اسلام به دست می آید. در این معنی از ادب، روش خوب، تربیت خوب، ظرافت و حسن محضر اراده شده است. این تعبیر پس از برخورد اسلام با تمدنهای دیگر مانند ایران به كلمه ادب بخشیده شد. در آن زمان صاحب ادب به كسی گفته می‌شد كه از خشونت بدوی عربی بیرون آمده و عادات و رفتارش تلطیف شده و اثری از خشونت در آن نبود. این كلمه، مفهوم اخلاقی و اجتماعی خود را در قرون اولیه اسلامی حفظ كرد و روش زندگی كردن به نحو شایسته را شامل شد. اندك اندك مفهوم فرهنگی نیز بر مفهوم اجتماعی و اخلاقی ادب افزوده شد. در این مفهوم، ادب بر مجموعه درسهایی اطلاق می شد كه بشر را ظریف‌تر و متمدن‌تر كند و شاخه های آن عبارت بود از: شعر؛ لغت؛صرف و نحو؛ معانی و بیان؛ بدیع؛ عروض؛ قافیه؛ قوانین خط؛و قرائت و بعد از آن انشاء و تاریخ نیز بر آن اضافه شد.

در زمان بنی‌امیه به كسی ادیب گفته می‌شد كه در شناسایی شعر ، تاریخ و فصاحت زبان عربی استاد بود. رابطه با فرهنگهای دیگر ادب را از صورت ملی عرب درآورد. در زمان حكومت عباسی، شناخت فرهنگ ایرانی و هندی و یونانی نیز در قلمرو ادب قرار گرفت.

در حقیقت از قرن دوم هجری به بعد، تحولی در مفهوم ادب پدید آمد و در مفهوم اخلاقی آن خصوصاً در مفهوم اخلاق عملی بكار رفت و بتدریج مفاهیم رفتار اجتماعی؛ فردی؛ فرهیختگی در امور؛ زباندانی؛ سخنوری و شعر شناسی به آن افزوده شد. بر طبق برخی منابع در مفهوم ادب، بر معرفت شعر تاكید بسیار زیادی می‌شده و شناخت شاخه‌های دیگر ادب در جهت فهم و شناخت شعر ضرورت داشته است.

در دوره‌ای ادبیات، در امور دیوانی استفاده می‌شد. دیوانیان خود را منتسب به ادب می‌كردند و آن را برای پیشرفت كار خود لازم می‌دانستند. از این زمان ادب مفهوم قدیم خود را كه عبارت از مجموعه‌ای از معارف انسانی بود از دست داد و در دایره شعر؛ نثر مصنوع ؛ تمثیل و نظایرش محدود ماند. از دوره مغول به بعد این سیر نزولی در ادب ایران محسوستر بود و در آن لفظ بر معنی فزونی یافت. در دوران متاخر كلمه ادب جای خود را به "ادبیّه" داد و با«الف و ت» جمع به صورت ادبیات درآمد.

صاحب نظران در تعریف ادبیات، نظرات متفاوتی ارائه داده‌اند و هركس از دیدگاه خویش به‌تعریف آن پرداخته است. در حقیقت ادبیات عبارت است از: ذخیره ها و میراثهای ذوقی و فكری اقوام و ملتهای جهان كه مردم در ضبط و نقل و نشر آن كوشیده و آن آثار را در واقع شایسته و درخور تلاش و كوشش خویش شناخته‌اند. بقول دكتر زرین كوب: «این میراث از رفتگان برجای مانده است و آیندگان نیز همواره بر آن خواهند افزود و بناچار از یك دست و یك جنس نیست.»

ادبیات اساسی‌ترین و اصلی‌ترین ركن هنر به شمار می‌رود كه سایر رشته‌های هنری را تحت تأثیر قرار می دهد. ادبیات گاه با تاریخ درهم می‌آمیزد ولی از تمدن جداشدنی نیست و تأثیر تمدن و فرهنگ در آثار ادبی هر قوم بوضوح مشاهده می‌شود. انعكاس حالات؛ رفتار؛ آداب و رسوم و سنن ملی هر قوم؛ طایفه و ملتی در ادبیات آنها، مؤید این گفتار است. شاید یكی از جامعترین تعریف‌ها این باشد كه بگوییم مجموعه آثار هنری هر قوم كه در قالب كلام بیان شده است، ادبیات آن قوم یا ملت به شمار می آید. از این تعریف چنین نتیجه‌گیری می شود كه ادبیات هر قوم الزاماً به تارو پود گذشته و حال آن قوم وابسته است ؛ به همین سبب انعکاس افکار ، عقاید و فرهنگ هر قوم در ادبیات آن قوم دیده می شود.

ادبیات مانند دین داعیه اصلاح جامعه و بسط دامنه اخلاق را دارد؛ منتها با آگاهی. كلمه ادب حاكی از ارتباط نزدیك ادبیات با تمدن و فرهنگ و پیشرفت انسان اجتماعی است. نظیر همین مفهوم را فرهنگ مغرب زمین نیز از ادبیات می‌گرفته است. آنچه را كه در عرف مغرب زمین معارف انسانی یا علوم انسانی نامیده‌اند، همان سلسله معارفی است كه مانند ادب ایرانی بشر را به سوی زندگی بهتر و انسانی‌تر رهنمون می‌شود.

