بنیاد ایران شناسی-معاونت پژوهشی

گروه علمی ادیان و آیین های ایرانی

لزوم مطالعه دینهای ایران باستان

نويسنده : شباهنگ مهاجرانیتاريخ: دوشنبه 8 تیر 1394

بخش دوم: لزوم مطالعه دینهای ایران باستان

تحقیق درباره اعتقادات مذهبی و دینهای ایرانیان باستان از چند قرن پیش از جهات و جنبههای گوناگون مورد توجه خاص قرار گرفته است. شاید بتوان گفت دلیل عمده اقبال و توجه پژوهندگان فرهنگ و تاریخ بشری به تاریخ و فرهنگ ایران باستان و ادیان رایج در این سرزمین،جایگاه ویژه و تاثیر شگرفی است كه اندیشههای فلسفی و باورهای دینی نیاكان ما در تكوین و تحول جهانبینی ها و تفكرات فلسفی شناخته شده در میان اقوام و ملل دیگر جهان داشته است.

در بررسی سیر تحول اندیشههای بشری،تاثیر و نفوذ جهانبینی دینی ایرانی در روزگار باستان، در میان اقوام و ملل مجاور و سرزمینهای بیرون از مرزهای ایران، آشكار است. برخی از محققان بر این عقیدهاند كه گونه نهایی فلسفه افلاطون، متاثر از آشنایی وی با عقاید مغان و ایرانیان است. همچنین نفوذ و رواج «آئین میترایی» یا «مهرپرستی» تا اقصی نقاط اروپا، نمونه هایی از تاثیرپردازی عمیق باورها و جهانبینی ایرانیان باستان در افكار و اعتقادات اقوام و ملل دیگر جهان است.

از این رو، تحقیق در سیر تحول افكار و اندیشههای بشری، مستلزم بررسی دقیق آراء و عقاید مذهبی و دینهای رایج در مراکز شکل گیری تمدنهای جهانی مانند بین النهرین، مصر، هند، یونان، و همچنین ایران باستان بوده است. باید توجه داشت كه در ابتدا در ایران باستان نیز مانند سایر نقاط، تنها یك مذهب توحیدی یعنی آئین زرتشتی رایج نبوده ؛ بلكه از دیرباز در این سرزمین پهناور، فرقه های مذهبی متعددی مانند فرقههای چند خدایی، دوگانه پرستی، و ... وجود داشته ولی خیلی زود مردم ایران دست از چند خدایی برداشته و با ظهور دین زرتشتی - كه در روزگار ساسانی به صورت دین رسمی درآمد – راه و روش یکتاپرستی را در پیش گرفتند. در کنار دین زردشتی، ادیان و آئین های دیگری كه برخی از آنها تا این اواخر ناشناخته مانده بود، در این کشور ظهور کردند. مانند مذاهب مزداپرستی، مهرپرستی، «زروانی» كه به احتمال زیاد در دوره هخامنشی در غرب و جنوب غربی ایران رواج داشته وعلاوه بر این، همچنان كه میدانیم آئینهای دیگری از جمله «دین مانی» و «آئین مزدك» در ایران دوره ساسانی رایج بود.

به همین دلیل باید در امر شناختن و بازشناساندن فرق و مذاهب ایران باستان از جهات و جنبه های مختلف كوشش نمود. از سوی دیگر،تحقیقات تاریخی و دینپژوهی، بر وجود پیامبران الهی و حكیمان یكتاپرست در ایران باستان صحه میگذارد. این موضوع از چند لحاظ حائز اهمیت است: نخست اینكه ریشه وحیانی بعضی از تعالیم دینی ایران باستان مانند اعتقاد به خالق متعال و بهشت و دوزخ را مشخص می سازد. ثانیا این عقیده كه همه مردم ایران، آتش پرست، خورشیدپرست و مانند آن بودند را رد می كند و در مقابل این احتمال را قوت می بخشد كه هنگام ورود اسلام به ایران،آثاری از تعالیم انبیاء الهی و حكیمان یكتاپرست باقی بوده است؛ چنان كه ایرانیان، «اهل كتاب» قلمداد شدند و در نتیجهی خدمات متقابل اسلام و ایران، تمدن اسلامی به شكوفایی رسید. ثالثا سخنان حكیمانی مانند شیخ اشراق مبنی بر وجود حكمت ویژهای منسوب به حكیمان یكتاپرست ایران باستان اثبات می شود.

• نقش و جایگاه دین در ایران باستان

در تمام جوامع بشری، اعتقادات و اعمال دینی وجود داشته وانسانها همواره از دریچه مذهب به جهان نگریستهاند. جایگاه دین در ایران باستان نیز بسیار ارزشمند بوده است. به طور كلی، تاریخ و فرهنگ بشری هرگز و در هیچ دورهای خالی از دین به مفهوم اعم و یا اسطوره و اعتقادات دینی به مفهوم اخص نبوده است. در حقیقت این اندیشه اسطورهای و دینی بوده كه آغازگر انسجام تحولات فرهنگی گردیده است. این اندیشه اسطورهای و دین است كه اندیشه فلسفی را پدید میآورد و اندیشه فلسفی و نظام فلسفی است كه سرانجام، اندیشه علمی و نظام علمی را در درون خود تولید میكند. نتیجه اینكه تحولات عظیم در حیات مادی و معنوی انسان از آغاز تاكنون پیوسته دارای اركان سهگانه دین، فلسفه و علم بوده است.