نظامی عروضی همه صفات خوب انسانی را برای شاعر و نویسنده لازم می‌شناسد:" سلیم الفطره، عظیم الفكره، صحیح الطبع،...كریم الاصل، شریف العرض،..." و فایده شعر را آن می‌داند كه "امور عظام را در نظام عالم سبب شود".(نظامی عروضی، چهارمقاله،1375،ص47) در واقع ، نظامی عروضی ادبیات را موتور روح دانسته كه آن را در جهت پیشرفت و خیر به تحرك درمی‌آورد. ادبیات موجب تفاهم و همبستگی بین افراد بشرگردیده است.در نزد مردم عادی ادب عامیانه و در نزد طبقه تحصیل كرده ادب تكامل یافته موجب برقراری پیوندهای‌معنوی شده است. گذشته از این‌، ادبیات پیوند دهنده سایر معتقدات و معلومات بشر نیز بوده است؛حتی علوم؛ فلسفه و تاریخ از طریق ادبیات یا با آمیختگی با ادبیات، توانسته‌اند بذهن افراد غیر متخصص راه پیدا كنند و در جهان گسترش یابند.

از همه مهمتر ادبیات بعنوان یكی از شاخه‌های هنر، خزانه بایگانی ارزش‌ها بوده است. در طی هزاران سال آنچه از دریافتهای بشر قابل ثبت و ماندن بوده، از طریق ادبیات و هنر انتقال یافته است؛ تا جاییکه می توان گفت ادبیات و هنر وجه ممیز انسان است.

ادبیات فارسی یكی از مهمترین حلقه‌ها در سلسله آثار ادبیات جهانی و گوهر ناب مدنیت و فرهنگ مشرق زمین و دنیای اسلام است.؛ در اصل محصول فرایندی عظیم از مبادلات فرهنگی، برخوردها و تأثیرپذیریهای متقابل است كه در طول قرنها انجام گرفته است. بطوریکه بسیاری از فرهیختگان جهان، ایرانیان را با آثار ادبی آنها می‌شناسند.

ادبیات فارسی ارتباط نزدیكی با مباحث و مطالعات ایران‌شناختی دارد و از زیر شاخه‌های آن محسوب می‌شود. همان طور که گفته شد، در حقیقت با مطالعه ادبیات یك ملت در مورد فرهنگ، تاریخ و تمدن آن ملت اطلاعات زیادی به دست می‌آید. بدون مطالعه ادبیات فارسی در ایران، مطالعات ایران ‌شناسی ناقص و فاقد انسجام كافی خواهد بود. كارگروه"زبان و ادبیات فارسی"، بر آن است تا با توجه به اهداف و سیاستهای مدیریت جدید بنیاد ایران شناسی در زمینه مطالعات ایران شناختی، به‌مطالعه و تحقیق در این زمینه بپردازد. برخی از محورهای بحث در این‌گروه عبارت اند از:

بررسی ادبیات عامیانه در ایران

ادبیات تطبیقی و بررسی تأثیر ادبیات فارسی بر ادبیات دیگر كشورها و بر عكس

بررسی پندنامه‌ها و مباحث اخلاقی در ادبیات فارسی

بازتاب جامعه و فرهنگ ایرانی در متون ادبیات فارسی

آداب و رسوم (ازدواج؛پوشاك؛خوراك؛جنگ؛مرگ و...)

تعلیم و تربیت در بین طبقات مختلف مردم

اخلاق اجتماعی

قوانین اجتماعی

آیین ها و مذاهب مختلف

خرافات و باورها

ادبیات كودك و نوجوان


منابع:

- نظامی عروضی سمرقندی؛ چهارمقاله، تصحیح علامه محمد قزوینی، با تصحیح مجدد دكتر محمد معین، تهران،جامی ،1375

- زرین كوب، عبدالحسین؛نقد ادبی،2جلد، تهران، امیركبیر،1354، چاپ دوم

- فرشیدورد، خسرو؛درباره ادبیات و نقد ادبی،2جلد، تهران، امیركبیر،1363، چاپ اول

- حقوقی، محمد؛مروری بر تاریخ ادب و ادبیات امروز ایران، تهران، نشر قطره،1378

- اسلامی ندوشن، محمدعلی؛ جام جهان بین،تهران،جامی،1374، چاپ ششم

- دائره‌المعارف بزرگ اسلامی، مركز دائره المعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر سید كاظم موسوی بجنوردی، تهران، موسسه فرهنگی انتشاراتی حیان ،1375 ، چاپ اول

معرفی و بررسی اجمالی اندرزنامه های خسروانی

نويسنده : فائزه عقیقیتاريخ: یکشنبه 3 اسفند 1393

"پند و اندرز به هر شكل و غرضی كه بیان شود حاصل و نتیجه تجربه های ذهنی و عملی انسان است و جریان اندیشه او را برای بهبود وضع محیط زندگی و حصول سعادت مطلوب یا به عبارت كلی تر تامین نظر گوینده نشان می دهد كه ممكن است سود شخصی و فردی علت اصلی طرح مسئله باشد یا اصلاح جامعه و منافع عمومی"(جاویدان خرد:‌2535: بیست و نه)

اندرز در همه زبانها، در همه حال و همه جا و همیشه وجود داشته است و نزد هر ملتی یك نوع حالت عمومی دارد. در ابتدای امر به صورت شفاهی بیان می شده و پس از پیدایش خط و كاغذ،‌مقداری از آن به صورت مكتوب در آمده است.بسیاری از اندرزهایی كه از گذشتگان برجای مانده از نظر فرهنگ عامه موضوعات جالبی هستند و مطالعه آنها نه تنها در گذشته بلكه در حال نیز سودمند است.

در ایران نوشتن پند و اندرز به دوره ساسانی بر می گردد. بزرگان این دوره سخنان حكمت آمیز خود را به شكل اندرز كه غالبا كوتاه و موجز اما دارای مفاهیم اخلاقی و فلسفی والایی بودند تدوین كرده و ارائه دادند.