در ایران باستان، در میان این اركان 3گانه، دین نقش اصلی را برعهده داشته و در درون خود، حكمت را پرورانده و به فرهنگ ایرانزمین ارائه نموده است. در مجموع در ایران باستان و حتی در ایران پس از اسلام، دین پدیدهای مفهومساز و معیارساز است و اوج این محوریت را میتوان در دوره حدودا 400 ساله ساسانی آشكارا مشاهده نمود. در این دوره است كه دین مبنای تعاملات اجتماعی، احكام حقوقی اعم از جزایی و مدنی، ستیز با متخاصمان، تمام شایستها و نشایستها و حتی نگرشهای علمی و. . . میگردد.

قبایل آریایی در اغاز از نظر اعتقادات مذهبی، پیوندهای فكری یكسانی داشتند. براین اساس، مدتها مذهب آریاییان ایران و هند همخوانی داشته و قراین و شواهد بسیاری این مسئله را تایید میكند. آریاییان نیز مانند بسیاری از قبایل بیابانگرد، آیینها و تشكیلات مذهبی مشخصی به همراه نداشتند. عقاید مذهبی آنان بسیار ساده و بیآلایش بود. آنان قوای طبیعت را كه به زندگیشان رونق میبخشید، ستایش میكردند. همچنین در كنار توجه و احترام به قوای نیك و سودمند، به قوای شر و زیانبخش نیز معتقد بودند كه از جمله مظاهر آنها تاریكی و قحطی بود و آریاییان آنها را در اشكال اهریمنان در نظر خود ترسیم میكردند. نكته بسیار قابل توجه این است كه آریاییان از میان خدایان متعدد، به خدای بزرگتری كه به احتمال قوی اهورامزدا بوده است، توجه خاصی مبذول میداشتند. عاملی كه ایرانیان را به عنوان نخستین قوم یكتاپرست در تاریخ معرفی نموده است و روح یگانهپرستی را در آنها زنده كرده، آموزهها و تعالیم دین زرتشتی بوده است. زیرا طبق كتاب اوستا، بتپرستی بسیار مذموم شمرده میشد. ایران باستان از همان آغاز پیدایش قدرت خویش، در دنیایی كه جادوگری و سنگپرستی و بتپرستی و. . . رایج بود، تعلیمات اخلاقی را بنیان نهاد و سه آموزه كردار نیك، گفتار نیك و پندار نیك را در ان روزگار به جهان آموخت. «هرودوت» به صراحت بیان میكند كه ایرانیان برخلاف سایر ملتها، طبق روح آیین باستانی خویش از بتپرستی گریزان بودند و به آن به دیده پست مینگریستند. او همچنین بیان میكند كه پارسیان در شیوه پرستش، به هیچ روی از برای خدایان خود مجسمه، پرستشگاه و یا قربانگاه بنا نمیكنند و نسبت به آنانی كه مبادرت به چنین كارهایی میكنند، از لحاظ مرتبت عقلانی ارزشی قائل نشده و حتی به آنان نسبت دیوانگی میدهند. ایرانیان باستان همچنین آموزههای كفر و كشتار زنان و مردان برای قربانی كردن و رضایت درگاه خداوند را در این سرزمین ممنوع داشتند. وی نتیجه میگیرد كه شاید منشا و خاستگاه چنین امری از آن جهت است كه پارسیان نیز چون بر خلاف یونانیان برای خدایان، صفات و خصوصیات بشری قائل نیستند.

برخی از باورها و اعتقادات كه مستقیم یا غیرمستقیم در شكلگیری اندیشه دینی ایرانیان باستان تاثیر داشتهاند را میتوان چنین برشمرد:

1. اعتقاد به خیر و شر یكی از ویژگیها و مبانی فكری ایرانیان باستان بوده است. انسان در زمین برای كمك به پیروزی راستی خلق شده است. نظم و نسق دنیا در اساس، بر رسالتی استوار است و رسیدن به آن، یك آرمان است. در اندیشه ایران باستان، مراد از این رسالت نظام و آیینی است كه سراسر عالم هستی را به هم پیوسته و بر همه امور كلی و جزئی حاكم است. وظیفه انسان آن است كه خود را با این نظام هماهنگ كند. از منظر اندیشه ایرانیان باستان، این هماهنگی با راستی و عدالت سبب سعادت انسان در دنیا و پایداری جامعه خواهد بود. از این رو داریوش هخامنشی در اكثر سنگنبشتهها خود را دوستدار راستی معرفی كرده و میگوید: «به خواست اهورامزدا من چنینم كه راستی را دوست دارم و از دروغ رویگردانم. . . »

2. گرایش به یگانهپرستی یكی دیگر از مبانی فكری ایرانیان باستان در دوره هخامنشیان و پس از آن است. آریاییان اگرچه خدایان متعددی داشتهاند،اما به تدریج به برتر بودن یكی از خدایان بر خدایان دیگر تمایل یافته و او را خدای بزرگ خواندند (اهورامزدا) . این نكته را نیز از كتیبههای این دوران میتوان استنباط كرد. در اكثر سنگنبشتهها به این عبارت تصریح شده است كه «خدای بزرگ است اهورامزدا. . . » و پرستش اهورامزدا را مایه بركت دانستهاند.