موضوعاتی كه متن اندرزها را در بر می گیرد تقابل تضادها همچون اورمزد و اهریمن(خداوند یگانه و شیطان یا ابلیس)، نیكی و بدی، قناعت و آز، رضایت و نارضائی، عدل و ظلم،‌پاكی و ناپاكی، دوستی و دشمنی، مادیت و معنویت جهان باقی و جهان فانی،‌كمال و نقصان، درویشی و توانگری،‌راست و دروغ،‌بهشت و دوزخ ،‌فروتنی و تكبر، كوشش و سستی ،‌نیك نهادی و بد نهادی، نیك سرشتی و بد سرشتی، قضا و قدر،‌نیك كرداری و بد كرداری، خدا پرستی و دیو پرستی، نیك دینی بددینی و ... و طرز برخورد انسان با آنان می باشد.

پند نامه ها مظهر زندگی عملی مردم روزگار خودهستند.

اندرزها از لحاظ محتوی و مضمون و اینكه به چه مناسبتی تهیه شده اند دارای انواع مختلفی هستند و می توان آنها را به اندرزنامه های دینی،‌خطابه شاهان،‌توصیه و وصیت به فرزند،‌مناظره و مجادله، و اخلاقی تقسیم بندی كرد.

اندرزهای دینی مانند اندرز دستوران به بهدینان،‌اندرز پوریوتكیشان؛خطابه شاهان اندرزهایی كه منسوب به شاهان هستند و از آن جمله است اندرز خسرو قبادان؛توصیه و وصیت به فرزند یا مردم نیز مانند اندرز واژه ای چند از آذرباد مارسپندان. نمونه بارز نوع مناظره و مجادله نیز ماتیكان یوشت فریان است. یكی از بهترین نمونه های اخلاقی و آموزشی نیز اندرز آذربادماراسپندان است

نكته قابل توجه این است كه غالب این اندرزنامه ها منسوب به بزرگان تاریخی و موبدان و دستوران دین هستند و مضمون آنها با صاحبان و دارنگان خویش ارتباط و همبستگی دارد.

اندرزها از لحاظ فرم و شكل نیز متفاوتند كه این فرمها عبارت اند از فرمهای خطابی(مانند اندرز خسرو قبادان)، پرسش و پاسخ(مانند اندرز دانا ، مینوی خرد و ماتیكان یوشت فریان) و اظهار مطلب .(زاهدی:1367: 6-13)

آنچه از اندرزنامه های پهلوی شناخته و موجوداست، عبارت اند از: اندرز خسرو قبادان، ماتیكان مینوی خرد، اندرز پوریوتكیشان، اندرز مزدیسنان به بهدینان، اندرز دانایان به مزدیسنان،‌پنج خوی موبدان و ده اندرز، اندرزهای موجود در دینكرد سوم،‌واژه ای چند از آذرباد ماراسپندان، اندرز ماتیكان یوشت فریان،‌اندرز اشنر دانا،‌اندرز بزرگمهر،‌اندرز انوشه روان آذرباد ماراسپندان،‌اندرز آذرباد ماراسپندان (مندرج در كتاب روایات پهلوی)، اندرز بهزاد فرخ پیروز، سخنان آذر فرنبغ و بخت آفرید، اندرزهای پیشینیان، داروی خرسندی، اندرزهای موجود در دینكرد ششم، اندرز كودكان(پازند)، اندرز مرد دانا(پازند)

اندرز خسرو قبادان یا اندرز خسرو پورقباد:‌ هرچند منسوب به خسرو اول انوشیروان(579م-531) است اما تدوین آن پس از دوره ساسانی انجام گرفته است. این اندرزنامه حاوی 380 واژه و مضمون آن اوامر و نواهی ای است كه از زبان انوشیروان به هنگام مرگ برای ملت ایراد شده است.در این اندرز شاه به مردم توصیه می كند از گناه بپرهیزند، به كارهای شایسته روی آورند ،‌ثروتهای دنیایی را خوار شمارند،‌و به آنچه پس از مرگ پیش میآید توجه كنند و ...(نوابی: 2535: 500-502)

ماتیكان مینوی خرد: این اندرز درحقیقت حكمها و رایهای روح عقل است و ،شامل پاسخهای آن روح به 62 پرسش كننده یا گروه پرسش كنندگان می باشد كه توسط یك شخصیت خیالی به نام دانا مطرح می شود.

پرسشها درمورد موضوعات مختلف و در ارتباط با دین زردشتی است. 11000واژه در متن به كار رفته است این متن توسط نریوسنگ در حدود 700سال پیش نوشته شده است.گرچه این كتاب یك متن دینی است و در آن از آفرینش و معاد و وقایع اساطیری و غیره صحبت شده است،‌ولی یك روح سرشار از خرد در آن فرمانروایی می كند. از این رو سعی شده است كه اصل دینی آن ندیده گرفته شود و حتی آن را نوعی یزدان شناسی عامیانه برای طبقه اشراف بدانند. این اندیشه كه هرچیز كه رخ می دهد چه خدایی چه انسانی،‌از خرد است در سرزمین ایران از زمانهای باستان به شكلهای مختلفی بیان شده است.(تاریخ ایران:1380: 774)؛(زاهدی:1367: 18)

در مقدمه كتاب بیان شده كه دانا چطور به دنبال حقیقت به سرزمینهای مختلف سفر كرده و با دانشمندان مختلف و عقاید و اندیشه های آنان آشنا شده است . در نهایت خرد را انتخاب كرد و مینوی خرد بر او ظاهر شد و دانا پرسشهای خود را بر وی آشكار كرد.