3. نكته مهم دیگر در این زمینه این است كه همه پادشاهان ایران باستان خود را برگزیده اهورامزدا و خدایان دیگر معرفی كرده و پادشاهی خود را اعطایی از سوی اهورامزدا به جهت ساماندادن به امور این جهانی دانستهاند. (كه این امر بیانگر همسویی دین و دولت در دوران باستان میباشد. ) همچنین در دوران باستان، سیاست دینی مبتنی بر آزادی ادیان بوده است و آنها علیرغم اعتقاد به اهورامزدا، به مردم اجازه میدادند كه خدایان خود را ستایش و نیایش كنند. هرچند این تساهل مذهبی در عصر ساسانیان جای خود را به تبلیغ دین واحد داد و برخلاف عصر هخامنشیان و اشكانیان كه علاقه زیادی به دخالت در امور دینی مردم زیردست خود نداشتند، فرمانروایان ساسانی با اعتقاد به اینكه دین و حكومت تكیهگاه یكدیگرند، در تمام قلمرو خود دست به تبلیغات دینی زدند.

به یقین میان حیات مردم ایران باستان و معتقدات دینی و مذهبی جامعه ارتباط تنگاتنگی برقرار بوده است. حكومتها نیز بر بنیادهای مذهبی و دینی استوار بوده و پادشاهان باستان نیز تلاش داشتند با ابراز علاقه به اعتقادات رایج جامعه و جلبنظر دستگاههای مذهبی، پایههای خویش را مستحكم نمایند.

قابل توجه است كه سرزمین پهناور ایران به لحاظ موقعیت خاص جغرافیایی و قابلیتهای گسترده فرهنگی، محل تلاقی فرهنگها و تمدنهای عظیم و در نتیجه شیوع افكار و عقاید گوناگون بوده است. از این رو در ایران باستان تنوع جریانها، افكار و اعتقادات مذهبی متعددی وجود دارد كه این سرزمین را میدان نفوذ و فعالیت خویش قرار داده بودند و واكنشها نیز در برابر این مكاتب و مسلكها در هر دوره متغیر بوده است كه چنانچه نگاهی نظاممند به این امر داشته باشیم، نقش هر یك از این جریانات و اعتقادات پررنگ و تاثیرگذار بوده است؛ زیرا هر یك از این حوزهها به نوعی زمینهساز تحولات بعدی بودهاند. میتوان چنین نتیجه گرفت كه در دوران باستان، این دین بوده است كه بسیاری از بنیادها و موارد بنیادین اجتماعی و سیاسی و فرهنگی دوران را تغییر داده است و در محدوده خود، اندیشه علمی و نظام علمی را گسترش داده است و جریانساز، مفهومساز و معیارساز شده است.

• ادیان در ایران باستان:

عقاید و آراء مذهبی آریاییان قدیم

آئین مغان

آئین مهرپرستی یا میترائیسم

آئین زرتشت

آئین زروانی

آئین مانی

آئین مزدك

آئین بوداها و هندوییسم

مذهب و اعتقادات مادها، سكاها، هخامنشیان و پارتها

مذاهب و ادیان دوران ساسانی

آیین بودا

یهودیت و مسیحیت در ایران

آئینها

در اعصار باستانی هرگونه فعالیت فردی و اجتماعی، فكری و جسمی انسان جزیی از فعالیت دینی وی به شمار میآمد. در واقع، آنچه را كه امروزه فرهنگ مینامیم، در قدیم دین نام داشت، این ادیان، چه ابتدایی و چه پیشرفته، همگی شامل یك رشته باورها و روایات مقدس بودند كه به همراه خویش آیینهای فردی و اجتماعی متعددی داشتند و زندگی برمبنای این باورها و سنن میگشت، آیینهای پیرامون مسایلی چون زایش، بلوغ، ازدواج و مرگ، آیینهای كشت و برداشت از جمله معمولترین آیینهایی بودند كه رواج جهانی داشتند. در ایران باستان جشنهای نوروز، مهرگان و شاید سده، آیین سلطنت، آیینهای كشت و برداشت و نیز آیینهای سیاسی از جمله آیینهای مهم بوده است. جالب اینجا است كه اغلب این آیینها عمدتاً ریشه در فرهنگ بومی و نه هند و ایرانی دارند، و این خود تأثیر عمده تمدن بومی آسیای غربی را بر تمدن آریایی میرساند. درست است كه خاندانهایی آریایی بر شرق و غرب و جنوب ایران حكومت میكردند، ولی بنیانهای عقیدتی – آیینی ایشان عمدتاً از آن تمدن بومی آسیای غربی بود كه با اعتقادات آریاییان تلفیق یافته بود. مثلاً به آیین سلطنت توجه كنیم، از آیین نوروز در جای دیگر بحث خواهیم كرد.

آیین سلطنت در عهد هخامنشی را باید دنباله آیین سلطنت در میان مادها، دانست. گمان میرود كه سلطنت مادی خود آیینهای سلطنت بینالنهرینی، به ویژه آشوری را، به وام گرفته باشد.