مقدمه كتاب با آنچه در باب برزویه طبیب دركلیله و دمنه و آنچه در شكند گمانیك در توصیف خرد آمده شباهت دارد(مینوی خرد:1354: چهارده) جملات در این متن ساده و یكدست است و كوتاه نویسی در آن رعایت شده است.

اندرز پوریوتكیشان: یا پندنامه زردشت كه به معنی نخستین دینداران است. زردشتی كه این پندنامه به او نسبت داده شده است، شاید زردشت پسر آذربد ماراسپندان باشد.1430 واژه درمتن به كاررفته است. كریستن سن عقیده دارد كه تدوین این رساله بایستی پس از انقراض عهد ساسانی باشد(كریستن سن: 1332: 30). متن این اندرزنامه دینی است و درباره اصول ایمانی،‌همان گونه كه پوریوتكیشان فرامیگرفته اند، می باشد. این اندرزنامه مردم را تشویق می كند تا برای كسب دانش دینی به هیربدستان بروند. با مردم نیك مشورت و معاشرت كنند و مراسم و آئینهای دینی را بجای آورند.نویسنده منظور اصلی خود را از نگارش این متن در ابتدا چنین می نویسد كه این سخنان را نخستین دین داران برای روشن و آشكار ساختن دین،‌برای كسانی كه به سن پانزده سالگی(سن تمیز در زردشتی گری) می رسند، گفته اند. از بند 17 به بعد آن،‌شعری است از خود نویسنده درباره گذران زندگی و خواسته های گیتی. و با صحبت از هزاره آخر و سرانجام آدمیان نیك انجام و نیك كردار و معاد،‌متن به پایان می رسد.(نوابی:2535: 526-548)

اندرز دستوران به بهدینان: یكی دیگر از اندرزنامه های پهلوی است كه دارای 790 واژه است و 35 بند دارد.متن حاوی مواعظی است از قول دستوران و موبدان زردشتی و مربوط است به تكالیف روزانه مذهبی و دوری از دیوان و گناهان و چشم بد،‌كشتن جانوران زیان مند،‌ استفاده از خلال دندان و نخوردن گوشت مردار.نكته شایان توجه این است كه دستورات موجود در این متن،‌به صورت امری مطلق بیان نمی شود بلكه در ابتدا پرسشی دینی مطرح می شود و پرسش كننده مشخص نیست و سپس دلیل انجام دادن یا ندادن آن كار مورد سوال داده می شود. به علاوه در ابتدای هرپاسخ،‌این جمله "گفته شده است" نیز می آید.(زاهدی:1367: 21-23)

اندرز دانایان به مزدیسنان: مجموعه ای است از گفتارهای حكیمانه دانایان كه تقریبا شامل 70 سطر است و از وظایف و اعمال دینی روزانه بحث می كند.سپس اندرزها كه مضامین دینی و تا حدودی اخلاقی دارند ذكر می شود. این اندرزها گاه به صورت امری و گاه به صورت جمله اخباری و نقل نتیجه كار نیك یا بد بیان می شود و در پایان صحبت از فناپذیری گیتی و چیزهای گیتی و پایداری نیكی می شود.(نوابی:2535: 494-498)

پنج خوی پیشوایان دینی و ده اندرز كه همه اندرزهای دین به آن پیوسته است:متنی است مشتمل بر 250 واژه كه جزء اندرزنامه دینی قرار دارد،‌پس از عنوان با برشمردن 5 خصلت و ویژگی پیشوایان دینی و توضیحاتی راجع به آنان آغاز می شود.

اندرزهای موجود در دینكرد سوم: این مجلد از مجموعه دینكرد اصلا شامل 420 فصل بوده و تقریبا دارای 73000واژه است. مطالب این كتاب عبارت از یك رشته بحثهایی است كه اغلب راجع به مسائل دینی و اطلاعات عمومی زردشتی می باشد و نویسنده به منظور از بین بردن و دفع شك و گمان و اعتقاد به دین مزدیسنی آن را تالیف كرده است. در عین حال دارای تعداد اندكی اندرز نیز می باشد. از این اندرزها كی اندرزی است منسوب به جم ، دیگری منسوب به زردشت است كه پندهایی برای مردم از تفسیر و گزارش دین بهی می دهد. این اندرزها دینی است و مبتنی بر اصول دین زردشتی است و شامل نیكویی كردن، تصفیه نفس،جدائی از بدتران و بت پرستان و... . اندرزی به دنبال پند مذكور می آید تحت عنوان" درباره ده قانون دژآگاهی كردن اخت دروند" همانطور كه از نام آن برمی آید،‌این اندرز منسوب است به اخت كه ده دستور ضد دین بهی را می گوید و به خلاف زردشت از عقاید دشمنی با خدایان،‌دوستی با دیوان،‌انجام كارهای زشت،‌جادوگری و آزار رساندن به مردم حمایت می كند. اندرز مهم دیگر در این متن "ده اندرز آذرباد ماراسپندان مقدس و نیز دیگر دانایان نخستین دین اشو زردشت" است. كه از نظر موضوع شباهت و قرابت زیادی با اندرز "واژه ای چند از آذرباد ماراسپندان" مندرج در كتاب متنهای پهلوی دارد. جملات در این قطعه كوتاه و ساده و قابل فهم اند.

یكی دیگر از اندرزهای دینكرد سوم،‌12 نكته ای است كه مانی بر علیه اندرزهای آذرباد ماراسپندان ذكر می كند. این قطعه كه از محفل پیروان دینهای دیگر استخراج شده ،‌نظرات مانویان و تضاد مانی و آذرباد مارسپندان را آشكار می كند.بنابر دستور دین زردشت، مرد باید از یك تخمه آزاده یا هم رسته خود،‌یا خانواده خویش زن بگیرد. اما در این قطعه صراحتا ذكر می شود كه در كیش مانوی میتوان بیرون از این گونه خانواده ها نیز زناشوئی كرد.

"ده اندرز سن مقدس درباره قانون دین مزدیسنانی" قطعه دیگری در این متن است كه مضمون آنها دینی و درباره دین مزدیسنی است.

به طور كلی سبك نگارش اندرزهای موجود در دینكرد سوم با سبك اندرزهایی كه دركتاب"متنهای پهلوی" و یا دیگر متون فراهم آمده است،فرق دارد. جمله ها دراز و پرشاخ و برگ است، طوری كه ترجمه واژه به واژه آن دشواریهای بسیار به بار می آورد.(زاهدی: 1367: 26-30)

واژه ای چند از آذرباد مارسپندان: سخنانی است پندآمیز منسوب به آذربدمارسپندان، اندرز بد و موبد بزرگ شاپور دوم ساسانی كه به هنگام مرگ،‌به جهانیان گفته و آموخته است. دارای 1270واژه است.جملات متن به صورت امری آمده اند اما این امر در پوششی از التزام اخلاقی قرار گرفته است. متن حاوی مطالب اخلاقی و اجتماعی ،‌شیوه معاشرت و زندگانی‌تربیت و فرهنگ آموختن و مقدار كمی اندرزهای دینی است.(نوابی: 2535: 550،562-569)

اندرز ماتیكان یوشت فریان: داستانی است با 3000واژه كه محتوای آن مناظره و شرط بندی درباره چیستانی است میان یوشت فریان و اخت جادوگر. داستان از این قرار است كه جادوگری به نام اخت با هفتاد هزار سپاه به قصد نابودی و تخریب وارد شهری به نام FRASH WIZARAN می شود. وی موضوع تخریب شهر را موكول به این می كند كه اگر كسی بتواند 33پرسش او را پاسخ دهد جان خود و بقای شهر را خریده است و اگر نتواند از دم تیغ خواهد گذشت. در عین حال شرایطی برای پاسخ گو می گذارد از جمله اینكه سن وی كمتر از پانزده سال نباشد. خردمندی به نام یوشت حاضر می شود تا به سوالات پاسخ گوید با این شرط كه اخت نیز در پایان به سه پرسش وی جواب دهد. پرسش ها درزمینه های مختلف از جمله علوم طبیعی، مسائل مذهبی،‌اخلاقی اجتماعی و گاه كودكانه و شگفت آور هستند. سرانجام اخت كه قادر به پاسخ گویی یك سوال از سه سوال یوشت نمیشود به وسیله وی نابودمی شود. مطالب و مواد این داستان از روایان بسیار كهن ایران باستان گرفته شده است و گواه بر این امر اشاره ای است كه در آبان یشت، بندهای 80تا84 به آن شده است. می توان چنین استنباط كرد كه این افسانه سینه به سینه نقل شده تا احتمالا در زمان ساسانیان به صورت مكتوب درآمده است. متن فوق علاوه بر سخنان اندرزی معمول ، یك چیستان عددی از شماره یك تا ده دارد. پرسشها از لحاظ موضوع متفاوت هستند. یوشت در پاسخ گویی به چیستانها، با امشاسپندان و ایزدانی كه از وی حمایت می كنند مشورت می كند و یك چیستان كه بدون یاری ایزدان حل نمی شود،‌توسط پیك ایزدان یعنی نریوسنگ داده می شود. (تاریخ ایران:1380: 771) تاوادیا معتقد است كه یك لحن شوخی و كنایه و طنز زننده ای كه در آن روزگار متداول نبوده،‌در این متن مشاهده می شود.(تاوادیا:2535 :143-144)

با بررسی مواد مكتوب دوران اسلامی و متن ماتیكان یوشت فریان، می توان به شباهت و حتی منشاء متون متاخر از این رساله پی برد. یكی از این كتب مرزبان نامه است كه در سده چهارم هجری تالیف شده است و باب چهارم آن تحت عنوان"دیوگاوپای و دانای دینی" از نظر موضوع و سبك مناظره و شخصیتهای داستان شباهت خاصی با ماتیكان یوشت فریان دارد و می توان گفت كه از این رساله پهلوی سرچشمه گرفته است. در سال 1324 مرحوم دكتر محمدمعین ضمن ذكر خلاصه ای از یوشت فریان،‌مقایسه ای میان این متن و باب چهارم مرزبان نامه انجام داده است كه تحت عنوان "یوشت فریان و مرزبان نامه" در چاپخانه مجلس در تهران در 25 صفحه چاپ شده است.(زاهدی:1367: 31-35)