اساطیر هند و اروپایی، بنا به عقیده دومزیل، محقق بزرگ اساطیر اقوام هند و اروپایی، نشان دهنده وجود نوعی سلطنت دوگانه در میان هند و اروپاییان است. در مجموعه اساطیر بیشتر قومهای هند و اروپایی، خدای بزرگ عمدتاً متوجه امور الهی و مسایل كلی جهان است و به همراه او ایزدی دیگر وجود دارد كه بیشتر به مسایل بشری میرسد. این نظام جهانداری در ریگودا به صورت میتره – ورونه (Mitra - Varuna) وجود دارد. ولی در آثار بازمانده زردشتی (گاهان و اوستای جدید) نشانی مستقیم از مقام دوگانه سلطنت روحانی هند و اروپایی و هند و ایرانی (ریگودا) باز نمانده. در گاهان جز اهوره مزدا خبری از ایزدان نیست و در اوستای جدید كتیبههای هخامنشی نیز اهوره مزدا از دیگر ایزدان فاصله بسیار دارد. هر چند مهر (برابر میتره ودایی) دراوستای جدید و كتیبههای متأخر هخامنشی همچنان خدایی بزرگ و مشخص است و حتی در اوستا با تركیب Mitra - Ahra بر میخوریم كه بازمانده و تغییر شكل یافته همان میتره – ورونه است. اما خدایی و، در نتیجه، سلطنت در ایران امری مشترك میان دو كس نیست.

این سلطنت یگانه، كه شباهتی به نظام مشخص حكومت – روحانیت دوگانه در اساطیر هند و اروپایی و هند و ایرانی ندارد، تحولی است كه نمونهها و سابقه تاریخی وسیعی در آسیای غربی دارد. در آسیای غربی، از مدتها قبل از هخامنشیان، به علت رشد نظام آبیاری متمركز و دولتی، سلطنت صورت خودكامگی شرقی داشت. در این میان، در هزاره اول پ. م. ، سلطنت آشوری صورت كامل خودكامگی مطلق به خود گرفته بود، در حالی كه در بابل هنوز موقعیت شاه محدودیتهایی داشت. در میان اقوام غرب نجد ایران كه در رابطه تاریخی طولانی با بینالنهرین بودند، گونه های سلطنت بینالنهرینی تقلید میشد و نمونه پیشرفته سلطنت در جهان متمدن به شمار میآمد.

در همین هزاره اول، نه تنها به علل یاد شده، بلكه بنابر علل دیگر نیز، زمان بسیار خدایی به سر میآمد و عصر یكتاپرستی آغاز میشد. این امر نیز بر نظام حكومتی و دینی ایران اثر گذاشت و قوم ایرانی نه تنها یكتاپرستی هزاره اول پ. م. را پذیرفت، بلكه قدرت مطلق و مقدس شاه آشوری را نیز به صورت سلطنت مطلق و مقدس ایرانی در آورد. در بینالنهرین، باور بر این بود كه شاه بینالنهرینی اصلی الهی داشت و گاه او را خدا مینامیدند، شاه پاسخگوی خدواند در حفظ مردم، سرزمین و آبادانی آن بود و تنها در برابر خداوند مسئول به شمار میآمد. خداوند به شاه بینالنهرینی فرّه سلطنت میبخشید و شاه به یاری این فرّه شاهی و موفق بود و اگر خداوند فرّه را از او باز میگرفت، سرنگون میشد

ادیان باستانی ایرانیان

نويسنده : شباهنگ مهاجرانیتاريخ: دوشنبه 8 تیر 1394

بخش اول: ادیان باستانی ایرانیان

دین و مطالعات مربوط به آن، بی تردید، از جمله پدیده‌هایی است که بلندایی به قامت و قدمت حیات انسانی دارد.

شواهد باستان شناسی، دوره ای از تاریخ را نشان می دهد که مربوط به چهل تا شصت هزار سال پیش است. آثار مکشوفه از غرب ایران (لرستان) حکایت از رواج گسترده مراسم مذهبی و دینی در این سرزمین دارد و خوشبختانه این امر ناقض نظریه بسیاری از محققین و مردم شناسان غربی و از جمله نظریه جان بولاک انگلیسی است که به مرحله بی دینی در ادوار اولیه تاریخ انسان معتقد بود. همو بود که می گفت: پائین ترین مرحله حیات انسان، مرحله «لادینی و خدا نشناسی» است.

رسالت دین، برخوردار كردن همه مردم از اندیشه و تعقل و آزادی معقول و كرامت و شرافت انسانی است. و در این راستا، این که اندیشمندان و متفکران دین شناس، چگونه و با چه زاویه و با چه سازوكاری به مطالعه دین می‌پردازند و اساسا با کدامین ابزار یا ابزارهایی می توان بهتر به مطالعه دین پرداخت، سؤالی است که همواره توجه بسیاری ازمحققان را به خود معطوف داشته است.

همان طور که گفته شد، قدمت ادیان در زمین به قدمت حضور انسان بر روی كره‌ی خاكی است كه به امر ذات اقدس‌اله مقرر گردیده است. با ورود كنكاشگرانه در نوع زندگی و عقاید آنها به این واقعیت می رسیم كه ابتدایی ترین انسان‌ها و جوامع انسانی به نوعی دارای اعتقادات دینی بوده اند.