اندرز اشنر دانا:این متن در حدود 1400واژه است و با احتساب حدود 600 واژه كه در دو برگ از وسط آن قرار داشته و مفقود شده است، اصل آن را حدود 2000كلمه پهلوی تخمین زده اند.اشنر در كتب متاخر پهلوی به صورت هوشور و هوش آور (به معنی استاد) آمده است. در بندهش او را معاصر كیانیان و در دادستان دینیك زمان او را بین كیقباد و سیاوش و در آفرین زرتشت هم عهد كیكاووس قرار داده اند. اشنر در روایان باستانی نام یكی از دانایان معاصر پادشاهان داستانی كیانی و بنا به روایت دینكرت وزیر كیكاووس بوده و طبق نوشته بندهش در زمان كیكاووس به دست دیوان كشته شده است. در كتاب"وجركرد دینی"داستانی از اشنر نقل شده است كه حكایت برزویه طبیب انوشیروان و رفتن او را به هندوستان از پی گیاه عجیب و آوردن كتاب كلیله و دمنه كه در شاهنامه مسطور است به یاد می آورد" كریستن سن زمان تالیف آن را بعد از عهد ساسانی می داند(كریستن سن:1332: 28) ولی بدون شك از شهرت فراوان اشنر و ذكر مكرر وی دركتب پهلوی همچون دادستان دینیك و روایات پهلوی و جلد سیزدهم دینكرت پیداست كه بخشی از اندرزهای منسوب به او دردوره ساسانیان و یا لااقل در اواخر آن دوره نزد مردم آشكار و زبانزد بوده است. اندرزهای اشنر در پاسخ به سوالاتی كه توسط شاگردش انجام می گیرد، داده می شود و به ترتیب اهمیت از شماره یك، دو، سه الی هزار ذكر می شود. هنینگ عقیده دارد كه اندرزهایی كه منسوب به هوشنگ است و در كتاب جاویدان خرد ابوعلی مسكویه آورده شده است از اندرزهای اشنر دانا نشات گرفته و پندهای هوشنگ با اشنر یك نوع شباهت اساسی به ویژه در فرم اظهار مطالب دارد.

آنچه از متن اشنر دانا باقی مانده از نظر سبك شناسی یك دست نیست و به سختی می توان پذیرفت كه به راستی بیش از 900پرسش و پاسخ دیگر هم به دنبال داشته است. تنها 56 پرسش و پاسخ از این متن به جا مانده است.(زاهدی:1367: 47-49)

پندنامه بزرگمهر بختگان یا یادگار بزرگمهر :پندنامه ای منسوب به بزرگمهر بختگان، وزیر خسرو انوشیروان كه مشتمل بر 1760 واژه است و تنها 500 واژه اول آن باقی مانده است.رساله با عبارتی كه منسوب به بزرگمهر است آغاز می شود و وی اظهار می دارد كه این یادگار را برای راهنمایی و ارشاد مردم و بهبود فرهنگ،‌به دستور شاه فراهم آورده تا در خزانه شاهی نگهداری شود. منظور از نگارش این رساله، این بوده تا مردمی كه به مقامات دولتی می رسند و ستونهای آینده كشور خواهند بود با خواندن آن نیك ورزیده شوند و شایسته مقام و افتخار بزرگان شوند. كریستن سن بزرگمهر را به احتمال قوی همان برزویه طبیب می داند كه كلیله و دمنه را به امر انوشیروان از هندوستان به ایران آورد. وی زمان تحریر آن را قرن نهم میلادی می داند اما هنینگ این نظر را رد كرده و تاریخ تحریر آن را قرن 6 میلادی و همان دوره ساسانی می داند. این رساله از دید تاریخ ادبی و بررسیهای دیر حائز اهمیت است و دیباچه آن با متن اصلی كاملا متفاوت است و به سبكی دشوار و پیچیده نگاشته شده است. پس از دیباچه كه به وسیله خود بزرگمهر بیان می شود‌، بقیه متن به شكل پرسش و پاسخ است كه هویت پرسش كننده نامشخص و پاسخ دهنده بزرگمهر است. متن حاوی مطالب و مضامین اخلاقی برای بهتر زندگی كردن،‌معاشرت، خوهای پسندیده، مملكت داری و... است و با بیاناتی مبتنی بر سرنوشت و تقدیر و بی ثباتی حیات انسانی پایان می پذیرد.

كریستن سن عقیده دارد نصایحی كه از زبان بزرگمهر نقل شده قسمتی ماخوذ از كلیله و دمنه است كه برزویه آن را از پنجاتنترا سانسكریت ترجمه كرده و بخش دیگر اقتباس از اندرزهای قدیم تر است. (زاهدی:1367: 42 به نقل از كریستن سن،داستان بزرجمهر حكیم،ص 24)

بخشی از اندرزهای بزرگمهر در شاهنامه فردوسی به نظم آمده است اما پیش از فردوسی هم این اثر به زبان فارسی به همراه "خدای نامه" یا جداگانه ترجمه شده بود. این ترجمه ظاهرا تا اندازه ای واژه به واژه بوده است. اندرزهای منسوب به بزرگمهر با اندك اختلافی با همان نظم و ترتیبی كه در متن پهلوی آمده،‌در شاهنامه آورده شده است و گاهگاه افزایشی و كاهشی در آن به كار رفته است. هرچند پندنامه بزرگمهر را به آسانی می توان در اشعار فردوسی یافت اما دچار تغییرات و اصلاحات خاصی شده است. از جمله جزئیات مربوط به اصل مذهب زرتشت مندرج درمتن پهلوی، در شاهنامه انكار گردیده و اصول اعتقادی به دین به صورت كلی مطرح شده است.(نوابی:2535: 407،425-455)

اندرز انوشه روان آذرباد ماراسپندان: منسوب است به آذرباد ماراسپندان، اندرزبد و موبد بزرگ شاپور دوم ساسانی. این رساله شامل پندهای او است برای فرزندش زردشت. متن اولیه اندرز به همراه متن "حقیقت روزها" مشتمل بر 3000واژه بوده است كه امروزه حدود 1700واژه باقی مانده است. از لحاظ سبك نگارش ، رساله فوق بسیار ساده و روان نگارش شده است و جملات كوتاه و امری و گاه به صورت نهی آمده است. به طوریكه فهم آن برای هركس آسان است.(نوابی:2535: 457-458، 473-483)