واقعیت این است که در این جهان بزرگ از آغاز خلقت تا کنون، انسانها با همه طوایف و تیره های گوناگون، هر کدام روش و مسلک خاص و اعتقاداتی را برگزیده اند و دستور مذهبی ویژه ای را برای انجام مراسم دینی خود اتخاذ کرده اند و در طول زمان، کیش و آئین خود را به فرزندان و بازماندگان خویش نسل به نسل منتقل نموده اند و بعداً تاریخ نگاران هر یک از این روشها و مسلک ها را بنام دین و مذهب فرقه خاصی، ضبط کرده و برای اطلاع آیندگان به یادگار باقی گذاشته اند. قرآن کریم هم دقیقاً همین حالت را تأیید میکند: کل حزب بما لدیهم فرحون (سوره المومنون، آیه 53) . هر گروهی به آنچه خود پسندیدند دل خوش کردند.

البته اکثر پژوهشگران، مباحث خود را در رابطه با ادیان ابتدایی، از مراسم آئینی انسان غار نشین آغاز نموده‌اند.

انسان‌های اولیه از زمانی كه خودشان را شناختند، معتقد گردیدند كه می توانند كمك‌هایی را از نیروی [ماوراءالطبیعه] خود دریافت نمایند و از آن كمك و استمداد می‌طلبیدند. بنابراین، آن نیروهای خارق‌العاده را مورد پرستش قرار می‌دادند. پس انسان ها ی ابتدایی عموما به نیروهای فراطبیعی باور داشته و بسیاری از عادت های فرهنگی آنان از اینگونه گرایش‌های ماوراءالطبیعه سرچشمه گرفته است. بنابراین با نگرشی دقیق در زندگی انسان‌های اولیه می توان دریافت كه در تمامی ادوار، انسان‌ها دارای حیات مذهبی بوده‌اند[و ایرانیان نیز نه تنها در این زمینه از دیگران جدا نبوده‌اند،بلكه در بیشتر موارد پیشتاز بوده‌اند و دین در حیات فردی و اجتماعی تمام ایرانیان نقشی بزرگ داشته و دارد؛ لذا برای شناخت این ملت، و برای شناخت هویت آن، لازم است كه تاریخ دین و اعتقادات و آیین‌های آن مورد بررسی قرار گیرد.

دین پدیده‌ایست مستقل از سایر پدیده‌های اجتماعی، لكن بدون ارتباط با آنها هم نیست و لذا امور سیاسی و اقتصادی حادث در ملت بر آن موثر واقع می‌شود. بعلاوه، از آنجا كه هیچ ملتی نمی‌تواند برای مدتی طولانی در خود منزوی بماند و با ملت‌های دیگر مرتبط نشود، شؤون اجتماعی ملت‌های دیگر خواسته یا ناخواسته بر آن اثر می گذارند و در حركت اجتماعی اش سهیم می‌شوند. بنابراین حقایق، یك تاریخ جامع دین در ایران به ناچار باید به همه این تاثیر و تاثرها توجه كند.

روایات مذهبی (عهد عتیق و جدید و قرآن) و آثار بدست آمده از کهن ترین دوران حیات بشر، همه حکایت از دینداری انسان می کنند. روانشناسی تاریخی انسان نشان می دهد که بشر از پگاه آفرینش لحظه ای بی دین و و بی عقیده نبوده است. اشکال پرستش در کلیه ادوار تاریخ نیز همین را ثابت می کند. بنابراین اگر ما تاریخ تکامل انسان را به دو دوره یا مرحله کلی تقسیم کنیم، درمی یابیم که در دوره تکامل، عصری که مرحله بدوی حیات انسانی است، بشرمعتقد، متدین و صاحب عقیده بوده است. درخشش عصر دینداری انسان از مرحله ای است که تکامل مغزی یا عقلی انسان آغاز می شود ؛ و همین مرحله، آن دوره ای است که گزارشهای مذهبی سخن از حضور پیامبران دارند.

براین اساس، كارگروه مطالعاتی دین و ایران زمین با هدف آشنایی با ادیان و مذاهب در گستره تاریخ، جایگاه دین در اندیشه ایرانیان و تاثیر ادیان و آیین ها و معتقدات ایرانی بر نحوه زندگی مردم، در اردیبهشت ماه 1393 شكل گرفته است. در این حوزه، چیستی دین، تحول و تكامل و تقسیم بندی ادیان،‌دین و جایگاه آن در اندیشه ایرانیان، ادیان اولیه ایرانی، تفكرات و اندیشه های معنوی ایران قدیم و دیدگاه مردم نسبت به دین، ادیان و مذاهب مردم ایران زمین و نحوه و چگونگی تاثیرگذاری آنها بر ایرانیان در ادوار گوناگون تاریخ، از دوره باستان تا ورود اسلام به این سرزمین و نیز پس از رسمی گشتن مذهب تشیع تا زمان حاضر به عنوان كاركردهای اصلی مورد مطالعه قرار خواهد گرفت. با توجه به اینكه دین بستگی نیرومندی با یکایک همیشه ارتباط و وابستگی نیرومندی بین دین و سایر وجوه فرهنگی، سیاسی و اقتصادی جوامع وجود دارد (هم بر آنها تاثیر می گذارد و هم از آن ها نیز تاثیر می پذیرد)، هنرها، آداب و رسوم، ادبیات، اخلاق، زبان، دانش های مختلف، مفاهیم، ارزش ها، آیین ها و سازمان های دینی هر جامعه ای در بستر هستی آن جامعه متمدن، با دین مرتبط بوده اند و هنوز نیز مرتبط می باشد هستند و تا انتهای زندگی نوع بشر با این ارتباط پا بر جا خواهد بود، لذا شیوه اصلی فعالیت در این کارگروه پژوهشی، كاوش همه جانبه برای شناخت دین و تدوین یك اطلس دینی مرتبط با وجوه گوناگون حیات جامعه بشری در ایران اعم از سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، انسان شناسی و بررسی سلسله ادیان و تنوع آیین های مذهبی ایرانی می باشد.