اندرز آذرباد ماراسپندان(مندرج در روایات پهلوی):اندرزنامه دیگری است منسوب به آذربادمارسپندان،اندرزبد و موبد بزرگ شاپور دوم،. در این رساله،‌شاگردی از آذرباد خواستار آموزش می شود و او 22 بند از گفته های استاد خود"مهر اورمزد" را نخست فهرست وار برای وی برمی شمرد و سپس با تعریفهای خاصی هریك را بازگو میكند.و سپس آذرباد كلیه ویژگیهای نیك راكه برای روان مفید است ذكر می كند از جمله: سه نوع رادی، راستی، قناعت، كوشائی، حمایت، نیك اندیشی، آشتی خواهی و... یكتایی. مقایسه این متن و اندرز انوشه روان آذرباد ماراسپندان در كتاب متنهای پهلوی عدم تشابه دو اندرزنامه را ثابت میكند زیرا اندرز آذرباد ماراسپندان مندرج دركتاب متنهای پهلوی حاوی مطالب پندآمیز درباره آداب سخن گفتن، حزم و احتیاط، آئین دوست یابی،‌دستورات دینی، آداب معاشرت و برنامه انجام كار در روزها و ماههای سال است و جملات آن از نظر دستوری امری هستند. در حالیكه در این متن از صفاتی همچون قناعت ، اعتدال ، عدالت،‌فروتنی،‌بردباری... سخن رفته كه برای روان مفید است. جملات این متن بلندتر بوده و از نظر دستوری اغلب در وجه التزامی می باشند.(زاهدی:1367: 46-48)

اندرز بهزاد فرخ پیروز: رساله ای است منسوب به بهزاد فرخ پیروز كه دارای 432 واژه و 37 فقره یا بند است. پند نامه به دو بخش تقسیم می شود پاره نخست تا بند 18 درباره خرد است و پاره دوم به مسئله مرگ می پردازد. از نقطه نظر ادبی ، پاره نخست آن حائز اهمیت است زیرا شعری در ستایش خرد است اما مانند دیگر اشعار پهلوی،‌به سخن منثور نوشته شده است و فرم شعری آن از ساختمان عبارات قابل تمیز است. یك نوع قافیه دارد و هر بند،‌به جز اولین بند آن مختوم به سیلاب (تر) است.(زاهدی:1367: 48-50)

اندرزهای آذرفرنبغ و بخت آفرید: دو متن كوتاهی است كه رویهم دارای 320 واژه است. اندرز اول به اولین فراهم آورنده دینكرت نسبت داده شده و مشتمل بر 104 واژه است درباره خرد و ترویج خرد است و در پایان به روان گوینده اندرز یعنی آذرفرنبغ فرخزادان درود فرستاده می شود.متن دوم به مفسر زمان خسرو كواتان(خسرو پسر قباد) نسبت داده می شود و در میان عبارات و جملات گوناگون ،‌ذكر می كند ك آذرباد زرتشتان مدت 150 سال زندگی كرد و مدت 90 سال موبد موبدان بوده است.سپس مضامین اخلاقی ذكر می شود و جملات آن كوتاه و به صورت اظهار مطلب است.(زاهدی:1367: 50-51)

اندرز پیشینیان:چهار قطعه اندرزی كوتاهی است.پندهای موجود در این قطعات همگی اخلاقی هستند .(نوابی:2535: 504-505)

داروی خرسندی:اندرزنامه كوتاهی است به زبان پهلوی كه در 17 خط و 137 واژه تنظیم شده است. همانطور كه از نام آن برمی آید نسخه و دستورالعملی است برای حصول به خرسندی و رضایت از زندگی.مولف رساله ابتدا اظهار می كند كه این دارو مستقیما دردی را درمان نمی كند اما با عمل به آن شخص همان آرامش و آسایشی را پیدامی كند كه از درمانهای دیگر پدید می آید .سپس اجزاء دارو را بیان می كند و بعد از آن طرز شناختن دارو رانشان می دهد. اگرچه برای نوشتن این نسخه از نسخه های متعارفی كه برای امراض تجویز می گردد تقلید شده است اما حتی هاون و صافی و قاشقی كه باید با آن دارو را خورد و آبی كه پس از آن باید نوشید، همه دارای معانی و مفاهیم معنوی است. نویسنده این اثر معلوم نیست و تاریخ نگارش آن مشخص نیست اما محتوای آن در كتاب تاریخ بیهقی وزیر معروف انوشیروان نسبت داده شده است. (زاهدی: 1367: 52-55)