• دین چیست؟

بررسی های تاریخی نشان می دهد كه دین همزاد انسان بوده و بشر از آغاز زندگی‌اش بر روی زمین، به فرمان فطرت و به جهت تامین نیاز روحی، پیوسته به دین و دین‌داری (با نمادهای گوناگون آن) گرایش داشته و یك یا چند پدیده و موجود طبیعی یا ماورایی را (صرف نظر از درستی یا نادرستی عقیده و عمل بر پایه آن) مورد تقدیس و پرستش قرار داده است.

شاید اغراق نباشد اگر بگوییم كه در اكثر جوامع بشری و در میان شؤون مختلف سازنده‌ی فرهنگ، دین مهمتر و نافذتر از بقیه بوده است. شاید بتوان چنین ملت‌هایی را با صفت «دینی» نامبردار ساخت، زیرا دین بیش از سایر جنبه‌های فرهنگی بر زندگی آنها تاثیر نهاده است.

كلمه‌ی «دین» كه در زبان‌های ایرانی و سامی مشترك است به معنای كیش و آیین می‌باشد. به نظر می‌رسد كه دین، یك واژه ایرانی و فارسی است كه بعدها به زبان‌های سامی(عبری، آرامی و عربی) راه یافته است.

دین در اوستا به معنای ضمیر و وجدان پاك است و به صورت دئنا (Daena) آمده که به معنی وجدان است. دین در ادبیات دینی پهلوی به صورت‌های گوناگون به كار رفته است. در حال حاضر زرتشتیان كلمه «بهدین» یا «دین‌بهی» را برای دین خود به كار می برند.

معنای دین در زبان‌های سامی خصوصاً آرامی (اقوام ساکن شمال بین النهرین) به معنای قضاوت و داوری است و هم‌چنین به معنای اطاعت و فرمانبرداری است.

دین در لغت عرب به معنی «اطاعت و انقیاد» هم آمده آنگونه که به معنای «آئین و شریعت» هم به کار گرفته شده است.

در قرآن كریم دین همیشه به صورت مفرد به كار رفته است. كلمه دین به غیر از معانی و مفاهیم ذكر شده، به معنای روز جزا و قیامت هم آمده است: «مالك الیوم الدین».

در زبان‌های مشتق از لاتین، دین به صورت «Religion» آمده، یعنی پیوند و ارتباطی روحانی میان مردمی كه اعتقاد مشتركی دارند.

دین از نظر اسلام به دو صورت تعریف شده است:

1. دین عبارت است از قانون و نهادی خدایی كه مشتمل بر اصول و فروع آن می‌باشد. دین از طرف خداوند بر مردمی عاقل نازل شده است. اصول شامل اعتقادات نفسانی و باطنی و امور نظری است مثل ایمان به خدای یگانه و روز رستاخیز و ... و فروع شامل اجرای اعمال دینی مثل نماز و روزه و ...

2. عبارت است از اقرار به زبان و اعتقاد درونی به پاداش و كیفر در آن جهان و عمل به اركان و دستورات آن دین.

بنابراین تعریف اعتقاد به دین دارای سه جنبه است:

اقرار به زبان – اعتقاد درونی – عمل به اركان

• تقسیم‌بندی ادیان

طبقه بندی مذاهب در تاریخ، بر اساس نژاد شناسی به این صورت خواهد بود.

1 – مذاهب اقوامی که از میوه درختان و شکار زندگی می کنند.

2 – مذاهب اقوامی که به کشت و زرع می پردازند.

3 – مذاهب اقوامی که از گله داری امرار معاش می کنند.

4 – مذاهب اقوام ومللی که متمدن شناخته می شوند.

و طبقه بندی ادیان جهانی بر اساس جامعه شناسی بدینگونه تقسیم بندی می شود:

1 – ادیان کلانی به مانند آئین توتم پرستی و ...