اندرزهای موجود در دینكرد ششم: كتاب دینكرد كه دائره المعارف و فرهنگ نامه مزدیسنی است از لحاظ گردآوری مجموعه مطالب دین زردشتی و روش نگارش، مهمترین و جامع ترین اثر دوره فارسی میانه محسوب میشود و می توان آن را گنجینه ای از اطلاعات و معلومات نامید. این كتاب مشتمل بر 9جلد و 169000واژه است و از كتابهای اول و دوم و قسمت آغازین كتاب سوم اثری نیست.تالیف در قرن نهم میلادی به وسیله آذرفرنبغ شروع شد و آذر بادامتان كه پس از پسر آذر فرنبغ به سمت موبدی در پارس برگزیده شده بود،‌آن را به اتمام رسانید. از مجموعه مجلدات دینكرد، تنها دینكرد ششم است كه سراسر حاوی سخنان حكیمانه و مثلهای پیشینیان و اندرز است. این كتاب به شش بخش تقسیم شده كه هربخش با عبارت معینی آغاز می شود. بخش نخست یا بزرگترین بخش آن 325 بند دارد.بخش دوم 6 بند، بخش سوم 53 بند، بخش چهارم 83بند،‌بخش پنجم 12بند،بخش ششم 45بند دارد. بخش عمده پند و اندرز این كتاب جنبه دینی دارد اما ضمن آن پندهای اخلاقی، اجتماعی،‌و سیاسی نیز به چشم می خورد. كوشش برای به دست آوردن ارزشهای معنوی، اشاره به خرد غریزی و اكتسابی، فوائد درویشی، سپردن خویش به یزدان و فوائد آن،‌مهر دوستی یكی با دیگری،‌آداب غذاخوردن و فوائد گیاهخواری، آموزش و اعتدال و ... از جمله مطالب جالب و مهم مندرج در این كتاب است. این جنگ اندرزی درمیان ادبیات اندرزی،‌نه تنها از نظر موضوع بلكه از نظر قالب و شیوه بیان مطالب از ارزش بالایی برخوردار است. از نظر موضوع خوی خوش و اخلاق را می ستاید و یك كوشش دینی همراه بانوسازی اخلاقی را در بر دارد. از نظر شیوه نگارش ، جملات كوتاه و آسان است و مطالب گاه در قالب تشبیه و استعاره بیان شده است. در سراسر متن از دانایان پیشینیان نام رفته است و اندرزهایی از زبان آنان ذكر شده همچون آذرباد ماراسپندان، آذرباد زرتشتان،‌بخت آفرید،‌آذرفرنبغ، بهداد، آذر اوهرمزدان، آذرمهر نرسه و آذربوزید كه بایستی از روحانیان و دانشمندان دوره ساسانی باشند. شاید این رسم پسندیده و رایجی بوده كه سخنان و كلمات قصار را با نامهای معروف مربوط می ساختند تا اثر آن درمردم عمیق و فوری باشد. همچنانكه در دوره اسلامی و در كتب گویندگان آن عهد بسیاری از این اندرزها به بزرگانی چون بزرگمهر و برزویه منسوب گردید.(تاریخ ایران: 1380: 773)

اندرز مرد دانا: نصیحتهای مردی دانا به پسرش است كه شامل 520 واژه می باشد. خط نگارش این اندرز دین دبیره است و به اصطلاح پازند است.در این رساله یك نوع لطف و اندیشه زیبا و نظرگاهی ظریف و پیچیده نهفته است و برگردان پهلوی به پازند سبب شده كه دریافت و درك پندها مبهم و دشوار شود.نصیحتها با یكدیگر پیوستگی و ارتباط دارند و هراس زیركانه پدری جهاندیده را برای نگاهداری از فرزند، در آینده پرحادثه و دور نشان می دهد.سراسر متن حاوی مضامین اخلاقی و شیوه معاشرت و زندگانی با مردم و نیكی كردن است. (زاهدی: 1367: 59-60)

اندرز كودكان: اندرزنامه كوچكی است كه اصل پهلوی آن از بین رفته و تحریر پازند آن نیز در متن پازند بندهش گنجانده شده است.خط این اندرز این دین دبیره است. موضوع آن اندرز برای كودكان دبستانی است و معرف سبك خاصی در ادبیات اندرزی است. در این متن دو روایت از یك موضوع تحت این عنوان وجود دارد:"وظیفه های كودكان" و مقصود از آن،‌كودكان دبستانی طبقه اشراف است زیرا در آن زمان تنها كودكان طبقات عالی و خانواده های برجسته به دبستان می رفتند. سراسر متن حاوی پندهای ساده و روزانه است. از روال متن و سیاق عبارات چنین بر میآید كه نویسنده و گوینده اصلی این دستورها همان استاد و معلم دبیرستان است.(تاریخ ایران:1380: 771-774)؛(مزداپور:1386: 28-35)


منابع:

جاویدان خرد، 2535 ،احمد بن محمد بن مسكویه، به اهتمام دكتر بهروز ثروتیان، ترجمه تقی الدین محمد شوشتری، تهران:موسسه مطالعات اسلامی دانشگاه مك گیل

تاریخ ایران از سلوكیان تا فروپاشی دولت ساسانی،1380،گروهی از نویسندگان،ترجمه حسن انوشه، تهران: امیركبیر،چاپ اول.

مزداپور،كتایون،1386،اندرزنامه های ایرانی، تهران:دفتر پژوهشهای فرهنگی.

مینوی خرد، 1354، ترجمه احمد تفضلی، تهران: انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، 1354

تاوادیا،ج،2535،زبان و ادبیات پهلوی فارسی میانه، ترجمه س. نجم آبادی، تهران:انتشارات دانشگاه تهران.

كریستن سن،آرتور،1332،ایران در زمان ساسانیان،ترجمه رشید یاسمی، تهران: ابن سینا

زاهدی،فرح،1367، بررسی اندرزنامه های ایرانی و مقایسه آن با جاویدان خرد ابن مسكویه، پایان نامه كارشناسی ارشد، دانشگاه تهران

نوابی، ماهیار، 2535، مجموعه مقالات، به كوشش محمود طاووسی، ج1، شیراز: دانشگاه پهلوی و موسسه آسیائی

کلیه حقوق برای وب سایت بنیاد ایران شناسی محفوظ است. ©١٣٩5

نشانی: تهران، خیابان شیخ بهایی جنوبی،خیابان ایران شناسی،شهرک والفجر

طراحی و اجرا: اداره رایانه و فناوری اطلاعات