2 – ادیان ملی و قبیله ای: مانند آئین چند خدایی یونان باستان، بین النهرین و هند

3 – ادیان جامع جهانی: یهودیت، مسیحیت، اسلام

طبق آیه 17 سوره حج «ان الذین امنوا و الذین هادوا و الصائبین و النصاری و المجوس و الذین اشركوا... » اسلام دین یا ادیان مردم جهان را به سه دسته تقسیم كرده است:

1. دین اسلام یا همان پیروان و ایمان آورندگان به آن

2. ادیان یهود،صائبین و نصارا و مجوس (زرتشتی)، كه پیروان این چند دین، جزء اهل كتاب محسوب می‌شوند

3. دین مشركان كه شامل ادیان دیگر جهان می‌شود مانند ادیان ابتدایی و قدیم و ادیان هندوان و بودا و. . .

در حقیقت دین حق از نظر قرآن همان دین اسلام است و ادیان گروه دوم یعنی یهود و صائبین و نصارا و مجوس یا مزدیسنی، از دیدگاه اسلام جزء ادیان منسوخ به حساب می آیند. چرا كه این ادیان با آمدن دین دیگر، یكی پس از دیگری منسوخ شده‌اند و سرانجام دین اسلام كه كاملترین دین و آخرین دین الهی است، همه را منسوخ كرده است. گذشته از ادیان گروه دوم، ادیان دیگر جهان از نظر اسلام باطل و غیر الهی‌اند و در ردیف ادیان اهل كتاب محسوب نمی‌شوند.

گروهی از جامعه‌شناسان و دانشمندان نیز برای ادیان جهان تقسیم بندی‌هایی ارائه نموده‌اند كه از آن جمله است:

1. ادیان ابتدایی: منظور از ادیان ابتدایی ادیانی هستند كه در میان اقوام عقب افتاده امروزی پیدا می‌شود و یا در میان انسان‌های ماقبل تاریخ بوده است.

2. ادیان راقیه یا مترقی: ادیانی هستند كه در حال حاضر جزء آیین مردم متمدن محسوب می‌شوند.

گاهی هم ادیان جهان را به اشكال زیر نقسیم كرده‌اند:

1- ادیان منقرض یا قدیم یا خاموش: ادیانی هستند كه در قدیم پیروان زیادی داشته‌اند، اما اكنون از بین رفته‌اند و پیروانی ندارند مانند ادیان مردم بین‌النهرین، مصر قدیم، یونان باستان و روم باستان.

2- ادیان زنده یا حیه‌ی جهان: شامل ادیانی هستند كه در حال حاضر پیروانی در سطح جهان دارند. از جمله: اسلام، یهودیت، مسیحیت، زرتشت، هندوئیسم، بودائیسم و. . .

• فایده تاریخ ادیان

از آن‌جا كه اندیشه دینی، نخستین عقیده فلسفی است كه در میان انسان‌های ابتدایی در قدیم الایام پیدا شده و از روزگار باستان به علت توجهی كه بشر به ماوراءالطبیعت داشته،این فكر در ذهن او ظهور كرده و كم‌كم گسترش یافته و تمدن اولیه بشر را تشكیل داده است. پس مطالعه در افكار دینی ملل، مارا از تحولات فكر بشر در دوران مختلف ودر جوامع گوناگون مطلع می‌سازد. دیگر اینكه درمی‌یابیم كه افكار امروزی ما از چه مبدایی نشات گرفته و تا چه حد افكار دینی جوامع مختلف در یكدیگر تاثیر داشته است. همچنین اقالیم گوناگون جغرافیایی و محیط زیست چه تاثیری در پیدایش یا توسعه یك دین داشته است. همین محیط اجتماعی است كه در طول تاریخ توانسته شارعین و پیغمبرانی را كه مستقیم و غیرمستقیم تحت تاثیرات افكار مثبت یا منفی زمان خود بوده‌اند،به وجود آورد.

بنابرانی مطالعه در تاریخ ادیان، ما را از تحولات فكری بشر در زمان‌ها و مكان‌های مختلف مطلع می‌سازد، منشا افكار و اعتقادات اجتماعی را روشن می‌نماید. بدین ترتیب، تاریخ ادیان باعث گسترش و تغذیه‌ی علومی چون فلسفه، جامعه‌شناسی،‌تاریخ و جغرافیای انسانی و. . . خواهد شد و به انسان در رسیدن به كمال انسانیت و معرفت الاهی یاری می‌رساند.

بسیاری از محققین و دانشمندان شعور دینی انسان را در سه مرحله معرفی کرده اند:

«شعور انسان سه مرحله را متناوباً طی می کند ؛ مرحله زبانی که در این مرحله پدیده ها را با خود قیاس می کند و آنها را از خود قوی تر می داند. دوم حالت متافیزیکی است که انسان برای تبیین پدیده ها، از قوای طبیعت چشم می پوشد و به عالم مجردات راه می یابد و سوم حالت علمی که آدمی پدیده ها را را با یکدیگر می سنجد.

درحالت زبانی تحولات فکری انسان از کیش «فتیش» آغاز می شود که ارواح نیک و بد را در سرنوشت خود دخالت می دهد، آنگاه خدایان متعدد را پرستش می کند. یعنی ارواحی که شماره آنها کمتر و دارای قدرت بیشتری می باشند مورد توجه و نیایش قرار می گیرند و پس از گذشت مدتی، این خدایان را متراکم می کند و در یک خدای واحد جای می دهد و واحد پرستی را به وجود می آورد. واحد پرستی آن مرحله ای است که شعور، انسان را ابتدا به ماوراء طبیعت و سپس به طبیعت مشغول می کند.

سیاهان بدوی نوعی نیروی ماوراء اشیاء مادی را پرستش می کنند که می توان آنها را با ارواح مقایسه کرد.

(فیتیشیسم) یا روح پرستی یکی از ابتدایی ترین ادیان بشر است.

(فیتیش) شیئی یا اشیائی مثل مهره ها و سنگ ریزه ها و مثل بعضی از اشیاء متبرک بوده که مورد پرستش بدوی ها قرار می گرفته است. معابد انسانهای اولیه شکافهای کوهها بوده و افراد بدوی چون این شکافها را پیدا کردند، مهره هایی در این شکافها و غارها یافتند که آنها را با دقت خاصی تراشیده و سوراخ نموده و با رشته های مخصوص، نخ کرده و در آنجا نگهداری می کردند. بدوی ها با دست زدن و لمس آنها و یا بوسیدنشان، آنها را عبادت می کردند.

(فتیش) به معنای اعتقاد به تقدس بعضی از اشیاء طبیعی است».

ضمناً (فتیش) به معنای اعتقاد به نیروی مرموز در وجود برخی اجسام و حیوانات نیز می باشد.

البته باید در اینجا به نکته مهمی اشاره نمود و آن اینکه اصلاً مردم بدوی یا بومیان قبایل تعدادی از جزایر دورافتاده و کشورهای آفریقایی به علت دور ماندن از مظاهر تمدن و پیشرفت و عدم برقراری ارتباط با افراد ساکن در مناطق پیشرفته، در حقیقت دارای همان آئین و کیش انسانهای اولیه از قبیل انسانهای نئاندرتال و کرومانیون بودند که سینه به سینه و نسل به نسل به آنها منتقل شده بود. این گونه افراد بدوی علاوه بر فتیشیسم اصول عقاید دیگری مانند انیمیسم و توتمیسم نیز داشتند که در مورد این عقاید در قسمتهای بعدی توضیح داده خواهد شد. اما ابتداء باید با انسانهای نئاندرتال و کرومانیون آشنایی بیشتری پیدا کنیم.

عقاید انسانهای نئاندرتال:

از عقاید این انسانها سندی در دست نیست، اما از آثار و اشیاء بدست آمده از قبور این نوع انسانها، چنین پیداست که آنها ارواح را می پرستیده اند. انسانهای این دوره از تاریخ خیال می کرده اند که مردگان دارای حیات جسمانی مرموزی هستند.

عقاید انسانهای کرومانیون:

انسانهای کرومانیون نیز مردگان خود را در محل خاصی دفن می کرده اند و در قبور مردگان اسلحه و زیورآلات و انواع خوراکیها قرار می دادند.

انسانهای نئاندرتال و کرومانیون از خیلی از جهات شبیه به یکدیگر بوده اند و منجمله هر دو اعتقاد به قدرت برتر ارواح و تائید آن در زندگی زندگان داشته اند. اما به نظر می رسد که انتسانهای کرومانیون علاوه بر روح پرستی به پرستش حیوانات نیز مشغول بوده اند.

محققان این نظریه را از تصاویر حیواناتی که در آثار بدست آمده از دوره کرومانیون ها حک شده، برداشت کرده اند. برخی از محققان این تصاویر را به مثابه نوعی جادو، سحر، و افسون تفسیر کرده اند.

انیمیسم (روح پرستی):

انیم به معنای به هیجان آوردن و تحریک کردن و از نظر لغوی به معنای روح است. انیمیسم از مذاهب ابتدایی به حساب می‌آید. روح پرستان از قبایل بدوی و ابتدایی بودند که به وجود ارواح نامرئی خاصی معتقد بودند و از نظر آنها این ارواح خصوصیاتی همچون شخصیت انسانی داشته و صاحب آگاهی و اراده بودند و همچنین خصوصیت کینه و نفرت و عشق و محبت و خدمت و خیانت در این ارواح وجود داشته است. ارواح به انسانها زندگی و حیات و حرکت می‌دادند.

توتمیسم:

یکی دیگر از ادیان ابتدایی، توتم پرستی است که پیروان این آئین هر شیئی یا حیوانی (بیشتر حیوان) را که می‌پرستیدند، در مراسم عبادی خود تلاش می‌کردند تا خود را به شکل آن توتم در آوردند و از جهت آرایش و پوشاک وحرکات از آنها تقلید می کردند. آنها خوردن گوشت توتم را نیز بر خود حرام می‌کردند و خود را زائیده توتم می‌دانستند و او را پرچم جاوید جامعه و قبیله خود و همچنین منشأ زیبایی و شکوه می‌دانستند.

قبیله‌های بدوی و قبایلی که امروزه نیز در آفریقا، هندوستان، آمریکای شمالی و استرالیا در بدویت زندگی می‌کنند از پیروان این مذهب و آئین بوده و هستند.

کلیه حقوق برای وب سایت بنیاد ایران شناسی محفوظ است. ©١٣٩5

نشانی: تهران، خیابان شیخ بهایی جنوبی،خیابان ایران شناسی،شهرک والفجر

طراحی و اجرا: اداره رایانه و فناوری اطلاعات